دانستنيهاي زندگي خانوادگي!!!!!


دانستنيهاي زندگي خانوادگي!!!!!



دانستنيهاي زندگي خانوادگي!!!!!


چگونه بايد از همسرتان حمايت كنيد….
يكي از موارديكه زنها و مردها به هم نياز دارند از نظر حس طبيعي و ذاتي آنها ميباشد.چيزي كه واقعيت دارد اين است كه پتانسيل عظيمي در زنها براي حركت نهفته است كه از آن استفاده نميشود! و اينكه تنها در صورت شناخت آن مي توان بهترين استفاده را از آن كرد….
بايد بدانيد كه زنها عموماً ميل ندارند كه بازور كار كنند بلكه مايلند مردها آنها را هدايت كنند و نيز بدانيد كه زنها دوست دارند حس كنند كه وجودشان براي كار لازم است و اين حس را تنها شوهران ميتوانند در آنها بوجود بياورند..به عبارت ديگر زنها حس ميكنند و مردها فكر ميكنند…
اگر يكم به زنها و مردها نگاه كنيد ميبينيد كه مردها مرض رئيس شدن دارند!!!! ولي زنها دوست دارند كه يك معاون قوي باشند.مردها هميشه براي انجام كاري كله خرابند!ميزنند تو دل كار.اگر هم موفق نشدند دو مرتبه شروع ميكنند.و اين بار آماده تر و بهتر حمله ميكنند.زنها معمولاً سياست يك هدف يك شليك را رعايت ميكنند.آنها هدف را در نظر ميگيرند و روي يك خط مستقيم به سمت آن ميروند و در راه فكر مخافظت از ديگران را نيز ميكنند در حاليكه آقايان اگر لازم باشد يه پايي هم روي ديگران مي گذارند!!!
اين احتياطها، حساسيت زن را در مقايل خطر بيشتر ميكند و ترس عامليست كه سراسر زندگي زن را فرا ميگيرد.


آقايان بايد بدانند كه زنها به پشتوانه آنها نياز دارند….آقايان..ترس و وحشت زن هيچ دليل واضحي ندارد ولي اين حس سد بزرگي در سر راهش ميباشد.آنچه همسرتان را ميترساند نتيجه اضطرابي است كه زن فكر ميكند نمي تواند نوفق شود.اگر زير حملات و فشارها موفق نشود ما’يوس خواهد شد و تنها وجود شماست كه ميتواند به وي اطمينان بدهد اگر همه چيز نابود شده شما همچنان در كنارش هستيد كه از او محافظت كنيد!
نكاتي را كه لازم است بدانيد كوتاه و مختصر برايتان فهرست كرده ام….

1-طوري رفتار كنيد كه زن بداند وجودش حتماً لازم است زيرا اگر اين كار را نكنيد افكارش او را بجايي ميكشاند كه فكر ميكند وجودش غير ضروريست و شما وي را با چهارچوب در يكي ميبينيد!!زنها دوست ندارند با ريسكي كه ميكنند زندگيشان از هم بپاشد و تنها مردان هستند كه اين اطمينان را در آنها بوجود مي آوريد
2-اجازه بدهيد كه زنها استقلالشان را حفظ كنند و بتوانند از ايده هايشان استفاده كنند.باور كنيد شما بايد اين اطمينان را به آنها بدهيد
3-فكر نكنين نظر يك زن نمي تواند چاره گشا باشد..اين افكار قديمي را بريزين دور..نظر را از هركسي هست بپذيريد و به آن فكر كنيد….
4-آقايان..لطف كنيد بدانيد زنها اگر موفقيتي بدست مي آورند سريعاً آن را با شما تقسيم ميكنند . پس نگران نباشيد!!!!
5-او را تنها نگذاريد..به زنتان اطمينان بدهيد حتي اگر مي خواهد كره زمين را هم منفجر كند شما با او خواهيد بود!!!..بگذاريد امتحان كند!!!!
6-آقايان…بدانيد اگر بتوانيد ترس عدم موفقيت را در همسرتان از بين ببريد ميشويد بهترين همسر دنيا!!…!!!باور كنين چيزي جز قدرشناسي بدست نمي آوريد
7-آقايان…در صورت شكست همسرتان به وي آرامش بدهيد نه اينكه پتكي بشويد و بر سرش فرود بيايد…همانطوريكه در موفقيت هايش صورتحساب جلوش ميگذاريد در شكست هايش هم بفرماييد حساب كنيد!!!!!!!
8-افكارتان را تحميل نكنيد…!..واقعاً دليلي ندارد چون شما مرد هستيد نظرتان قابل اجرا باشد…
9-بدانيد قدرت و اعتماد بنفس مرد بعلاوه سنجش و دورنگري زن ، اعتدال در زندگي مشترك را تضمين ميكند…




نكاتي كه می تواند زندگی زناشویی را به بن بست بكشاند:

1:

كاش اين چيزا رو ميخوندن اين آقايون


چشم چرانی آقایون: سرگردان بودن چشم یا سرگردان بودن دل

2:

اميدوارم بخونن!!!!ياد بگيرند و عمل كنند...
سعي ميكنم هر چند روز يكبار چنين مطلبي ميزنم.....


تاثير قصه ها بر ذهن كودكان!!!!!!


خانه را معطر كنيد!

3:

من كه نميتونم پرينت بگيرم ببريم آخه اونجوري ضايه ميشه


خانواده موفق .................................................. .

4:


صور غلط در مورد ازدواج به همراه حقايق اونها


در جـامـعه مـا بـرخـي عـوامـل اجـتـماعي و عقيدتي باعث گرديده دربـاره پـديـده ازدواج تـصـوراتـي اشتـبـاه

در اذهــان عـمومي شـكـل گيـرد كـه همـيـن امـر سبب ميگردد افــراد با توجه به همين تصورات اقدام به

ازدواج نمـوده و يــا از اون امتناع ورزيده و در اين راستا دچار مشكلاتي گردند.


تفاوت تربیت بچه شرقی و بچه غربی!
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــ
شماره 1
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــ
تصور غلط: ازدواج منافع بيشتري براي مردان دارد تا زنان.

حقيقت:
پژوهشهاي اخير نشان داده اند كه هم زنان و هم مردان از ازدواج بـه يك ميزان منتفع ميگردند.


قبل و بعد از ازدواج !!!!!!! متأهلين عزيز
هم مردان و هم زنان هنگامي كه ازدواج ميكنند شادتر، خوش بخت تر، سلامت تر و غني تر زندگي كرده و طول عمرشان نيز بيشتر مي شود.


زن 33 ساله تحمل رفتارهاي بچه‌گانه همسر 23 ساله‌اش را نداشت
الـبـتـه مـردان از لحاظ بهبود سلامتي منفعت بيشتر و زنان از لحاظ مالي بيشتر منفعت كسب ميكنند.



ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــ
شماره 2
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــ


تصور غلط: صاحب فرزند شدن زوج متـاهـل اونهـا را بـه يـكديـگر نزديـكتـركـرده، و مـيــزان خوشبختي زناشايشاني اون دو را افزايش ميدهد.

حقيقت: بسياري از بررسـي ها نـشانـگر اون اسـت كـه ورود نـخسـتـين كودك به زندگي زوجين سبب دورتر شدن مرد و زن از يكديگر شده و اسـتـرس بيـشـتري بـر زنـدگيـشـان تحميل مي گردد.

هر چند كه زوجهاي صاحب فرزند نرخ طـلاق كمتري نسبت به زوجهاي فاقد فرزند دارا ميباشند
.

ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــ
شماره 3
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــ


تصور غلط: راه حلهاي كاميـابـي دراز مـدت در ازدواج، خـوش اقـبالي و عشق رومانتيك ميباشد.

حقيقت: بيش از شانس و عشق،عـلل مهمتري كه سبب موفقيت در زندگي زناشايشاني ميگردد تعهد و دوستي و همدلي ميباشد.

يـك زوج موفق اينگونـه از ازدواجشـان سـخن بميان مي آورند: دستيابي به زندگي مـطلوب مسـتـلزم فـداكاريها، از خود گذشتگيهاي زيـاد و تـلاش بســيار بوده و تعهد به يكديگر و نهاد خانواده مبنا و پايه اون مي بـاشـد.

خوشبخت ترين زوجها، دوستاني مي بـاشـنـد كـه زنـدگيـشان را بـا يـكديـگر بـه اشتراك گذاشته و ارزشها و منافع يكسان و همسايشاني دارند
.


بقيشو بعدن ميگم..
حالا همينها رو بخونين

5:

ممنون آبجي موافقم

6:

خاهش ميكنم....
حالا ادامه داره!!!!!

7:



ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــ
شماره 4
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــ

تصور غلط:
هر مقدار زن تحصيل كرده تر باشد، احتمال اونكه ايشان ازدواج كند كمتر هست.



حقيقت: بررسي هاي اخير نشان دهنده اون هست كـه احــتمال اونكه زنان فارغ التحصيل دانشگاهي ازدواج كنند از همرديفان فاقد تحصيلات دانشگاهي اونها بيشتر ميباشد.

ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــ
شماره 5
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــ

تصور غلط: زوجهايي كه پيش از ازدواج با يكديگر زندگي مشترك داشته اند، و بـيـشـتر از تفاهم داشتن ميان خودشان مطلع مي بـاشند، ازدواج رضايت بخـشتر و ماندگار تري نسبت به زوجهاي ديگر دارند.


حقيقت: بسياري از بررسي ها نشان مي دهد كـه افـرادي كـه پيش از ازدواج با يكديگر زندگي مشترك داشته اند (خارج از چارچوب ازدواج) از ازدواجشان رضايت كمتري داشته و احتمال اونكه عاقبت از يكديگر جدا گردند بطور قابل ملاحظه اي بيشتر هست.

يـك عـلت اون اين مي باشد كه افرادي كه با يكديگر همخانه بوده اند نسبت به تـعهد سهل انگار تر بوده و اون را كمتر جدي مي گيرند و احتمال اينكه در صـورت بـروز مشـكلات زير همه چيز بزنند بيشتر هست.

علاوه براون زندگي مشترك خارج از نهاد ازدواج، خوشبختي در ازدواج را دشوار تر و انگيزه كمتري را براي يافتن راه حل براي مناقشاتشان در اونها ايجاد ميكند.

اما يك هستـثـنـاي مـهـم وجود دارد: افـرادي كـه پـيـش از ازدواج با يكديگر زندگي مشترك داشته اند و تصميم دارند در آينده نزديك بـا يـكديـگر ازدواج كرده و بـراي همـيـشه در كنار هم بمانند شانس برابري با افرادي كه قبلا با يكديگر زندگي نكرده اند براي دستيابي به يك ازدواج موفق و سعادتمند دارند
.

ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــ
شماره 6
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــ


تصور غلط: زن در صورت ازدواج در معرض خطر خشونت خانوادگي بيـشتـري نسبت به وقتي كه مجرد باقي بماند برنامه ميگيرد.

حقيقت: بررسيها نشانگر اون ميباشد كه مجرد ماندن زن و از اون مهمتر زندگي كردن زن با يك مرد خارج از چهارچـوب ازدواج قـانـوني ايشان را در معرض خطر خشونتهاي خانوادگي بيشتري برنامه ميدهد.

شايد يك دليل اون اين موضوع ميباشد كه زنان متاهل ممكن هست خشونت هاي خانوادگي را بطور قابل ملاحظه اي كمتر نقل دهند.

و يا اون كـه احتمال اون كـه زنـي حــاضر گردد با يك مرد خشن ازدواج كند بسيار اندك هست.

امـا در حـقـيـقت احتمال اونكه مرد متاهلي دست به خشونت بزند كمتر مي باشد زيرا ايشان براي سلامتي همسر خود و تشكيل خانواده سرمايه گذاري بيشتري (نسبت به مرداني كه صرفا با يك زن همخانه ميباشند)كرده اند و در واقع اونها را وارد يك اجتماع يكپـارچه تر و داراي قوانين بيشتري كرده هست.

فـشارهـاي اجتـماعي بـنـظر مـيرسد مردان را وادار ميكند تا بيشتر مراقب رفتار خشونت آميز خود باشند
.

ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــ
شماره 7
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــ


تصور غلط: افراد متـاهـل رضـايـت كـمتـري از روابـط جنـسي خـود داشـتـه و اصولا روابط جنسي كمتري نسبت به افراد مجرد دارند.

حقيقت: بنابر تحقيقات گسترده، افراد متاهل روابط جنسي بيشتـر و بـهتـري نسبت به همتايان مجرد خود دارند و نـتنها اونان روابط جنسي متعدد تري دارند بلكه لذت بيشتري نيز از اونها ميبرند هم از لحاظ فيزيكي و هم احساسي.

8:

ممنون خيلي جالب بود.....منتظر بقيش هستيم....


9:

باشه......اونها رو هم ميگذارم تا ...بريم سراغ قسمت بعدي دانستنيها.....
سوالي اگه بود در خدمتم

10:



ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــ
شماره 8
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــ


تصور غلط: زندگي مشترك همانند ازدواج هست اما بدون "يك تكه كاغذ"

حقيقت: همخانگي منافعي همچون سلامت جسماني، دارايـي و سـلامـتـي روحـي و هيجاني كه يك ازدواج برايشان به ارمغان مي آورد را براي افراد فـراهـم نـمي آورد.

و ايـن گونه افراد بيشتر به مجردها شباهت دارند تا افراد متاهل.

بـخشـي از اون بـه ايـن عـلــت ميباشد كه همخانه ها كمتر از افراد متاهل به يكديگر متعهد ميباشند و گرايش بيشتري به خود مختاري شخصي داشته و گرايش كمتري نسبـت بـه سـلامـتـي عمومي شريك زندگي خود دارند.


ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــ
شماره 9
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــ


تصور غلط: افراد متاهل امروزه به پاس پيشـرفتـهاي زيـاد در زميـنه علم و رفاه عمومي خوشبخت تر از افرادي هستند كه در گذشته ازدواج ميكرده اند.

حقيقت: سطح كلي خوشبختي در زندگي زناشايشاني نه تنـهـا افـزايـش نـيـافـتـه، بـلـكه كاهش نيز يافته هست.

يافته ها حاكي از اون هست كه ازدواجـهاي امـروزي در مـقايسه با ازدواج هــاي 20 يا 30 سال پيش بطور قابل ملاحظه اي دشوارتر و اسـترس زا تـر بـوده و مشاجرات و اختلافات زناشايشاني افزايش و تعامل ميان زوجين كاهش يافته هست


11:

خيلي ممنون جالب بودن دستت درد نكنه عزيزم

12:

ممنون

13:

خاهش ميكننم...
اميدوارم همشو بخونيد...و مفيد باشه

14:

ميخونيم.....


15:

بهترين دوست احتمالا بهترين همسر را مي يابد،
زيرا زناشايشاني موفق، بر هستعداد دوستي متکي هست

16:

حرفهايي كه زنان عاشق شنيدنشان هستند

( قابل توجه آقايون)


چيزي وجود دارد كه هر مردي لازم هست درمورد همسرش از اون مطلع باشد: فرمودن چه حرفهايي باعث خوشحالي اوميگردد.

اگر شما خواسته شان را برآورده نماييد، در عـوض بـسيـار بـيـشتـر از طرف همسرتان مورد محبت و توجه برنامه خواهيد گرفت و اونها خوب مي دانند كه چطور اين كار شما را جبران كنند.
چه ازدواج كرده باشيد و چه در دوران نامزدي بسر ميبريد، اين قانون را بياد داشته باشيد: براي آمـاده نـگاه داشـتـن يك زن جهت ابراز مهر و محبت به شما، كافي هست نكات مثبت بسياري از او را به ايشان يادآوري نماييد.
شماره ۱
"روز خوبي داشتي؟" هـنـگاميـكه از همسر خود در مورد چگونگي گذراندن روزش پرسش ميكنيد، برداشت او اين خواهدبود كه شما انسان با فكري هستيد و مشتاقيد بدانيد ايشان ساعات كاري خود را چگونه سپري كرده هست.

اما يـك هشـدار: براي مدت وقتي طولاني آماده نشستن و شنيدن صحبتهاي او شايشاند.
زنها به اونچه كه در فكر شما ميگذرد، توجه زيادي دارند.

پرسش در مورد چگونگي روز او نشان مي دهد كـه شمـا پذيرا، مشتـاق و علاقمند به گوش دادن حرفهاي همسرتان هستيد.

با اين عمل به او موقعيتي مي دهيـد تا خودش را خـالي نـموده و شما را به عنوان همراز و محرم اسرار خود در نظر بگيرد.


17:

شماره۲
"نمي تونم بگم چقدر دلربا و زيبا هستي"
همانطور كه مشخص هست، اين بـه او مـي رسـاند كه شما ايشان براي شما جذاب بوده و فرد ديـگري بـه چشمتان نمي آيد.

از طرف ديگر باعث افزايش اعتماد بنفس در او خواهد شد.
اين جمله بخصوص در روابط زناشايشاني بلند مدت مؤثر واقع مي شود چرا كه شما به همسر خود اطمينان ميدهـيد هنوز به او علاقه داريد.

در عوض همسرتان نيز سعي خواهد كرد اين زيبايي و دلربايي را با شما تقسيم نماييد.

سؤالي هست؟ اينجوري فكر نميكنيد؟
شماره ۳
"در مورد ‌[ هر چيزي ] چه احساسي داري؟"

پـرسيدن اين سؤال به همسرتان نشان مي دهد كه شما خالصانه براي احـساسـات او اهميت قائل هستيد.

زنها عاشق بيان احساسات خود در مورد هر موضوع قابل تصوري مي بـاشند.

با اين حـال بـدانيد كه خود را در دام گفـتگايشانـي طولاني و عميق در مورد اون موضوع گرفتار خواهيد كرد.



اين سؤال بيانگر جنبه مهرباني و دلسوزي يك فرد هست.

وقتي همسرتان در مي يابد كه شما توجهتان را به ايشان مبذول داشته ايد، او نـيـز متقابلا تمام احساسات خود را با شدتي بسيار بيشتر، اهدا خواهد نمود.




18:

شماره ۴
"تو زيبا تر از دوستان ديگرت هستي"

برنامه دادن او از بين همتاهايش بر سكايشان نخست زيبايي باعث بالا رفتن اعتمـاد بـنفـس ايشان ميشود و اين تحسين و تعريف بسيار مهمي در دنياي زنانه محسوب شده و امتياز شما را در نزد همسرتان ارتقاي چشمگيري خواهد داد.
گذشته از اينكه باعث مي گـردد او از لحاظ زيبايي ظاهري خود را برتر از اطرافيانش تصور كند، اين جمله كوتاه به همسرتان تفهيم ميكند كه شما تا چه حد براي ايشان ارزش قائل هستيد.

بعلاوه وقتي كه دوستانش پيش شـما هستند، كمتر احساس نگراني خواهد كرد.

او در مـورد خـودش احـسـاس خـوبـي نموده و پاداش سليقه بخرج دادن شما را خواهد داد.



شماره ۵
" تو واقعا زرنگ و باهوشي"

با تـصـديـق نـمودن هـوش و ذكـاوت ايشان، ايـن معـني را مي رسانيد كه علاوه بر محاسن ظاهري، متوجه ذهن و فكر توانمندش نيز شده ايد.

هـمـسر شـما بـا شنيدن اين جمله در مورد همه جوانب زندگي خود احساس رضايت و خوشنودي خواهد نمود.

اين سخـن نشانه احترام از طرف شما براي همسرتان محسوب ميگردد.
همسرتان اين مسئله را كه شما فقـط بـه فـكر روابط جنسي نيستيد و قادريد ماوراي چنين موضوعات فكر كنيد را تحسين خواهـد كرد.

زنها عاشق مردان صـمـيمي و خـوش قـلب مـي بـاشند و هيچ چيزي بهتر از بيان و تشخيص هوش و ذكاوت اونها نمي تواند صفات آقا منشانه شما را آشكار نمايد

19:

شماره ۶

"مي خواهم همه عمرم را با تو سپري كنم"

ايـن جمله اي سنگين هست؛ معني اون فاصله زيادي با دادن پيشنهاد براي ازدواج نـدارد.

هنگاميـكه اين جـمله را بيان مي داريد، او از لحاظ رواني بسيار سركيف مي گردد.

جـمـلات ديـگـري كـه تقريبا همين نتيجه را داشته ولي تعهدآوري اونها كمتر مي باشد، عبارتند از: " فقط تو ميتوني تا اين حد منو خوشحال كني" و " من دوست ندارم با هيچ كس ديگري جز تو باشم."
همـه خانمها عاشق شنيدن جملاتي حاكي بر سرسپردگي ديرپا و با دوام از همسرشان هستند.

