اگر تازه ازدواج کرده اید بخوانید


اگر تازه ازدواج کرده اید بخوانید



اگر تازه ازدواج کرده اید بخوانید
اگر تازه ازدواج کرده اید بخوانید


بسیاری معتقدند دوران تجرد، دورانی است كه افراد در آن آزادانه زندگی می كنند، هر چه بخواهند می خورند، می گویند، ‌ می روند و ... اما همین كه با كسی عقد كنند باید با آزادی ها و خوشی ها خداحافظی كنند.



ازدواج، بیرون آمدن از پوسته تنهایی است. وقتی مجردی، در لاك تنهایی فرو رفته ای؛ ازدواج، شریك كردن یك نفر دیگر در همه زندگی خودت است؛ وقتی مجردی، شریكی نداری؛ ازدواج، تولد یك خانواده جدید است؛ وقتی مجردی، خانواده ات همانی است كه بود؛ ازدواج، هویتی جدید برای مرد و زن است؛ وقتی مجردی، چیزی جز دختر یا پسر خانواده نیستی؛ ازدواج، یك دنیا وظیفه و تعهد است؛ وقتی مجردی، وظیفه و تعهد زیادی نداری و دوران پس از ازدواج با زمانی كه مجردی از زمین تا آسمان فرق دارد.



باید پای حرف تمام افراد متاهل و مجرد نشست و صحبت هایشان را مو به مو گوش داد و آنوقت نتیجه گرفت كه دنیای تاهل جذاب تر است یا دنیای تجرد، البته اگر همه آنهایی كه سفره دل شان را پهن كرده اند راست گفته باشند و از احساسات واقعی شان پرده برداشته باشند.



بیشتر آدم ها هیچ وقت از شرایطی كه دارند راضی نیستند، آنها هر وقت به چیزی می رسند، باز هم افسوس گذشته را می خورند یا نگاه شان به داشته های دیگران است، پس وقتی از ازدواج و تجرد هم حرف می زنند دچار همین حس می شوند برای همین است كه حرف آدم ها در مورد این دو دوره از زندگی را نمی توان ملاك قضاوت صد درصدی برنامه داد؛ ولی فارغ از این بحث ها آنچه كه نمی شود در آن شك كرد مزایایی است كه به واسطه ازدواج سهم آدم ها می شود و محدودیت هایی كه پس از ازدواج دست و پای آدم ها را می بندد.



بسیاری معتقدند دوران تجرد، دورانی است كه افراد در آن آزادانه زندگی می كنند، هر چه بخواهند می خورند، می گویند، ‌ می روند و ... اما همین كه با كسی عقد كنند باید با آزادی ها و خوشی ها خداحافظی كنند.



درست است كه این نگاه در مورد امر مهمی مثل ازدواج کمی سطحی به نظر می رسد اما باید پذیرفت كه واقعاً دنیای تجرد و تاهل تفاوت های بسیاری با هم دارند. به بیان دیگر هر كدام از این دنیاها قوانین خاص خود را دارند كه افراد برای موفقیت در زندگی باید بر طبق آن قوانین زندگی كنند.



جالب آنكه برخی از قوانین دوران تجرد نه تنها با قوانین زندگی مشترك متفاوت است بلكه كاملاً بر ضد آن هم هست. در حالی كه همه می دانند جمع نقیضین محال است. تفاوت قوانین این دو دنیا و عدم توجه افراد به آنها باعث شكل گیری مشكلات و اختلافات بسیاری میان دختر و پسر به خصوص در دوران نامزدی می شود. در ذیل به برخی از این عادات اشاره می شود.



تصمیم گیری های یك جانبه


شاید در دوران تجرد افراد در بسیاری از مواقع به خصوص در مورد مسائل شخصی شان به صورت انفرادی تصمیم گرفته و عمل نمایند اما دنیای تاهل با اینگونه تك روی ها سازگار نیست. در این دوران افراد باید از ساده ترین امور تا پیچیده ترین آنها با نامزدشان مشورت كرده و بر اساس تصمیمی كه از طریق شور گرفته می شود عمل نمایند. تك روی در دوران نامزدی به معنای نادیده گرفتن فرد مقابل و عدم اعتماد به اوست به همین دلیل باعث اختلاف و درگیری میان افراد می شود.

همه چه دختر خانم و چه آقا پسر باید با انجام درست و به موقع وظایف و مسئولیت هایشان باعث سرعت یافتن روند سیر زندگی به سمت موفقیت شوند



عدم مسئولیت پذیری

اصطلاحاً به یكی از عادت هایی كه اغلب افراد در دوران تجرد به آن مبتلا هستند « از زیر كار در رفتن » می گویند. شاید در دوران تجرد عدم مسئولیت پذیری در برخی از امور مشكل آفرین نباشد و افرادی چون پدر و مادر یا خواهر و برادر جور فرد غیر مسئول را بكشند اما پس از عقد و در زمان نامزدی و حتی بعد از آن در زندگی مشترك خبری از این زیر كار در رفتن ها نیست. همه چه دختر خانم و چه آقا پسر باید با انجام درست و به موقع وظایف و مسئولیت هایشان باعث سرعت یافتن روند سیر زندگی به سمت موفقیت شوند.



ابراز علاقه درست


همه می دانند كه دو جنس مذكر و مونث در بسیاری از جهات و امور با هم متفاوتند. یكی از این تفاوت ها نحوه ابراز علاقه است. جنس مونث به دلیل روحیه بسیار لطیفی كه دارد همیشه با مهر و محبت علاقه خود را به اطرافیان و دوستان نشان می دهد اما بالعكس در جنس مذكر معمولاً شوخی و شیطنت و گاهی اذیت نشان دهنده علاقه به فرد مقابل است. شاید این روند در دوران تجرد مناسب و منتقل كننده احساسات به فرد مقابل باشد ولی باید توجه داشت كه هیچ كارایی برای دوران تاهل ندارد به همین دلیل هر دو جنس باید تا حدودی از موضع خود فاصله بگیرند.



ابراز علاقه همسران


یعنی نه دختر خانم بی نهایت عاطفی و رمانتیك باشد كه آقا پسر اصلاً نتواند با او صحبت كند و نه آقا پسر از شوخی و اذیت های زیاد برای ابراز علاقه به نامزدش استفاده كند كه خانم حس كند او هیچ عاطفه و علاقه ای ندارد. حد تعادل یقیناً ضامن خوشبختی طرفین خواهد بود.



كنار گذاشتن برخی اخلاق و عادات زشت


برخی اخلاق های زشت مانند توهین كردن،‌ مسخره كردن،‌ عیب جویی كردن، زورگویی و ... جز عاداتی هستند كه فرد باید قبل از عقد از آنها كناره بگیرد زیرا این تکنیک ها نه تنها در دوران تاهل هیچ سودی ندارند بلكه نوعی بی احترامی به فرد مقابل محسوب شده و باعث ایجاد كدورت، ناراحتی، دعوا و جدایی می شود. توجه داشته باشید كه « احترام متقابل » مهمترین اصل موفقیت در زندگی مشترك است.

منابع: سایت سه نسل/سایت سه نشانه



اقتصاد خانواده در ابتدای زندگی مشترک

1:

مردها را خوب بشناسید

اگر تازه ازدواج کرده اید بخوانید

مردان همیشه از انتظاراتی كه از زنان دارند سخن می‌گویند و برخی از زنان هم می‌گویند توقع و انتظار دو طرفه هست و نباید فقط زن از شوهر یا شوهر از زن توقع داشته باشد.


12 عشقی که زندگی شما را سیاه می کند (همراه با توضیحات)
برخی از انتظارات كه مردان از زنان دارند بجا و برخی كمی غیر واقع بینانه هست.


انواع مرد از نظر خانم‌ها
همچنین برخی از این توقعات تا حدودی وابسته به جنسیت مردانه و بعضی هم وابسته به فرهنگ هست.


رشد طلاق چه کسانی را به نابودی می‌کشاند‌؟
از بین همه‌ توقعاتی كه تقریبا مردان همه‌ كشورها از زنان دارند برخی را كه به نظر خودم و از دیدگاه دانش روانشناسی‌، موجه‌تر و منطقی‌ترند انتخاب كرده‌ام تا در این مطلب نظرتان را به اونها جلب كنم.


پدیده چند همسری در آمریکا+عکس
به این انتظارات توجه كنید:


یادتان باشد، مردها هیچ‌وقت اشتباه نمی‌كنند !
با اون كه زنان گمان می‌كنند درگوش كردن به حرفها و احساس دیگران مهارت دارند اما یکی از بزرگترین شکایت‌های مردها این هست که زنان شنونده خوبی برایشان نیستند.


اینگونه عاشق همسرتان شوید
احتمالا زنان به دلیل شناخت بیشتری كه روی همجنسان خود دارند گوش شنواتری نسبت به شكایات یا درد دل‌های زن‌ها دارند ولی در مورد مردان‌، هنوز لازم هست نكاتی را در نظر بگیرند‌.


☻ فضیلت مرد بر زن مثل فضیلت آب نسبت به زمین است ☻
باید به گوش‌هایشان بگویند مانند یك طلبكار كه به در خانه‌ كسی می‌رود تا پولش را بگیرد ، با مردان در ارتباط باشند.