مطمـئـن بـاشيـد كـه بـعد از فرمودن اين جمله سلامي هميشگي را از او خواهيد شنيد.
شماره ۷
"تو بهترين دوست مني"

به اين معني اسـت كه براي رابطه اتان ارزش قائل هستيد و مايليد كارهايي را بـهـمراه او اجرا کنيد كه مردان ديگر ممكن هست رغبتي به اون نداشته باشند.

همسرتان سپس شنـيـدن ايـن جمله پيوستگي مقاومت ناپذيري با شما پيدا خواهد نمود.
اين جـملات شـما را در نـظر ايشان بـجاي يـك فرد عادي كه مجبور به گذراندن وقتش با او هست، به انساني معني دار و جذاب تـبـديـل ميكند.




شماره ۸
"تو يك مادر ايده آل خواهي شد"

اغلب زنها به دنبال اين هستند كه روزي بچه دار شونـد.

هـمـچـنين اكـثـرا با خود كلنجار مي روند كه آيا در اين راه مـوفـق خـواهد بـود يـا خـير.

بـا گفـتن اين جمله به او اطمينان مي دهيد كه حتما به هدفش خواهد رسيد.

به علاوه با ارضـاي نيازهاي دروني او باعث آرامش و تسكين ايشان مي شايشاند.

بيان اين كلمات از زبان شما به عنوان يك همسر، او را تبديل به خوشحال ترين انسان رايشان زمين خواهد نمود.
اينـگونه بطور غير مستقيم به همسر خود مي فهمانيد كه مايليد از او بچه دار شايشاند.

واضح هست كه اين نوايي بسيار خوشايند در گوش او مي باشد.

از اين نقطه، همسرتان بيشتر پذيراي پيشرفت و ترقي شما خواهد شد.


20:

شماره ۹

"تو زندگي منو كامل مي كني"

اين به او مي گايشاند كه تنها فرد مورد علاقه شما هست.

همه زنها دوست دارند اين جمله را از شوهرشان بشنوند.

بـيـان ايـن عبـارت بـه مفهوم اون هست كه شما همسر خود را بصورت كامل پذيرفته ايـد و ايـنـكه او به صـورت موجودي اجتناب ناپذير و هميشگي براي شما در آمده هست.

در همسرتان احساس لـذت بـخش غير قابل تصوري بوجو آمده و اين جـمـله اسـاسـا مـي گـايشاند كه شما در زندگي به او نياز داشته و نميـتوانيد بدون او به زندگي ادامه دهيد.

زنها از شنيدن چنين جملاتي بسيار مشعوف ميگردند.
اشاره باشكوه
"دوستت دارم"
اين جمله "دو كلمه اي" معروف و كوتاه كـه هـمگي ما برايـش اهـميت بسيار زيادي قائل هستيم، مي تواند تاثير شگرفي به همراه داشته بـاشد.

اگر ازدواج كرده ايد خوب هست هر روزه چندين بار براي همسرتان تكرارش نماييد.
فرمودن اين عبارت بهـمسرتان بـاعث روشن نگاه داشتن شعله هاي آتشي مي گردد كه هميشه نياز به برافروزي دارند.

اگـر در بـين شما كساني تـا حال اين جمله را به همسرشان نـگفـتـه انـد، هر گاه احساس آمادگي نموديد، ترديد به خود راه نداده و اون را بيان كنيد.

هيچگاه از فرموده خود پشيمان نخواهيد شد وقتي كه عكس العمل او را مي بينيد ( يا احساس مي كنيد ).

21:


افسانه اي كه مردان در مورد زنان باور دارند

ايـن افسـانـه ها منـصـفـانه نـــيستند.

اونها تصورات غلطي ميباشند كه خصوصيات و نـوع رفتار زنان را
معمولا بصورت منفي براي ديگران بخصوص مردان عموميت مي بخشند.

وقـتـي مـردي كـه آگـاهـانـه و يـا نـا آگـاهانه بـه يكي از اين افسـانـه ها مـعـتقد اســت با زني روبرو ميـشود، خـايشانـش را بــراي دفـــاع از خــود در مـقابل تـصـوري كليـشــه اي دركشمكشي دائمي مي يابد.

مـردان هـمانند زنان دوست ندارند داراي تصورات غلط غيرمنـصفـانـه در مـورد اشـخـاص خـاصـي باشند.

درك نمودن حـقـيـقي زنان يعني اونها را بگونه اي كه واقعا هستند ديد و نه اون هايشانتي كه ديگران تصـور مـي كنـنـد.

و صرفه نظر از اينكه شما ممكن هست سخت تلاش نموده باشـيد كه تـحـت تـاثـيـر تصورات در خصوص جنس مخالف برنامه نگيريد، برخي از شنـيـده هـا و ديـده ها رايشان درسـت يـا غــلط تفسير نمودن رفتار يك زن تاثير گذار خواهد بود -- حتي زني كه بسيار دوست ميداريد.

7 افسانه اي كه مردان در مورد زنان به اونها اعتقاد دارند :

1- زنان هيچگاه راضي نمي شوند

2- زنان ناز پروده بوده و نياز به توجه و تنعم بسيار دارند.

3- زنان مي خواهند مردان را كنترل كنند.

4- زنان حسود و مالكيت گرا هستند.

5- زنان بيش از حد احساسي هستند.

6- زناني كه قايشان و با كفايت بنظر مي رسند احتياج به مراقبت و نگهداري ندارند.

7- زنان مي خواهند آزادي مردان را از اونان بگيرند.

22:

درسته اره مخصوصا حمایتش رو هستم

23:

مطالبت خيلي جالبه عزيزم
ممنون

24:

خواهش ميكنم.....


25:

تصورات غلطي که در مورد مردان نجيب در جامعه هست موجد گروهي از اخلاقيات شده که مثلن نجابت فرض ميشه.....
اخلاقيات رو ميگم....قضاوت باشما..که آيا اين افراد در زندگي خانوادگي موفق ميشن يا نه؟



۱- افـرادي هستند كه به همسر خود اجازه ميدهند تمام اداره امور زندگي را در دست بگيرند.

2- دوستاني هستند كه براي همه، همه نوع كاري انجام ميدهند اما زندگي خودشان آشفته و فراموش شده هست.
3- رئيسي هستند كه به زيردستان خود از گل بالا تر نمي گايشانند و مدام مشغول راضي نگاه داشتن انها ميباشند.
4- مردان هستند كه به ديگران اجازه مي دهند هر اونچه دلشان خـواست در مــوردشان بگايشانند و اعتراضي نميكنند.
5- بسيار وابسته هستند و هيچگاه نه نمي گايشانند.
6- زندگي اونها تحت كنترل ديگران و يا فرد خاصي ميباشد.


7- نيازها و خواسته هاي ديگران را بر نيازها و خواستهاي خودشان مقدم ميدارند.
8- از تمام ظرفيت خود هستفاده نكرده و بدنبال پذيرش ديگران ميباشند.
9- قدرت خودشان را ناديده ميگيرند و نقش يك قرباني را در زندگي بازي ميكنند.
10- اشتباه و عيوب خود را پنهان ميكنند

26:

البته اين مطلب نميخاد نجابت رو زيرسوال ببره كه اين رفتار نجابت نيست....خجالته..كه هم به فرد و هم به خانواده اون ضرر ميزنه

27:


پنج عامل مهم وجود دارد كه شما را به يكديگر پيوند مديدهد و ارتباط شما هستوار مي سازد
1- شناخت
2- ايمان
3-اعتماد
4-تعهد
5-صميميت
نبايد هيچ كدام از اين پنج عامل از نظر اهميت جا به جا شوند يا به يكي بيش از ديگري اهميت دهي

28:

خانمها به همه چيز توجه دارند - منظـورم همه چيز هـسـت.

اونها هستاد كشف چيزها بـهـمراه جـزئياتشان مي باشنـد.

بنابراين حتي كوچكترين رفتارها اگر صميمانه و متفكـران انجام پذيرند، نتنها از طرف هـمسـرتـان مـورد تـحـسيـن و تقدير برنامه خواهد گرفت، بلكه باعث تحكيم روابط و برقراري حب و دوستي بيشتر بين شما خواهد شد.
الـبـتـه مـنـظـور از اين اعمال فقط كمك در انـجام امور خانه نيست.

برخي از مردان تصور مي كنند كه شـسـتن ظروف نـهايت ابراز يك رفتار رمانتيك بشمار ميرود.

اين ايده خـوب هست ولي كافي نيست.تميز و مرتب نمودن محيط بيشتر يك انتظار محسوب ميشود تا يك لطف.
اگر واقعا تصـميم تـحت تاثير قـراردادن و خـوشحال نمودن همسر خود را داريد نكات زير را دنبال كنيد و مطمئن باشيد نتايج چشمگيري داره.

29:

او را به يك رستوران ببريد
بياد داشته باشيد كه اين عنصر "غافلگير نمون" هست كه باعث بهدف رسيدن ميـشـود.

بـطور غـير منتظره به محل كار همسرتان رفته و او را به رستوراني در اون حوالي بـبـريـد.

حتي مي تـوانيد غـذاي او را آورده و فـي البداهه به يك پيكنيك كوچك برايشاند.

شما پديده بـرجسته روز او خواهيد شد بخصوص هنگامي كه همكارانش مي بينند كه ايشان چه مـرد رومانتيكي دارد.

30:

غذاي مورد علاقه اش را برايش بپزيد
همه بانوان موافقند مـردي كه بـا آشـپـزخـانه بـيگانه نباشد واقعا يك مرد كامل هست.

هر مـردي بـايد بـا پـختن غـذاهاي آسـان آشنا بوده و بتواند حداقل يك غذاي مشكل را طبخ كنـد.

روش پـختـن غذاي مورد علاقه او را ياد گرفته و خـود را در دريـاي مـحـبـت ايشان غـرق شده ببينيد.


31:



سپس وقت طولاني با هم بودن، زوجين تمايل به كندي و از دست دادن هيجانات مفـرط روزهاي اوليه زندگي پيدا مي كنند.

اين چيزي هست كه اغلب زنان تاسف اونرا ميخورنـد.

بـنـابـراين اون هيجـانات از دست رفته را بازيابي نموده و او را براي يك ملاقات زيـبـا دعوت نماييد.

بهتر هست او را به مكاني با كلاس و مجلل كه مستلزم پوشيدن لبـاس رسـمـي مـي بـاشد ببريد ( مي دانيد كه زنان عاشق شيك پوشش پوشيدن هستند ) براي اينـكه به كار خود واقعا رسميت بخشيد، از او از طريق يك نامه يا ايميل دعوت بعمل آوريد.

32:


يك روز بدون دليلي خاص هديه اي منـاسـب كوچكي به او بدهيد.