این افراد جذاب‌ شما را بدبخت می‌کنند
بنابراین در وقت گوش دادن به حرف‌های همسرتان به این نكات دقت كنید :


_ هنگامیکه مرد مشغول ابراز افکار و احساسات خود هست صحبت‌هایش را قطع نکنید
البته نشستن و حرف نزدن برای زن‌ها در این مورد سخت هست چون اون‌ها هم دوست دارند احساسات خود را نشان دهند ولی اینکار به دلایل زیر مردها را ناراحت می‌کند:

_ مردها باید هنگام صحبت تمرکز نمايند
خصوصا وقتی که دارند از احساسشان حرف می‌زنند.

چون اینکار برایشان خیلی هم سخت هست.

قطع کردن صحبت مرد باعث می‌شود تمرکزش از بین برود.

مردها حین صحبت سکوت می‌نمايند تا احساسشان را نظم دهند.


اگر در این میان زن صحبت طولانی کند، مرد تمرکزش را از دست می‌دهد.

مردها هدف مدار هستند و در اون واحد می‌توانند به یک موضوع توجه کرده و در مورد اون حرف بزنند.

اما زنها دایره وار فکر می‌نمايند و در اون واحد می‌توانند در مورد چند مساله حرف بزنند.

اما اینکار مردها را گیج می‌کند.

مردها نیاز دارند که احساس نمايند، کارها را درست انجام می‌دهند بنابراین وقتی شما صحبت‌شان را قطع می‌کنید گویی به اون‌ها فرموده اید : باز هم داری اشتباه می‌کنی! پس من تو را متوقف می‌کنم.

راه حل این هست كه بدون اونکه صحبت مرد را قطع کنید، فقط گوش دهید و مطمئن باشید که حرف‌هایش را تمام کرده.

مثلا می‌شود پرسید: آیا مورد دیگری هم هست که بخواهی بگویی؟ بدین ترتیب تا آخر مطلب گوش شما همچنان طلبكار باقی می‌ماند.


_ گوشتان را طلبكار كنید!
هر زنی لازم هست هنگامی که همسرش می‌خواهد با احساسات خود ارتباط بربرنامه کند‌، صبور باشد، عجله نكند و به او وقت لازم را برای این كار بدهد.

توجه داشته باشید كه معمولا وقتی مساله‌ ناخوشایندی پیش می‌آید، احساسات انسان شش مرحله زیر را (به ترتیب) در مقابل این مساله طی می‌کند :


1 - خشم
2 - سرزنش و انزجار
3 - رنجش، غم و یاس
4 - ترس، نگرانی و ناامنی
5 - تاسف، درک و پذیرش مسئولیت
6 - هدف، راه حل
7 - عشق، تحسین و بخشش

وقتی انسان از چیزی ناراحت می‌شود
با اولین سطح یعنی خشم و رنجش روبرو می‌شود ولی به‌ تدریج این مراحل را طی می‌کند تا به پایین‌ترین نقطه برسد.

درست مانند این كه سوار آسانسور شده هست.

نكته مهم در این جا این هست كه زنان باید حواسشان باشد كه آسانسور مردان در این مورد از زنها کندتر حركت می‌كند.

مردان اغلب مدت زیادی در هر کدام از این لایه‌ها می‌مانند و ابتدایی‌ترین لایه هم برایشان، خشمگین و معذب بودن هست.

این توقف طولانی در هر کدام از این سطوح زن‌ها را ناراحت می‌کند.


اما اگر زنی شناخت كافی روی مرد‌ها داشته باشد این احساس ناراحتی را با صبوری تحمل می‌كند تا همسرش هم بتواند عبور موفقی از بحران یا ناراحتی پیش آمده، داشته باشد.

بنابراین اگر همسرتان به سختی در مورد احساسش صحبت می‌کند به او بیشتر وقت بدهید.

چون اینکار برای او مثل صحبت کردن به زبان دوم هست! اما بالاخره موفق خواهد شد.

همچنین الگوی پیمودن طبقاتی احساسات را برای همسرتان توضیح دهید.

زن می‌تواند با سوال‌هایی مثل: چه چیزی تو را ناراحت کرده؟ یا از چه نگران هستی؟ و...

او را به لایه‌های بعدی احساس راهنمایی کند.

اما این كار طبیعتا باید با استقامت و هستقامت كافی انجام شود.


مردها انتظار دارند زن‌ها بدانند كه هر مردی از اشتباه كردن متنفر هست! و بعید هست اشتباه كند!

«از کسی آدرس را سوال کن» مرد اینطور برداشت می‌کند که زن به او فرموده «تو نادانی و نمی‌توانم به تو اعتماد کنم» یا مثلا اگر زن بگوید «عزیزم کمی آرامتر عمل کن» مرد اینطور می‌شنود که «تو بلد نیستی چکار کنی» !

این برداشت‌ها باعث می‌شود که زنها از مردها بترسند و سعی نمايند دائم مراقب فرمودارشان باشند تا سوء‌تعبیر نشود.

روانشناسان می‌گویند در مورد اینکه چرا مردها فکر می‌نمايند که باید همیشه حق با اونها باشد باید به کودکی اونها رجوع شود.

اكثر مردها آموزش دیده‌اند که دنیای بیرون خود را کنترل نمايند، چون متاسفانه از کودکی به اونها فرموده شده ارزش اونها معادل موفقیت‌هایی هست که به دست می‌آورند.

مثلا اغلب به پسر بچه‌ها فرموده شده «چون باغچه را خوب بیل زدی و آشغال‌ها را جمع کرده‌ای این پول مال تو».


به همین دلیل، بسیاری از مردها اعتماد به نفس و موفقیت‌هایشان را با هم یکسان می‌گیرند.

اونها فکر می‌نمايند خودشان باید بدانند که کار درست کدام هست بنابراین در اغلب موارد ، نصیحت‌های یك زن را به عنوان نشانه‌ای از بی اعتمادی او نسبت به خود می‌بینند.

برای حل این موضوع به این توصیه‌ها توجه كنید:


از به کار بردن الفاظ و عباراتی که باعث احساس بی‌کفایتی در مرد می‌شود خودداری کنید.

مثلا اگر راه را گم کرد نگویید تو همیشه حواس‌پرتی و...

بلکه مثلاً بگوییم این خیابان‌ها گیج نماينده هستند و اگه از کسی بپرسیم بهتر راه را پیدا می‌کنیم.

در واقع در مورد شخصیت و توانایی‌های یك مرد نظر ندهیم و تنها احساس خود را بیان کنیم.

مثلا نگوییم تو به خاطر این کار مرد بدی هستی فقط بگوییم که این کار تو مرا ناراحت می‌کند یا می‌رنجم یا...

ضمنا باید حتما به او بگویید که به او اعتماد دارید.


البته منظور این نیست که هرگز به او بازخورد منفی ندهید.

اگر او با شما بدرفتاری کرده و شما را رنجانده، نباید نگران این باشید که بازخورد شما را چگونه معنا می‌کند بلکه باید بطور سالمی ابراز وجود كنید و شرایط و وضعیت خود را برایش توضیح دهید.


اگر رفتاری حاكی از بی اعتمادی به او نشان دادید كه باعث ناراحتی همسرتان شد، حتما با او صحبت کنید و نظرش را بخواهید.

برایش توضیح دهید كه نمی‌خواهید تقصیرها را به گردنش بیاندازید بلکه می‌خواهید با او همکاری کنید.

هر وقت امكانش را دارید همسرتان را تایید کنید و از قابلیت‌هایش تعریف کنید.

حتی اگر برای کارهای ساده روزمره مثل خرید کردن یا رفتن سر کار باشد.

اما دروغ نگویید و او را به خاطر قابلیت‌هایی كه واقعا حائز اونهاست تایید كنید.

برای موفقیت بیشتر در روابط همسرانه لازم هست هر دو طرف همدیگر را بهتر و بیشتر بشناسند و تفاوت‌ها و شباهت‌هایی را كه با همدیگر دارند كشف كنند.

وگرنه زندگی برایشان شیرین نخواهد بود.

2:

اگر تازه ازدواج کرده اید بخوانید

مدام نگران حرف و قضاوت امت هست.

دوستانش را هم بر همین پايه انتخاب می کند؛ اگر چند خودرو مدل پایین جلوی خانه اش پارک نمايند یا موقع رفتن مهمان ها ناچار شود برای یکی از اونها به مقصدی که فکر می کند در شأن خانواده او نیست از آژانس محل ماشین بگیرد، به خیالش آبروریزی می شود.


از دردسرهای انتخاب مهمان و هستفاده از خودروی شخصی هم که بگذریم، انتخاب لباس، میوه و شیرینی، گوشت، مرغ، ماهی و نوع چیدمان خانه را نمی شود نادیده گرفت.

اگر شما هم زندگی چنین فردی را دیده باشید، حتما می دانید چقدر سخت هست که زندگی شخصی تان را با نوع نگاه و نظر امت تطبیق دهید و بر این پايه دائم تغییر کنید.