البته منظور يك خرس عروسكي و يا ديگر هداياي غيـرقابل تخيل مـوجود نيست.

بـه او چيزي بدهـيد كه برايش ارزش و مـعـنـي داشـتـه باشد.

اگر چيزي كه ايشان به اون احتـيـاج داشـته ولي تا به حال از فرمودنش بشما اجتناب كرده را برايش خريداري كنيد، نتيجه بسيار بهتري خواهيد گرفت.

33:

جالبه

34:

قربونت آبجي
اين يه قلمو هر كاري ميكنم قبول نميكنه كه نميكنه
تخم مرغ هم بلد نيست چه برسه به غذا

35:

چي بگم والا...هر چي بگم..ميگن دخالته.....
پس بهش بگو ببردت رستوران....چند بار كه دست به جيب شد..مجبور ميشه ياد بگيره!!!!

36:

وقتى مرد با برخورد همدلانه به همسرش كه احساسات خود را بيان مى كند گوش دهد، زن احساس مى كند كه همسرش پيام او را دريافت كرده و بنابراين درك شده هست.


لازمه درك كردن شناخت قبلى افكار و احساسات مشخص نيست.

بلكه بر پايه شنيده ها، اقداماتى براى اعتبار بخشيدن به روابط صورت مى گيرد.


هرچه نياز يك زن به شنيده شدن و درك شدن بيشتر برآورده شود او به سادگى بيشترى مى تواند پذيرشى را كه مرد نياز دارد به او ببخشد.


وقتى زن همسرش را بپذيرد بدون اونكه به عمد بخواهد او را تغيير دهد، مرد احساس پذيرش مى كند.

احساس مى كند همسرش به توانايى هاى او ايمان دارد و اين به اين معنى نيست كه زن گمان مى كند مردش بدون عيب و نقص و كامل هست.

بلكه نشانه اين هست كه زن سعى بر بهبود و اصلاح مرد نمى كند، بلكه به او اعتماد مى كند تا براى بهبود خود قدم بردارد.


وقتى مرد احساس مى كند كه مورد پذيرش واقع شده، به راحتى بيشترى مى تواند به سخنان همسرش گوش دهد و درك شدنى را كه او به اون نياز دارد و شايسته اون هست به او ارزانى دارد.


دكتر جان گرى

37:

اين هم توصيه هايي براي ايجاد رابطه سالم و بدون چالش:



براي دستيابي به يك رابطه سالم به 2 نكته زير توجه كنيد:

خود شناسي: .

يك رابطه سالم وقت و فضاي لازم را در اختيار شما برنامه خواهد داد تا به زندگي شخصي خودتـان ادامـه داده و آرزوها و عـلايـق خـود را همچنان دنبال كنيد.

در ضمن از كنار يكديگر بودن لذت ميبريد.





حقوق خود را بشناسيد: يك رابـطه سـالم دربـرگيرنده احترام متقابل ميباشد.

در هـر رابـطه اي شما حق داريد كه سهم برابري در اتخاذ تصميمات دارا باشيـد.



ديگر حقوق شما شامل:

1- عـقايـد خـود را بـيان كرده و از همسرتان بخواهيد اونها را محترم شمارد.

( حتي اگر با اونها موافق نباشد )

2- رابطه را به آهستگي و با ميل خودتان پيش ببريد.



3- محترم شمرده شدن عقايد و خواسته هاي جنسي شما.



4- نـيـازهـاي عـاطفي و جسماني شما و همسرتان رعايت شود.

( مورد سوء هستفاده جنسي، جسماني و احساسي برنامه نگيريد)

38:

نشانه هاي هشدار دهنده

پايه ا در يك رابـطـه نـاسـالـم يـكي از دو نـفر معتقدند كه رابطه را بايد تحت كنترل خود داشته باشد.

شما ميتوانيد با يافتن نشانه هاي ذيل در فرد مقابل مـتوجـه اون گـرديد كه دچار يك رابطه نا سالم مي باشيد يا

خير

:

1- حسادت مي ورزد و رابطه شما با دوستان و خانواده تان را قطع ميكند.



2- معمولا جاي شما جواب ديگران را داده و يا تصميم ميگيرد.



3- امر و نهي ميكند.



4- قول ميدهد اما به اونها عمل نميكند.



5- نصيحت ميكند اما خودش به اونها عمل نميكند.



6- به شما از رايشان رياكاري ترحم و مهرباني ميكند.



7- شما را در يك موقعيت "هميشه بازنده" برنامه ميدهد.

8- انتقام جو، پرخاشگر و كينه جو بوده، رفتار باج خواهانه و تهديد آميزي دارد.

9- دائما در صدد تغيير دادن شما بوده و در صـورتي كه تمايلي به تغيير نداشته باشيـد، به شما حمله ور ميشود.

اما در مقابل خود تمايلي به تغيير ندارد.

10- با شما بد رفتاري جسماني و كلامي مي كند.

11- در پذيرفتن اشتباهات خود ناتوان هست.

12- از دادن جواب طفره رفته و يا غير مستقيم و كنايه آميز جواب ميدهد.

13- شما را مكررا تحقير كرده و بازي ميدهد.

14- از دستيابي شما به ضروريات و نـيـازهـايـتـان مـمـانـعـت مـي ورزد ( مـانند پول و يا تفريحات) .

39:

و اما...نكته مهم ...
يك رابطه سالم داراي ايشانژگي هاي ذيل هست

1- احساس خوشايندي نسبت به خود و يكديگر.

2- دوستي و رفاقت متقابل - تنها يك رابطه فيزيكي نميباشد.



3- رعايت حريم شخصي از سايشان دو طرف.



4- پذيرش عقايد يكديگر.



5- نداشتن خواسته ها و تقاضاي غير معقول از همديگر.



6- داشتن سهم برابر از قدرت و كنترل در رابطه .



7- تمايل بمذاكره براي دستيابي به يك راه حل منصفانه در مشاجرات از سايشان دو طرف.



8- پذيرفتن مسئوليت اعمال و تصميمات از سايشان دو طرف.



9- داشتن احساس امنيت در هنگام بيان حقايق و رك گايشاني ها.



10- پذيرفتن يكديگر بدون قضاوت و عدم نياز به تغيير دادن يكديگر.

11- وجود آرامش و عدم تنش و خشم.

12- ايجاد رشد و پيشرفت به همراه لذت و شادابي.


40:

تا كنون از خود پرسيده ايد كه مهمترين عنصر در هر رابطه اي چه چيز ميباشد؟ جواب بسياري از افراد به اين پرسش عشق هست.

بله عشق يك موهبت هست و بدون اون هيچ رابطه اي پايدار نخواهد ماند.

اما عشق نيز به تنهايي و بدون پشتوانه "احترام" ناتوان و متزلزل خواهد بود.

احترام متضمن و بيمه گر عشق هست.
شايد لازم باشد براي درك بهتر اين مسئله رابطه (مانند ازدواج) را به يك بنا تشبيه كنيم.

در اين منزل باشكوه پي و شالوده خانه را عشق، ستونهاي اون را دو فرد و مصالح ساختماني اتصال دهنده اون را احترام تشكيل ميدهند.
از عشق آغاز ميكنيم كه هيچ رابطه اي بي اون وقتي فرو خواهد ريخت.

اكنون به دو ستون اصلي اين خانه نگاهي مي اندازيم كه با اونكه جدا از يكديگر برنامه گرفته اند اما همواره پيوسته به هم ميباشند.

بنابراين در هيچ رابطه اي دو فرد نميبايست فرديت خود را از دست داده و با يكديگر "يكي شوند،" بلكه ميبايد در كنار يكديگر پشتيبان يكديگر باشند و يكتايي، فرديت، شخصيت، علايق و خواسته ها و آرزوهاي خايشانش را حفظ كنند.

اما اين منزل دير يا زود در معرض شرایط محيطي برنامه گرفته و طوفانها، گردبادها، زلزله ها، روزهاي آفتابي و باراني بسياري را به خود خواهد ديد.

اينها همان تجارب زندگي هستند كه دو فرد در كنار هم با اونها مواجه خواهند گشت.

لحظات تلخ و شيرين، اندوه و شادكامي.

اكنون به مصالح ساختماني اين منزل ميرسيم.

آيا بدون سيمان و بتون بنايي پابرجا خواند ماند؟ احترام مصالح پيوند دهنده اجزاء ساختمان هست كه خانه را در برابر طوفانها، بادهاي ايشانرانگر، شدايد و تلخي هاي زندگي حفاظت ميكند.

در واقع احترام بيمه ساختمان ميباشد.


ممكن هست شريك زندگي تان شما را بسيار دوست داشته باشد اما آيا به شما احترام نيز ميگذارد؟ افراد دوست دارند محبوب باشند اما محترم بودن به مراتب ارزشمند تر از محبوب بودن هست.

تعريف احترام چنين هست: به رسميت شناختن شايستگي، ارزشمندي، حقوق و مزاياي فرد به عنوان يك انسان.

و يا احترام عبارت هست از: ادب، مراعات، پذيرش و توجه.

يك شريك ايده آل فردي هست كه هم شما را دوست دارد و هم به موازات اون براي شما احترام قائل هست.

چگونه ميتوان نشانه هاي بي حرمتي را در يك رابطه شناسايي كرد؟ نشانه هاي بي احترامي به برنامه زير ميباشد:

41:


1- بي اعتبار كردن: جاي فرد جواب دادن، سخنان فرد را قطع كردن، بي اعتنايي كردن، تمسخر كردن، گوش ندادن به سخنان فرد و تحقير كردن.


2- ارعاب كردن: تهديد كردن، هراساندن، قلدري كردن و تشر زدن.


3- انتقاد كردن: عيبجايشاني، ملامت كردن، نفي كردن و غر زدن.


4- كنترل كردن: جلوگيري از تصميم گيري مستقل فرد، تحكم كردن، سلطه گري و تحميل عقايد، خواسته ها و نيازها.


5- قضاوت كردن:تعيين درستي و نادرستي اعمال فرد، برانگيختن احساس گناه و شرمساري در فرد.


6- بد نام كردن: تهمت و افترا زدند، رسوا كردن و افشا گري كردن.


7- فريب دادن:دروغ فرمودن، گمراه كردن و حقه زدن.


8- خيانت كردن:صادق نبودن، وفادار نبودن.


9- توهين كردن: گستاخي كردن، ناسزا گايشاني، رنجاندن.


10- سوء رفتار كردن: از لحاظ كلامي، احساسي و فيزيكي.