تجمل گرایی یا ترس از رفتن آبرو
شاید فکر کنید کسی که دائم به فکر حرف امت هست و رفتارش را مطابق با نظرات اونها تغییر می دهد، حتما باید آدم افاده ای، کمی تا قسمتی پولدار و به فکر تجملات زندگی باشد، اما این طرز فکر اشتباه هست؛ چراکه آقای نعمتی با این که از نظر اقتصادی وضع متوسطی دارد و اصلا اهل پزدادن و این جور کارها و حرف ها نیست، باز هم دائم به حرف امت فکر می کند و حتی خرید مایحتاجش را بر اون پايه تغییر می دهد.

او می گوید: اگر برای پذیرایی از مهمانم چند نوع میوه نخرم، آبرویم می رود البته میوه ها هم باید طوری باشد که خودش داد بزند اونها را از بازار میوه و تره بار نخریده ام وگرنه آبرویی که این همه سال برای به دست آوردنش زحمت کشیده ام، یکشبه به باد فنا می رود.

به اعتقاد این آقای هفتاد و هشت ساله، با این کارها حداقل می توان صورت را با سیلی سرخ نگه داشت، اما آیا واقعا لازم هست صورتمان را با سیلی سرخ کنیم و سال ها با چنین دردسری روزگار بگذرانیم؟

شاید خیلی از ما این سوال را از خودمان بپرسیم؛ اما اونچه اهمیت دارد جواب و عمل درست هست.

این عادت، همیشه هم بد نیست
آیا می شود مثل شخص دیگری رفتار کنید و این نحوه برخوردتان مثبت تلقی شود؟ خیلی ها فکر می نمايند تقلیدکردن از دیگران و هماهنگ شدن با عقاید اونها همیشه موضوعی منفی هست، در حالی که دکتر پروین ناظمی، روان شناس و مدرس دانشگاه در فرمود وگو با «جام جم» نظر دیگری را مطرح می کند و می گوید: غریزه پیروی از دیگران، یکی از مسائلی هست که میان افراد مختلف یک جامعه همیشه وجود داشته و دارد.

افراد با توجه به این نوع غریزه برای همرنگی با جماعت و طردنشدن از سوی جامعه ای که در اون در حال رشد و زندگی هستند، خودشان را به دست محیط می سپارند و عقاید رنگارنگ و گاه متضاد را تا حدی می پذیرند.


وی تاکید می کند: نکته بسیار مهم این هست که بتوانیم به درستی تشخیص دهیم هماهنگی با افراد جامعه در چه شرایطی و تا چه حدی مثبت هست و چه هنگام این رفتار منفی می شود.

به این معنا که پذیرفتن عقاید دیگران و عمل کردن برپايه اون، گاهی به نفع انسان هست و گاهی هم می تواند مخرب و مضر باشد.


الگوبرداری از دیگران و اهمیت دادن به نظرات و قضاوت اونها اگر به شکلی باشد که فوایدش نصیب فرد می شود و آرامش او را مختل نکند، مفید هست و می تواند موجب پیشرفت شود؛ اما در صورتی که قضیه همرنگی با جماعت یا پیروی از دیگران موجب شود فرد بر زندگی خودش تسلط نداشته و احساس آرامشش هم از دست برود، نه تنها فایده ای ندارد بلکه مضراتش نیز او را درگیر خواهد کرد

البته شاید تصور مثبت بودن پذیرفتن نظرات دیگران کمی دشوار باشد، اما اون طور که دکتر ناظمی می گوید ما در زندگی گاهی نیاز داریم از دیگران الگوبرداری کنیم؛ البته الگوهای صحیح، منطقی، سالم و مثبت که اگر بتوانیم در زندگی اونها را پیدا کنیم به رشد، موفقیت و پیشرفت مان کمک می کند.

حالا که موضوع روشن تر شد، بهتر متوجه می شویم و می بینیم که بسیاری از ما نیز در انتخاب رشته تحصیلی یا شغل مورد علاقه مان نظر دیگران را پرسیده ایم و الگویی برای خودمان انتخاب کرده ایم.

به عنوان مثال بارها از زبان دانش آموزی شنیده ایم که می گوید خیلی دوست دارم مثل این معلمم باشم؛ هم در رشته تخصصی اش مهارت دارد و هم اخلاق و رفتارش خوب هست.

پس من هم تمام تلاشم را می کنم که در همین رشته درس بخوانم و ادامه تحصیل دهم.

این دانش آموز با چنین ایده ای می تواند تا جایی پیش برود که واقعا همان رشته معلمش را انتخاب کند و ادامه دهد و در نهایت هم شغل تدریس را انتخاب کند.

اگر تازه ازدواج کرده اید بخوانید
به فرموده این روان شناس، الگوبرداری از دیگران و اهمیت دادن به نظرات و قضاوت اونها اگر به شکلی باشد که فوایدش نصیب فرد می شود و آرامش او را مختل نکند، مفید هست و می تواند موجب پیشرفت شود؛ اما در صورتی که قضیه همرنگی با جماعت یا پیروی از دیگران موجب شود فرد بر زندگی خودش تسلط نداشته و احساس آرامشش هم از دست برود، نه تنها فایده ای ندارد بلکه مضراتش نیز او را درگیر خواهد کرد.

این حس از کجا می آید؟
بعضی ها می ترسند دوستان شان را از دست بدهند، گروهی هم نگران قضاوت دیگران در مورد خود و خانواده شان هستند.

چشم و همچشمی هم که داستان خودش را دارد و خیلی ها را درست و حسابی درگیر کرده هست، عده ای هم هر کاری از دست شان برمی آید انجام می دهند تا دیگران تائیدشان نمايند، اما اگر بخواهیم سرنخ این احساسات را پیدا کنیم، موضوع خیلی پیچیده می شود، چون این شرایط به دلایل متفاوتی ایجاد خواهد شد.


ولی یک نکته کلی وجود دارد و اون این که همه انسان ها از تنهایی و طردشدن می ترسند؛ ولی این که چنین ترسی تا چه حد می تواند روی رفتارشان تاثیربگذارد، موضوع مهم تری هست که دکتر ناظمی به اون اشاره و خاطرنشان می کند: این که افراد تصمیم می گیرند یک عمر برای خودشان زندگی نمايند یا برای رضایت دیگران، به قدرت رهبری و تسلط شان بر زندگی و همچنین میزان صاحب نظر بودن اونها ارتباط پیدا می کند.

بنابراین نباید فراموش کنیم، ویژگی شخصیتی انسان ها تعیین نماينده چگونه زندگی کردن اونهاست.


به فرموده این روان شناس همه این موارد موضوعاتی هست که در ذهن افراد و برپايه نحوه رشد و پرورش شان در خانواده اتفاق می افتد.

به این معنا که وقتی فرزند خانواده ای یاد می گیرد فقط در پی تائیدگرفتن از والدینش باشد و برای خوب بودن و تائیدشدن، در حقیقت با کارهایش به اونها التماس می کند که او را دوست داشته باشند، بعدها و در جامعه هم نمی تواند خودِ واقعی اش را نشان دهد.

یادمان باشد همه بچه ها شیطنت می نمايند و اگر برنامه باشد ما اونها را با قید و شرط دوست داشته باشیم و این مطلب را به اونها هم تاکید کنیم، به طور حتم بچه ها تائیدطلب و مهرطلب می شوند و از قضاوت دیگران می ترسند، چون هیچ وقت نیاموخته اند مستقل زندگی نمايند و همیشه به نوعی به نظرات دیگران وابسته بوده اند.

البته در دوران نوجوانی موضوع فرق می کند.

هنگامی که هویت فرد در حال شکل گرفتن هست، ارزیابی دیگران در مورد او برایش بسیار مهم هست و نحوه نگرش دیگران در ایجاد تصویری که نوجوان از خودش در ذهن دارد، اهمیت خاصی خواهد داشت.


دکتر ناظمی می گوید: شاید در دوران کودکی چگونگی برخورد با افکار مختلف در جامعه چندان مهم نباشد، اما نبود آموزش این مهارت در دوران نوجوانی می تواند مشکل آفرین شود بنابراینیکی از مهم ترین مهارت هایی که نوجوانان باید اون را از خانواده شان بیاموزند، قدرت ابراز وجود هست.

یعنی نوجوان باید بداند حتی اگر نظراتش مخالف جمعی خاص باشد یا اونها باید او را متقاعد نمايند یا این که نوجوان باید قادر باشد به شیوه صحیحی مخالفتش را بیان و نتیجه مورد نظرش را کسب کند.


سخت هست، اما می شود
خانم مفرّح همیشه می گوید: سنی از من گذشته؛ چطور می توانم خودم را تغییر دهم؟ او که حدود 70 سال دارد، فکر می کند این تغییر غیرممکن هست.

دکتر ناظمی ضمن بیان این که انسان ها همیشه در مقابل تغییر مقاومت می نمايند، یادآور می شود: این مقاومت بویژه در افرادی دیده می شود که زندگی شان شکل گرفته و سال هاست به یک شیوه خاص رفتار کرده اند.

بنابراین نمی توانیم از این افراد خیلی انتظار تغییر داشته باشیم، اما در هر حال باید بدانیم تغییرات مثبت جزء مهمی از زندگی هست که باید از یک وقت شروع شود و شاید حالا وقتش باشد.


به فرموده این روان شناس، افراد می توانند با توجه به هنجارها و ضمن رعایت قوانین اجتماعی برپايه خواسته ها و سلایق شان زندگی نمايند.