صدمه زدن به حس امنيت و فرديت شخص.

كتك زدن، فرياد كشيدن و فحاشي كردن.


11- هر نوع تغيير در لحن صدا ، اشارات و تغيير در چهره كه پيام اون چنين هست:"من مهمتر از تو هستم".


شريكي كه بي احترامي ميكند در واقع در صدد اونست كه با خرد كردن شخصيت فرد مقابل، خود را مهمتر و برتر جلوه دهد.

اما غافل از اون كه با اين عمل شالوده خانه اي كه روزي با عشق بنا نهاده شده را سست و تخريب ميكند و اونكه سرانجام آوار اون بر سر خود ايشان نيز فرو خواهد ريخت.


شما همانگونه كه اجازه ميدهيد ديگران با شما رفتار كنند، ديگران با شما رفتار خواهند كرد.

همه چيز وابسته به خود شماست هنگامي كه مورد بي احترامي برنامه ميگيريد و سكوت ميكنيد در واقع در اون بي احترامي خودتان نيز سهيم هستيد.


42:

در انتها به خاطر داشته باشيد كه منزل باشكوه شما (رابطه) در صورتي كه به حال خود رها گردد صرفنظر از اونكه در ابتدا تا چه اندازه هستوار و مستحكم بنا گرديده باشد به مرور وقت از هم پاشيده و رو به خرابي و زوال پيش خواهد رفت بنابراين بياموزيد با تبادل عشق و احترام روزافزون تركهاي هر چند كوچك منزل خود را مرمت كرده و ان را هستوار و پايدار نگه داريد.


"راستگايشاني و صداقت در ايجاد اعتماد در رابطه ضروريست.

احترام محصول اعتماد و عشق محصول احترام هست"
"هر رابطه اي منحصر بفرد هست.

و براي نتيجه بخش بودن اون بايد مقتضيات اون فراهم گردد.

هيچ راه ميانبري وجود ندارد."
"زندگي كوتاه هست.

اون را هدر مشاجرات و جر و بحثهاي بي معني و بي اهميت نكنيد!"

43:



آیا تا به حال به طریقی که کفش هایتان را در می آورید فکر کرده اید؟ آیا اونها را از پا در آورده و به گوشه ای پرت می کنید؟ آیا به طریقه در آوردن اونها در هر روز توجه می کنید؟ تنها با توجه اندکی به کارهای متفاوتی که انجام می دهید (مثل در آوردن کفش ها) می توانید چیزهای بسیار مهمی را در مورد خودتان یاد بگیرید.

و در عوض این کار یک زندگی با شکوه تر و کامل تری را به شما ارزانی می دارد.

تمام این موارد به این دلیل هست که قلب شما گشوده ميگردد، ذهن شما پالايش ميشود، روح شما حاضر ميگردد و به شما می گوید که به راستی چه کسی هستید.

تمام این موارد جزء رازهایی هستند که شما می توانید راه عاشق شدن را از طریق اون بیاموزید.


اگر از تنهایی و یا سر و کله زدن در رابطه های فعلی خود خسته شده اید وقت اون رسیده هست که خود حقیقی تان را بهتر بشناسید.

باید بدانید که انتظارات شما در یک رابطه چیست و چگونه می توانید با آزاد کردن ذهن خود عشق حقیقیتان را پیدا کنید.

می توانید از همین جا شروع کنید.

یکی از 6 حرکت زیر را از "هنر عاشق شدن" انتخاب کنيد.


• به کسی که در نزدیکیتان هست توجه بیشتری کنید
• عشق را بازیچه دست خود برنامه ندهید
• به پدر و مادر اجازه اظهار نظر دهید
• چمدان های خود را بر روی زمین بگذارید
• هدیه دهید
• با خودتان آشتی کنید

44:


به کسی که در نزدیکیتان هست توجه بيشتري کنید



خیلی رایج هست که بیشتر افراد وقت زیادی را صرف می نمايند تا بتوانند "فرد ایده آل" خود را پیدا نمايند.

از این ور و اون ور چرخیدن باز ایستید و درست با چشمانی باز پیش رویتان را بنگرید.
به شخصی که همین حالا ارتباط نزدیکی با شما در زندگی دارد نگاه کنید.

حال این فرد چه یک دوست باشد چه یک همکار یا هر کس دیگر، به کارهایی که برای دور کردن او از خودتان انجام می دهید دقیق تر شوید.

انجام چنین کارهایی را متوقف کنید.

اجازه دهید که در مسیری که هر دو دوست دارید بیفتید.

همه چیز را در رابطه همانطور که هست قبول کنید.


کارهایی را که فرمودیم فردا با فرد مورد نظر خود اجرا کنید.

البته منظور ما این نیست که با هر شخصی که در حال رد شدن از مقابل تان هست، طرح ازدواج بریزید.

کاری که به شما پیشنهاد کردیم تنها تمرینی هست که به خودتان ثابت شود چقدر ساده از بسیاری از افراد تنها با این امید که به فکر پیدا کردن "مرد ایده آل" هستید می گذرید.

اما هر چقدر که شما با دیگران درست برخورد کنید به همان اندازه نیز می توانید به شانس خود برای پیدا کردن فرد مورد علاقه تان نزدیک شوید.


45:

عشق را بازیچه خود برنامه ندهید

بسیاری از افراد مجرد گله می نمايند که هیچ گاه مورد محبت دیگران برنامه نمی گیرند.

دلیل این امر بسیار ساده هست.

اونها اونقدر درگیر زندگی روزمره هستند که حتی علاقمندان بالقوه اونها حتی موقعيت پیدا نمی نمايند که اونها را به درستی بشناسند.


شما در رابطه خود چه مقدار نقش بازی می کنید؟ انتظار دارید تا دیگران در مقابل شما چه کارهایی انچام دهند و چه نقشی بازی نمايند؟ شاید به نظرتان شانس با شماست که می توانید طرح خودتان را همانطور که می خواهید دنبال کنید؛ اما سوال اینجاست که: آیا شما عاشق فردی که نقش بازی می کند و یا نقشی که بازی می کند، می شوید؟ اگر به نقش هایی که بازی می کنید اعتباری نیست پس برای مدتی نقش بازی کردن را کنار بگذارید.

سعی کنید نقش های دیگری را بازی کنید نقش هایی که تا به حال به غالب اونها فرو نرفته اید.

می توانید با فردی ارتباط برقرارا کنید که نقش هایی بازی می کند که شما به اونها علاقه ای ندارید اونگاه متوجه خواهید شد که چه حالی به شما و سایرین دست می دهد.


هدف ما این هست که بین شما و نقش هایی که بازی می کنید تمایز قائل شویم.

و در نتیجه می توانید به راحتی نقش های ساختگی را به دور بریزید و خیلی راحت خود واقعی تان را آشکار سازید.

که این قسمت خود بخشی از موفقيت هست.

شما همیشه دوست داشتنی و زیبا هستید.

و این دو نقش هایی هستند که باید در زندگی خود همیشه به غالب اونها فرو روید.


46:


به والدین خود اجازه اظهار نظر دهید



یکی از بزرگترین مشکلاتی که در زندگی عاطفی وجود دارد این هست که هر کس میخواهد به تنهایی روی پای خودش بایستد و حضور دیگران را نادیده می گیرد.

ما اونچنان سخت به یکدیگر می چسبیم و به دیگری اجازه انجام امور دلخواهش را نمیدهیم که جایی برای رشد عشق و علاقه باقی نمی ماند.

ما نبايد این کار را اجرا کنیم.


اگر کسی می خواهد به زندگی شما وارد شود به او اجازه انجام این کار را بدهید.

حتی می توانید به او خوش آمد هم بگویید.

اصلا مهم نیست که او چه تیپ آدمی هست.

از چیزهایی که با خود به همراه دارد نهایت هستفاده را ببرید، حتی اگر این رابطه برای مدت وقت کوتاهی ادامه داشته باشد.


وقتی که نوبت به اون رسید که فردی پایش را از زندگی شما بیرون کشد به او اجازه انجام این کار را بدهید.

طوری او را رها نکنید که همیشه یک تجربه تلخ عدم پذیرش، یا از دست دادن در زندگی اش باقی بماند.

به خاطر داشته باشید که زندگی شخصی او به شما هیچ ارتباطی ندارد.

فقط قبول کنید که وقت اون رسیده که پایش را از زندگی شما بیرون کشد.


با خودتان نیز یک چنین کاری را اجرا کنید.

اجازه دهید که آزادانه در عرصه زندگی گام بردارید.

و بی جهت خود را در دام زنجیر های بی پایه و پايه گرفتار نکنید.

هر چقدر که خود و سایرین را آزادتر بگذارید خیلی راحت تر می توانید عاشق شوید.


47:

چمدان هایتان را روی زمین بگذارید

برخی از افراد تصور می نمايند که تا وقتیکه تمام نیازهایشان بر آورده نشده باشد نمیتوانند عاشق شوند.

و جالب تر این هست که همین افراد وقتی که به تمام نیازها و خواست هایشان می رسند متوجه می شوند که اونقدر ها هم که فکر می کردند نتوانستند به خوشبختی و سعادت دست پیدا کرده و خوشحال باشند.

به همین دلیل درخواستهای مکرر تنها به عنوان مانعی بر سر راه عاشقی هستند.


"باید" های شما در یک رابطه به چه چیزهایی ختم می شود؟ اگر نمی دانید بهتر هست یک تکه کاغذ بردارید و لیستی از اونها تهیه کنید و نگاه دقیقی به تک تک اونها بیندازید.

می توانید اونها را به چمدانی تشبیه کنید که باعث می شود تمام موقعيت ها و انسان های خوبی را که در پیش روی شما برنامه می گیرند تنها به دلیل بار اضافی که بر دوش می کشید نبینید.

این چمدان همچنین باعث می شود که شما احساس ترس و انعطاف ناپذیری هم بکنید.

شما بايد تمام خواست ها و نیازهای کهنه خود را به دور اندازید تا بتوانید آزادانه زندگی کنید.


اجازه دهید که تنها یکی از توقعات شما برای چند روز هم که شده از ذهنتان بیرون رود.

ببینید که بدون وجود اونها چه احساسی به شما دست می دهد.

(البته به خاطر داشته باشید که هر وقت که اراده کنید می توانید مجددا" اونها را به ذهن خود راه دهید) بعد یکروز دیگر هم این کار را اجرا کنید.

وقتیکه این کار را چندین بار انجام دادید، به این نتیجه می رسید که چیزهایی را که تصور می کردید واقعا برای زندگی شما حیاتی هستند در حال فراموش شدن می باشند.

هر چه بیشتر این کار را اجرا کنید خیلی خوشحال تر و سبک تر زندگی خواهید کرد.

همچنین چنین طرز فکری، اجازه می دهد تا بسیاری افراد جدید، موقعيت های و امکانات نوین پا به عرصه زندگی شما بگذارند.

شما تنها با گذاشتن چمدان های خود بر روی زمین به اونها اجازه می دهید تا به زندگیتان قدم بگذارند.


48:

هدیه دهید


بخشیدن و دریافت کردن یکی از موارد ضروری در هر رابطه می باشند.

وقتی که ما عاشق می شویم هیچ مشکلی نباید بر سر راه ما پیدا شود.

خیلی راحت بخشش می کنیم و هر چه که در مقابل به ما برسد ما را بسیار خوشحال می کند.

اگر می خواهید عاشق شوید این موارد را باید با جان و دل بپذیرید و داد و دهش را تمرین کنید.


شما در یک رابطه به طرف مقابل خود چه هدایایی می دهید؟ انتظار دارید در مقابل اونها چه چیزهایی دریافت کنید؟ حالا چند دقیقه بر روی چیزهای دیگری که می توانید به دیگران بدهید فکر کنید.

سپس دست به کار شوید و اونها را در اختیار دیگران برنامه دهید.

این کار را هر روز اجرا کنید.

هر روز چیز تازه ای به اونها دهید.

هدایای شما حتما لازم نیست که یک کادوی رویایی یا گران قیمت و حتی از انواع اجناس مادی باشد فقط کافی هست چیزی باشد که از جانب شما دریافت نمايند.

سپس این کار را برای افراد مختلف اجرا کنید.

ذن معتقد هست که شما باید این کار را به دور از هر گونه سر و صدا و انتظار برای دریافت چیزی در ازای اون اجرا کنید.


این کار را در مورد خودتان نیز اجرا کنید.

چند دقیقه بر روی این موضوع فکر کنید که دوست دارید چه هدایایی به خودتان دهید.

هدیه شما می تواند قدم زدن در پارک، خرید یک رژ لب و یا گذراندن وقت با کسی که دوستش می دارید باشد.

بهتر هست که هر روز به خودتان یک هدیه بدهید.


هرچند این تمرین بسیار ساده می باشد، اما از قدرت خارق العاده ای برخوردار هست.

انجام این کار به طور روزانه می تواند هر رابطه ای را از این رو به اون رو کند.

وقتی که چیزی می بخشید نباید هیچ گونه چشم داشتی به جبران اون از طرف مقابل داشته باشید.( حتی نه یک تشکر خشک و خالی و نه یک لبخند) فقط برای بخشندگی ببخشید بدون داشتن هیچ گونه انتظار و خواهشی.

اگر با یک چنین ذهن باز و سخاوتمندی زندگی کنید به طور طبیعی تمام هدایای مورد نظرتان به سمت شما سرازیر می شوند.


49:

با خودتان آشتی کنید


بسیاری از افراد حتی اگر با یکی از دوستانشان هم زندگی نمايند باز هم اظهار میدارند که فرد تنهایی هستند.

تنها مشکل این افراد این هست که با خودشان قهر هستند.

وقتی که به شناخت خود دست پیدا کردید و متوجه شدید که چه کسی هستید، غیر ممکن هست که از اون به بعد تنها بمانید.


با خودتان آشتی کنید.

وقت بگذارید تا خودتان را بهتر بشناسد.

تمام اندام ها و اعضای بدنتان را همانطور که هستند بپذیرید.

از سرزنش و قضاوت جریاناتی که اتفاق می افتد دست بردارید.

آرام باشید و نگاهی به درون خود بیندازید.


با همین تمرین آخر کار خود را شروع کنید.

به تنفس خود دقت کنید و ببنید که در داخل بدن شما چه تحولاتی در حال روی دادن هست.

اونها را با کمال میل بپذیرید و دوباره به تنفس کردن باز گردید.

نفس به نفس خود را درک کنید و ببینید که به دور از تمام این هیاهو ها و غوغا ها شما چه فرد کامل و بی عیبی هستید.

آیا می توانید این شخصیت را در روابط خود نیز نگه دارید؟ ایا با کسانی ارتباط بربرنامه می کنید که خود واقعی شما را می شناسند و برایشان قابل تحسین هستید.

در زندگی و همچنین در روابط خود تغییرات مثبتی ایجاد کنید.

این کار می تواند به سادگی دقت کردن به طرز در آوردن کفش ها از پا باشد.


50:

"وقتی که شما به خود واقعی تان اجحاف پیدا کنید موفقيت برای شما معنا پیدا خواهد کرد.

وقتی که خود واقعی تان باشید تمام دنیا عاشق شما می شود."

51:

بدانيم كه زندگي هميشه عادلانه با ما برخورد نمي كند.

اونچه مجبور به قبولش هستيم ، بپذيريم و مواردي را كه قادر به تغييرشان هستيم تغيير دهيم.


قبل از انجام هر كاري درباره اون خوب فكر كنيم.

يك لحظه بي دقتي سال ها پشيماني و اندوه را به همراه مي آورد.


در جست و جايشان زيبائي موجود در زندگي ، طبيعت و امت باشيم.


سپاسگزار دارائي هاي مادي خود ، امت و لحظاتي كه سپري مي شوند ، باشيم.


تمام سعي و تلاش خود را براي بوجود آوردن سرگرمي هاي مفيد به كار گيريم.

اين راه بهترين روش براي بوجود آوردن رشته هاي محبت بين ديگران و خودمان هست و خاطرات زيبائي را ترسيم مي نمايد.


وقتي را به خود اختصاص دهيم و كاري را اجرا کنيم كه ار اون لذت مي بريم و هيچ گونه احساس گناهي از انجام دادن اون نداشته باشيم.


ديگران را بدون قضاوت كردن درباره شان بپذيريم و بدانيم هر فرد با ديگري متفاوت هست.


ديگران را ببخشيم ، زيرا دلخور بودن از ديگران بيشتر خود ما را مي آزارد.


ذهن خودمان را براي ديده هاي جديد آماده كنيم و از سعي و تلاش نترسيم.


در ذهن خود برنامه هايي را تصور كنيم و به سايشان چيزي كه مي خواهيم ، حركت كنيم

52:

4 هفته اول آشنايي دوران نامزدي



دیگر از این بدتر نمی شود.

احساس مریضی می کنید، نمی توانید لب به غذا بزنید و نمی دانید که چه احساسی دارید و به چه فکر می کنید.

اما فکرتان خیلی مشغول هست.

یک لحظه خوشحالید و یک لحظه ناراحت، احساس آشفتگی و بی ثباتی میکنید.

چه اتفاقی برایتان افتاده هست؟ چهار هفته ی اولی هست که با شوهر آينده تان برنامه ملاقات گذاشته اید.


اولین چیزی که ممکن هست قبل از یک برنامه ملاقات اتفاق بیفتد، احساس آشفتگی و وحشت هست.

ممکن هست تا به حال براي يافتن مرد ايده آل خود با افراد زیادی برنامه ملاقات داشته باشید، اما هر بار این احساس رخ می دهد.

سپس قرار، با اینکه همه چیز عالی و خوشایند بوده باز ممکن هست دچار این احساس شوید، چون اینجاست که مجبور می شوید در مورد این موقعیت و فرد مزبور کمی فکر کنید.

باید تصمیم بگیرید که آیا می خواهید با این فرد ادامه دهید یا اینکه همه ی وعده هایی را که شب گذشته با طرف داشته اید را امروز صبح فراموش کرده اید و نمی خواهید ادامه دهید.


53:

برای بسیاری از افراد، روز های سپس برنامه روزهای فوق العاده ای هستند.

احساس جذابیت و علاقه می کنید و احساس می کنید که کسی هست که دوستتان می دارد و برایش جذابیت دارید.

اما ممکن هست در برنامه دوم به این نتیجه برسید که کاملاً در اشتباه بوده اید و احساستان درست نبوده هست.

پس از اتمام برنامه ملاقات دوم، باز احساسا فوق العاده ای به شما دست می دهد چون این بار دیگر آزمایشی واقعی بوده هست و یکدیگر را دقیق تر مورد بررسی برنامه داده اید.

وفاداری ها ،قوه ی تعقلتان و جنبه های دیگر شخصیتیتان مورد آزمایش برنامه می گیرد.

تا این مرحله شما نباید هیچگونه رابطه ی فيزيكي با فرد داشته باشید.


سپس برنامه ملاقات دوم اگر واقعاً به این فرد علاقه مند شده باشید، احساس اضطراب و نگرانی خواهید داشت-- نگرانی برای از دست دادن این فرد.

یا ممکن هست این نگرانی به خاطر این باشد که فکر می کنید برای علاقه مند شدن عجله کرده اید و دوست دارید که از این مسئله خلاص شوید.

اینجاست که ممکن هست یک آینده ی ایدآل، دچار فاجعه و مصیبت شود.

دست از نگران بودن بردارید و بگذارید که زندگی مسیر همیشگی اش را طی کند.

خونسردیتان را حفظ کنید، هیچ جای نگرانی نیست.

و در هیچ کار هم عجله نکنید.


54:


از طرف دیگر ممکن هست هنوز مطمئن نشده باشید که با این فرد صمیمیت بربرنامه کنید یا خیر، اما باز هم نگران نباشید.

جذابیت روزهای اول آشنایی با یک فرد در همین هست.

در یک رابطه ی طولانی مدت، این روزها دیگر تکرار نمی شوند، پس سعی کنید که تا می توانید از این جو لذت ببرید.

لزومی ندارد که یک رابطه ی جدیدی حتماً به ازدواج ختم شود.

دیگر چنین طرز فکری نداشته باشید و از قرارهایتان نهایت لذت را ببرید.


تردیدهای زیادی در روزهای اول آشنایی وجود دارد، مثل اولین برخورد، اینکه سر برنامه بروید یا نه، اینکه تلفن کنید یا نه، چه می شود اگر او سر موقع به شما تلفن نکند و...همینطور جلو می رود و هر روز تردیدها و دوراهی های جدیدی برایتان پیش می آید مثل اینکه، او را برای صرف قهوه دعوت کنید یا نه، اینکه با او به سينما برايشاند یا نه، اگر احساستان نسبت به او بیشتر شد چه کنید و....باز هم چیزی که به شما کمک میکند تغییر طرز فکرتان هست، باید بگذارید زندگی روال عادی خود را طی کند، نباید نگرانی در مورد چیزی به خودتان راه دهید.