بنابراین تاجایی که دیگران از رفتار ما آسیب نبینند و مشکلی برای شان ایجاد نشود، می توانیم و خوب هست به میل خودمان زندگی را پیش ببریم.


اگر همیشه با خودتان فکر می کنید در طول زندگی هیچ لذتی نبرده اید و آرامش را احساس نکرده اید، دائم در تلاطم بوده اید و نگران تائیدشدن یا نشدن از طرف دیگران، اون وقت هست که به توصیه دکتر ناظمی باید سبک زندگی تان را تغییر دهید

اما زندگی خیلی ها تحت تاثیر نظر دیگران هست؛ بنابراین طبیعی هست اونها نگران نحوه نگرش افراد نسبت به زندگی شخصی شان باشند و بخواهند دیگران رفتارشان را تائید نمايند.

او به این افراد توصیه می کند: کسب اعتماد به نفس یکی از مهم ترین نکاتی هست که باید اون را در نظر داشته باشید.

فردی که خودش را قبول دارد و از وضع زندگی اش راضی هست، بی شک درگیر مسائل ظاهری نمی شود و با شخصیت مستقلش این مشکلات را گاه براحتی و گاهی با تلاشی بیشتر کنار می گذارد.


کسانی که اعتماد به نفس کافی ندارند و دیگران را بهتر از خودشان می دانند، همیشه نگران نحوه تفکر امت هستند.

این گروه ممکن هست با خود چنین بیندیشند که شیوه پذیرایی، نوع چیدمان خانه و مدل اتومبیل دیگران بهتر از اونهاست و در نتیجه فکر می نمايند اگر مثل اونها از مهمانان خود پذیرایی ننمايند حتما مورد قضاوت منفی آشنایان برنامه خواهند گرفت.

به همین دلیل ترس از قضاوت ها و تائیدنشدن از طرف دیگران یکی از مهم ترین عواملی هست که موجب چنین رفتاری می شود؛ اما مطمئن باشید اگر گام اول را درست بردارید، بقیه موارد ساده خواهد بود.


از زندگی تان لذت برده اید؟
تا به حال از خودتان پرسیده اید آیا از زندگی لذت برده و می برید، یا نه؟ جواب این سوال می تواند به من و شما کمک بزرگی کند.

یعنی اگر همیشه با خودتان فکر می کنید در طول زندگی هیچ لذتی نبرده اید و آرامش را احساس نکرده اید، دائم در تلاطم بوده اید و نگران تائیدشدن یا نشدن از طرف دیگران، اون وقت هست که به توصیه دکتر ناظمی باید سبک زندگی تان را تغییر دهید.

اما چنانچه پس از بررسی سال های عمر تان متوجه شدید واقعا لذت و آرامش را حس کرده اید و از زندگی تان راضی بوده اید، می توانید به همین شیوه ادامه دهید

3:

چگونگی ارتباط با همسر پرخاشگر


اگر تازه ازدواج کرده اید بخوانید

بی تردید خشم و عصبانیت زمینه ساز ایجاد حس تنهایی و در نتیجه افسردگی و مختل شدن نظام زندگی خصوصا زندگی زناشویی هست.

افرادی كه جنبه خودكنترلی اونها تا حدودی كم هست می بایست مسئولیت این جبهه گیری ها را بر عهده گرفته و............


پرخاشگری از هدف آسیب رساندن سرچشمه می‌گیرد.

بر پايه تعریف عملیاتی ارائه شده، پرخاشگری تمایل یه شرکت در اعمال آسیب‌زای فیزیکی و روان شناختی برای کنترل اعمال دیگران هست.

در ایران یکی از عمده ترین علت‌های مرگ و میر جوانان پرخاشگری اون‌ها به یکدیگر هست.

نگاهی کوتاه به اطراف نشان خواهد داد که همان‌گونه که الیوت ارونسون فرموده هست عصر ما عصر پرخاشگری هست.


شرایط خانوادگی پرخاشگری
خانواده می‌تواند از جهات مختلف موجب بروز یا تشدید پرخاشگری شود که مهمترین این شرایط عبارتند از:

-نحوه برخورد والدین با نیازهای کودک
- وجود الگوهای نامناسب
- تاثیر رفتار پرخاشگرایانه
- تنبیه والدین و مربیان

شرایط محیطی
عواملی که در پیرامون انسان هستند می توانند در بروز یا تشدید پرخاشگری یا تعدیل اون اثر گذار باشد که برخی از اینگونه شرایط عبارتند از:

زندگی در ارتفاع خیلی بلند تغذیه ناقص الگوهای اجتماعی رسانه های گروهی و بازیهای ویدیوئی و زندگی در محیط های شلوغ پرازدحام و پر سر و صدا.