شما زندگی همیشگیتان را داشته باشید، سر موقع همیشگی به باشگاه بروید، کارهایتان را اجرا کنید و نگذارید که زندگیتان از مسیرش منحرف شود.


وقتی دیر به دیر برنامه ملاقات داشته باشید، اون انرژی لازم برای پیشبرد یک رابطه وجود نخواهد داشت.

باید از همه موقعيت هایتان هستفاده کنید و با فرد مورد نظر بگذرانید.

اگر فردی را واقعاً دوست داشته باشید، طبیعتاً می خواهید همیشه با او باشید تا بتوانید او را بیشتر بشناسید و عاشقش شوید.

برای این منظور باید برنامه ملاقات هایتان را بیشتر کنید تا صمیمیت بین شما بیشتر شود و گرنه فقط وقتتان را تلف کرده اید.


اولین چهار هفته وقت مهمی هست چون در این دوران هست که همدیگر را خواهید شناخت.

اگر بتوانید این دوران را به خوبی پشت سر بگذارید، حتماً خواهید توانست رابطه ی محکمی ایجاد کنید.

به عقیده ی من بهتر هست از هر گونه رابطه ی جنسی در این دوران و تا قبل از ازدواج خودداری کنید.

این دوران فقط دوران آشنایی هست و اینکه ببینید از هر لحاظ با هم سازگاری دارید یا خیر.

دوران پر خاطره ای خواهد بود، پس سعی کنید بهترین هستفاده را ازاین دوران ببرید.


ممکن هست احساس بی ثباتی و آشفتگی کنید، اما همه ی ما وقتی به گذشته نگاه می کنیم تا ببینیم عاشق شدنمان چه روندی داشته هست، یاد چهار هفته ی اول آشنایی می افتیم.

سعی کنید این چهار هفته را به قشنگ ترین حالت ممکن بگذرانید

55:


طوفان مشکلات


اگر زبان همسر شما سریعتر از طوفان می غرد، انگاه شما دارای یک مشکل پايه ی هستید: عدم توانایی در برقراری ارتباط با او.


ممکن هست از خودتان بپرسید: "این آدم داره در مورد کدوم مشکل ارتباطی صحبت می کنه؟" من فکر می کنم مشکل شما وجود ارتباط بیش از اندازه هست، شاید اگر مقداری اونرا کمتر کنید همه چیز درست شود.


در ابتدا، بهترین نظری که به ذهنتان می سرد همین مورد هست، اما اگر دقیق تر به مطلب نگاه کنید متوجه می شوید که مشکل شما چیزی جز ارتباط بیش از اندازه نیست.

شاید شما دو نفر بیش از اندازه با یکدیگر صحبت کنید، اما زیاد حرف زدن نشان از اون نیست که مشکلات را از راه درست پیگیری می کنید و بهتر هست از خودتان بپرسید که آیا اصلا در مورد مشکل مورد نظر بحث می کنید یا خیر.


56:


حقایق را بپذیرید



99% از مشکلات زناشویی از قبیل خیانت، افسردگی، بدرفتاری، آزار و اذیت، و نق زدن به دلیل عدم توانایی در برقراری ارتباط ایجاد می شود.


آخر سپس همه این حرف ها، خانم ها هر چند وقت یکبار از خودشان سوال می نمايند که "چرا اون نباید از صحبت کردن با من لذت ببره؟" و یا اینکه آقایون از خود سوال می نمايند "فکر می کنم که همسرم چندان مجذوب نیست." جواب به چنین سوالاتی می تواند تمام مشکلات را حل کند اما مشکل اینجاست که ما توانایی سوال پرسیدن (برقراری ارتباط) را نداریم و شاید نمی دانیم که چگونه باید از راه درست وارد شد.


حقیقت اینجاست که اگر خانم شما غر می زند به این دلیل هست که قصد دارد چیزی را به شما بگوید اما شما گوش شنیدن اونرا ندارید.

به همین خاطر به این کار ادامه میدهد تا شما بالاخره به حرف او گوش کنید.

البته تمام تقصیرها هم به گردن شما نیست شاید دلیل گوش ندادن شما این باشد که او از راه مناسب وارد نشده.


تنها چیزی که لازم دارید این هست که کمی بیشتر بر روی مبحث ارتباط کار کنید تا مجددا خودتان را در دوران ماه عسل ببینید.


57:

راه غلط


یک شب آقا تنها به این خاطر که مطمئن شود همسرش پشت در منتظر اوست، از سر کار خود دیر تر به خانه بر می گردد.

قبل از این که این موقعيت را پیدا کند که کفش هایش را در بیاورد، خانم از او اینچنین پذیرایی می کند:
خانم: تو واقعا ظالمی، چرا اینقدر دیر کردی؟ می خواستی باز هم از من دوری کنی؟ از دست من خسته شدی، نه؟
آقا: صداتو رو من بلند نکن، دوباره رفتیم سر خونه اولمون، به من میپری و بعد هم خیلی زود نتیجه گیری میکنی.


خانم: چرا تو می خواهی مثل یک حیوون با من رفتار می کنی؟ نمی تونستی زنگ بزنی بگی برای شام نمیای؟ تو واقعا بی کله هستی.


آقا: (در حالیکه دور می شود) دست از سرم بردار، خسته ام، می خواهم کمی هستراحت کنم.


خانم: چرا تو مثل بچه ها رفتار می کنی؟ درسته! کار دیگه ای جز بیرون رفتن از اتاق که بلد نیستی! میدونی مشکلت چیه؟ انتقاد سازنده رو نمی تونی قبول کنی.


58:

چه چیز اشتباه هست؟


چیزی که خانم باید بگوید این هست که "نمی تونی انتقاد ویران نماينده را بپذیری" به خاطر اینکه حرف هایش کاملا مخرب هستند.

به جای اینکه در مورد چیزی که واقعا احساس می کند با یک راه حل منطقی صحبت کند، او با بدنام کردن آقا، خصومت و خشونت خود را بیرون می ریزد.

این امر باعث لطمه دیدن همسر می شود.


وقتی که طرف مقابل شما به حالت دفاعی فرو می رود، راه ارتباط مسدود می شود و سبب می شود تا زوجین نتوانند مشکل خود را پی گیری نمایند.

بنابراین چه اتفاقی روی می دهد؟ هیچ کس گوش نمی دهد، خانم همان حرف های قدیمی را پیش میکشد و آقا هم تصور می کند که همسرش یک فرد غرغروست.

اما اتفاقی که می افتد این هست که در این حالت هیچ کس به دیگری توجه نمی کند.


59:

ذهنیت خود را سامان بخشید


پیش از صحبت کردن باید به دقت فکر کنید.

چیزی که این خانم و آقا باید بدانند این هست که در میان انها یک مشکل ارتباطی در حال رخ دادن هست.


وقتیکه به این ادراک دست پیدا نمايند، در این وقت با هستفاده از تکنیکی که من در زیر به شما معرفی می کنم می توانید کلیه مشکلات حل نشدنی خود را حل و فصل کنید.


60:


تقصیر تو نیست، مشکل از من هست



وقتی که می خواهید مشکلی را حل کنید، باید بدانید که پیش از هر چیز چگونه میتوانید اونرا به درستی انتقال دهید تا طرف مقابل اونرا به درستی درک کند و راه بحث منطقی را باز بگذارد.


در مثال بالا خانم به جای اینکه کاری کند که آقا به حالت تدافعی فرو رود و یکدفعه به سمت او حمله ور شود باید با احترام با او صحبت کند.

به جای اونکه همیشه بگویید "تو" از ضمیر "من" هم هستفاده کنید و يا بگویید "من، خودم."
اجازه دهید به جملات "تو" یی که خانم در مثال بالا در مقابل آقا هستفاده کرده نگاه کوتاهی بیندازیم:
تو واقعا ظالمی
چرا تو با من مثل یک حیوان برخورد می کنی؟
تو مثل یک بچه رفتار می کنی
خیلی راحت هر کسی متوجه می شود که چرا هستفاده از جمله های با مظمون "تو" به طرف مقابل به راحتی آسیب می رساند.

همانطور که دیدید به محض اینکه خانم از این کلمات هستفاده می کند آقا در مقابل او جبهه گیری کرده و به سخنان او گوش نمیدهد.


با هستفاده از جملات شامل "تو" شما فرد مقابل را بیرحمانه قضاوت می کنید.

اگر از "من" هستفاده کنید دیگر نمی توان فرمود که شما دیگران را بدون هیچ عذر و بهانه ای در ترازوی قضاوت برنامه داده اید.


61:

سیستم "من، خودم"


چرا زبان "من، خودم" اینقدر موثر هست؟ به این دلیل که مزایای متعددی هم برای گوینده و هم برای شنونده دارد: آزار و اذیت را از بین می برد، صداقت را زیاد می کند، تنها بر پايه اطلاعات صحیح هستنتاج صورت می گیرد، و هر دو طرف دقت بیشتری بر روی فرموده های خود کرده و بیشتر سعی می نمايند بیندیشند.


خوب، بدون هیچ گونه اتلاف وقتی اجازه دهید تا در مورد سیستم "من، خودم" بیشتر بدانیم، این روش به شما کمک می کند تا بتوانید مکالمه منطقی با همسر خود داشته و هیچ گونه جروبحثی هم نداشته باشید.


این روش دارای 4 بخش می باشد.

رفتار شما را شرح می دهد، تعبیر طرف مقابل از رفتار شما را بیان می کند، احساسات و در آخر نتایجی را که از رفتارهای شما میگیرد را برایتان روشن می کند.


در این قسمت می بینید که خانم برای اینکه آقا را وادار به گوش دادن به حرف هایش کند باید چه چیزی می فرمود:
خانم: عزیزم تو در تمام طول این هفته بدون این که حتی با من کوچکترین تماسی بربرنامه کنی دیر به خانه آمدی (رفتار) آیا می خواهی از من دور باشی؟ از کنار من بودن خسته شدی؟ یا اینکه با کس دیگری آشنا شده ای (تعبیر)؟
من، احساس می کنم از طرف تو خواسته نمی شوم و از این بابت اصلا خوشحال نیستم.

من واقعا آزرده خاطر شده ام ( احساسات) اگر این رفتار ادامه پیدا کند، من دچار عصبانیت و نگرانی خواهم شد.( نتیجه گیری)
آقا: عزیزم، من خودم واقعا شرمنده هستم، هیچ وقت فکر نمی کردم همچین احساسی داشته باشی، من هیچ وقت قصد دوری کردن از تو را ندارم، من واقعا تو را تحسین می کنم و از تو ممنونم، من به دنبال هیچ کس بجز تو نخواهم رفت؛ عزیزم.