با این مقدمه احتمالا متوجه شده اید که بی تردید خشم و عصبانیت زمینه ساز ایجاد حس تنهایی و در نتیجه افسردگی و مختل شدن نظام زندگی خصوصا زندگی زناشویی هست.

افرادی كه جنبه خودكنترلی اونها تا حدودی كم هست می بایست مسئولیت این جبهه گیری ها را بر عهده گرفته و برای درمان خود از انجام توصیه های مشاورین امر غفلت نورزند چرا که ادامه دار شدن این پرخاشگری در کانون خانواده خصوصا در قبال همسر می تواند موجبات تزلزل نظام خانواده را ایجاد کند.


لذا در ادامه به خانمهایی که دارای همسر عصبانی و پرخاشگر هستند این توصیه ها را ارایه می دهیم:

* ابتدا باید مطمئن شوید كه مشكل ساز اصلی خودتان نیستید.

باید یقین كنید كه اشتباه نمی كنید.

سپس می توانید مطمئن باشید كه طغیان شوهر پرخاشگر، ریشه در مشكلات خودش دارد و رفتار شما سبب پرخاشگری وی نیست.


* اگر مطمئن شوید كه بددهنی شریك زندگیتان ریشه در زندگی سخت گذشته ی او دارد و یا به مسایل ژنتیكی و وراثتی مربوط هست، آرامش بیشتری خواهید یافت و آگاهی شما به اینكه عامل به وجود آمدن پرخاشگری همسرتان نبوده اید، سبب آرامش شما خواهد شد.

* آگاهی دقیق از میزان و وقت بددهنی همسرتان، به شما كمك می كند از تهاجم او آسیب كمتری ببینید.

* فردى كه از همسرش توجه، عاطفه و محبت مى خواهد باید توجه داشته باشد كه دیگرى نیز این حق را دارد كه چنین انتظارى داشته باشد.

از سوى دیگر، درك نیازهاى واقعى و طبیعى همسر به دور از اینكه به اون اعتقاد داشته باشد یا نه، برآورده كردن اون موجب رضایت از زندگى مى شود و بى توجهى به اون خودخواهى هست.


* با قاطعیتی آمیخته با احترام، از او بخواهید عادت خویش در به كار بردن زور و قدرت مردانه را ترك كند، لازم هست به او بگویید تا خواسته های شما را دقیقا ندانم نمی توانم كاری برای شما بكنم.

خوب هست تا در این مورد وارد مذاكره شویم و با مصالحه پیش ببریم.

لذا وقتی كه احساس پرخاشگری دارد بایستی به خودش وقت بدهد، قدم بزند تا بتواند ناراحتی حقیقی و گله هایی را كه با شما دارد؛ از عصبانیت ناشی از مشكلاتی مانند مسائل مربوط به كارش را تشخیص داده و با هم قاطی نكند.

اونگاه فرمودگو را از سر بگیرد.

حتی امكان دارد بخواهد به اتاقی دیگر برود و به بالش ضربه بزند.(اطاقش را خالی كند) تاوقتی كه از رفتار خود پشیمان شود و بتواند ناراحتی های بیرون از منزل را درمان كند.

به او اجازه بدهید بداند علی رغم اینكه از او حمایت می كنید تا خودش را از شر خشم كهنه پاكسازی كند، نباید اون را به شما منتقل كند.


* همسر پرخاشگر شما، نیاز دارد از كمكهای تخصصی بهره مند شود تا خشم خود را بشناسد و درمان كند.

شوهر شما وقتی با شما قهر می كند و یا احتمالا الفاظ ركیك به كار می برد به احتمال زیاد از خودش متنفر می شود، اما چون راه و روش دیگری نمی شناسد و نمی داند چطور باید عمل كند این گونه عمل می كند.

شما می توانید به متخصص خبره ای مراجعه كنید تا همسرتان مدیریت خشم را فرا بگیرد و منشا اولیه عصبانیت او پیدا شود.


* ضمن اینكه در مقابل شوهر خود كه وجودش در زندگی شما مهم و مۆثر هست، باید از موضع خود حمایت كنید برای تغییر اوضاع نیز باید طوری عمل كنید و قدم پیش بگذارید كه پایه های اصلی زندگی تان هستحكام خود را از دست ندهد.

یكی از این راه ها، جلب حمایت اطرافیان هست.


می توانید برای تسكین احساسات برانگیخته ی خود:
-به دوستان دیگرتان توجه بیشتری كنید.
-برای انجام امور روزمره وقت بیشتری صرف كنید.
-در فعالیت اجتماعی شركت كنید و بدین ترتیب برای به دست آوردن موقعيت های طلایی و چگونگی بهبود بخشیدن به روابط خود با دیگران تلاش كنید.


86 out of 100 based on 56 user ratings 806 reviews