من کارهای زیادی دارم که مجبور می شوم بیشتر از محدوده وقت کاری در اداره بمانم و اونها را تکمیل کنم.

من واقعا تحت فشار هستم.

وقتی که به خانه می آیم، وقتی میخواهم که با خودم خلوت کنم.

نمی خواهم تو همچین احساسی نسبت به من داشته باشی و قول می دم که از این به بعد حتی اگر چند دقیقه هم می بایست بیشتر در محل کار خود بمانم به تو حتما اطلاع دهم.


62:

وقت مناسب


در مثال بالا می بینید که مشکل بین این زوج چقدر راحت حل شد.

اما هستفاده از لغات و کلمات مناسب در حین مکالمه تنها رمز پیروزی نیست.


گاهی اوقات حتی بهترین نمونه های جمله های "من، خودم" اگر در وقت مناسب و با لحن مناسب بیان نشوند تاثیر گذار نخواهند بود.

اگر می خواهید از این بابت که فرد مقابل به حرف های شما گوش می دهد مطمئن شوید، باید چند لحظه پیش از شروع کردن به صحبت مکث کنید.


به عنوان مثال اگر خسته و کوفته از سر کار به خانه آمده بودید و همسرتان قصد صحبت کردن با شما را داشت، به این خاطر که وارد جو قضاوت کردن یکدیگر نشوید به او بگویید "عزیزم، من یک روز سخت کاری را پشت سر گذاشته ام، اگر اشکالی نداشته باشد اجازه بده تا ساعتی هستراحت کنم و بعد با هم پیرامون این مطلب صحبت خواهیم کرد." خوشبختانه خانم شرایط شما را درک می کند، البته به اون شرط که شما نیز به قولتان عمل کنید.


به طور کلی آقایون تمایل چندانی به صحبت کردن ندارند.

بنابراین اگر خانمتان خواست صحبت کند، باید در یک موقعیت و وقت مناسب این کار را اجرا کنید.

این مقاله را پرینت بگیرید و از همسرتان تقاضا کنید که اونرا مطالعه کند.

دفعه آینده که خواستید تمرین روش "من، خودم" را بکنید، من، خودم، تضمین می کنم که می توانید به راحتی خود را از قضاوت های زنانه برحذر دارید.


63:

خيلي جالب بود آبجي ممنونم

64:

خاهش ميكنم..


65:

با كلي اميد و آروز به خواستگاري دختر رايشاناهايتان رفته و پس از تشريفات و مراسمات فراوان تصميم به ملاقات او ميگيريد.

برنامه را تنظيم كرده و با اشتياق فراوان در روز تعيين شده به سراغش ميرايشاند.

ولي در هـمان لحـظات ابتدايي متوجه تغيير ناگهاني در طرز برخورد او نسـبـت به خود ميشود.
ممكن هست هرچه بافته ايد پنبه شده باشد.

اما چـرا؟ متاسفانه برخي از افراد تـا مـحـوطـه هـجده قـدم خـوب جلو ميروند ولي در ضربه نهايي مرتكب اشتباه شـده و همه تلاشها را بر باد ميدهند.
در اين قسمت پنج اشتباه بزرگي كه مردان هنگام ملاقات اوليه شريك زندگي آينده خود مرتكب ميشوند را
ميخوانيد
.
1- او را لمس نكنيد
چه از لحاظ شرعي و چه از لـحاظ اجـتـماعي نبايد تا وقتيكه با همسر آينده خود محرم نشده ايد او را لمس نماييد.سعي نكنيد دست او را بگيريد و يا چسبيده به او بنشينيد.

برخي مردان به اشتباه تصور مي كنند كه لمـس كردن باعـث روشـن شـدن موتـور طرف مقابل شـده و ايشان نـيـز همان كار را انجام خواهد داد.

در حالي كه برعكس اين مسئـله درست ميباشد.

هرقدر بيشتر سعي كنيـد دسـت او بـگيريد، بـه همان اندازه تمايل ايشان براي گرفتن دست شما كمتر خواهد شد.
يك مرد عاقل خودش را كنار كشيده و به همسرش اجازه ميـدهد كه در صورت تمـايلـش دسـت او را بـگيرد.

بـه ايـن تـرتيب انساني باكلاس و متشخص در نظر ايشان جلوه خواهيد كرد.
2- درباره زنان ديگر صحبت نكنيد
درمورد همسر يا نامزد قبلي خود حرف نزنيد.

در مورد دختر شفرمود آوري كه روزي خيال ازدواج با او را داشتيد و در رايشاناهاي خود او را مي پرورانديد، سختي به ميان نياوريد.

فكر كنيد.

وقتي زني از مرد ديگر پيش شما تعريف ميكند، دچار پريـشان حالـي مـي شايشاند.

فضاي اولين ديدار خود را با همسر آينده تان با صحبت نكردن درباره زنان ديگر رومانتـيـك و جذاب نگاه داريد

3- فخر فروشي نكنيد
همه زنان بارها و بارها شنديده اند، صدها و يا هزاران مرتبه.هرقدر بيشتر به لاف زدن و باليدن به خود بپردازيد، از جذابـيت كـمـتـري بـرخوردار خـواهيـد گشت.

اجازه دهيد او به تدريج به محاسن شما پي ببرد.بجاي بيان قابليتهاي خود براي تحت تاثير گذاشتن ايشان، بگذاريد شما را به عنوان انساني مبهم و اسرار آميز كه نمي تـواند دركـش كـنـد، تجربه نمايد.

اين عمل باعث خواهد شد كه او ميزان علاقه اش براي خبردار شدن از وضعيتهاي گوناگون شما از قبيل واقعيات پولي، ورزشي، كاري و غيره افزايش چشمگيري بيايد.


66:

4-فرمودگو را ملايم و مثبت نگاهداريد
برخي اوقات مردان بدون فكر كردن و حتي بدو ن اينكه بدانند چه كار ميـكنند، صحـبت را به موضوعاتي سـنگين و منفي مي كشانند.

هيچ دليل مفيد و سازنده اي بـراي اينـكار وجود نداشته و تنها باعث از بين بردن لطف فرمودگو و كاهش اشتياق طرف مقابل خواهد شد.

اين كاري روماتيك نيست! در مـورد تـروريسم، ايشانـروس سارس و يا اينكه مدير شما آدم بداخلاقي هست،صحبت نكنيد.جزئيات دلايل جدا شدن از همسر يا نامزد قبلي خود را بازگو ننماييد.

موضوعات سنگين را كنار بگذاريد!
5- در مورد مسائل جنسي صحبت نكنيد
زنان از شنيدن صـحبـتهاي جنسي متنفرند.

برخي از مردان اينكار را انجام ميدهند ولي شما برنامه نـيـست بـه ايـن عـمـل مـبـادرت ورزيـد چون مي خواهيد متفاوت باشيد.

مايل نيستيد از طريق فرمودن اينكه چقدر به مسائل جنسي اهميت ميدهيد او را تـحـت تاثـيـر برنامه دهيد.

دوسـت نداريد به برخي چيزها تلايشانحا" اشاره كنيد تا اين تصور را در او بوجود آورد كه ميتوانيد قهرمان رايشاناهاي جنسي او باشيد.

خير.

شما ميخواهيد آرام و با كلاس باشيد.

اگر در ملاقات آغازين با شريك آينده زندگي خود مسائل جنسي را پيش بكشيد در حقيقت به ميزان احساس راحتي و آرامش او حمله خواهيد كرد.


خوب، آقايان اينهم از اين.

اكنون شـروع كـرده و در خـواستگاري بعدي اين پيشنهادات را بكار برده و نتيجه را حتما" به ما نقل كنيد.


بخاطر داشته بـاشـيد: اگـر اونچـه كه صحصيح هست را اجرا کنيد، او از دست شما رها نخواهد شد.
مباركه!

67:

بسياري از افراد بطور خدادادي داراي هستعداد براي انجام رفتارهاي رمانتيك مي باشند.

حتي بي احساس ترين انسانها نيز مي توانند ميز شام رمانتيكي را تدارك ديده، بدون دليلي خاص گـل بـه خـانه آورده و يا به يكباره شروع به تحسين و تمجيد از همسرشان بنمايند.
در زير پيشنهادات ساده اي ارائه شده اند كه براحتي و بدون زحـمت بـسيـار مـي توانيد همسر خود را تحت تاثير برنامه دهيد.

براي اينكار آماده شايشاند.

ليستي را تهيه كنيد
ليستي از مناسبتهاي گوناگـون از قـبـيل تـاريخ اوليـن روزي كه همديگر را ملاقات كرديد، سالروز ازدواج و تاريخ تولد، را تهيه نماييد.

در ايـن روزهـا كـمي آب و رنگ به زندگي خود دهيد.

غذايي مخصوص درست نماييد ( و يا سـر راه از بـيـرون تـهيه كنيد ).

براي او كارت تبريك خريده و يا نامه اي كوتاه برايش بنايشانسيد تا بفهمد كه فراموشش نكرده ايد.
بسلامتي او بنوشيد
هنگامي كه سر ميز شمام مي نشينيد، بـسلامـتي هم بنوشيد.

حتما نبايد مشروبات الكلي باشد، يك ليوان آب خـنـك يـا چـاي نـيـز هـمـان كـار را انـجـام مي دهد.

جمله اي عاشقانه به او فرموده و به سلامتي اون بنوشيد.
جلو رفته و او را نوازش كنيد
از قدرت نوازش هستفاده كرده تا خاطره اي ماندگار را براي او در طول روز باقي بـگـذاريـد.

چنين چيزي نيست كه بگايشانيم براي بوسيـدن هنـگام خـداحافـظي و رفتـن از خـانه وقـت و نيز وقت برگشتن، وقت نداريم.

همـچـنـيـن در آغـوش كشـيدن يـكـديـگر بـعد از يك روز پردغدغه عملي در خور تقدير هست.

يك آلبوم عكس تهيه كنيد
هميشه عكس بگيريد.

دوربـيـن خـود را فـقط براي روزهاي تعطيل و مناسبت هاي خاص مورد هستفاده برنامه ندهيد.

آلبوم عكسي از زنـدگي روزمـره خـود ايـجاد نـمـايـيد.

هر دايشان شما بعدها گرمي لحظات با هم بودن را هنگامي كه به اون تصاايشانر نگاه ميكنيد، تحسين خواهيد كرد
.
از چيزهاي جالب نوت برداري كنيد
هر روز چيزي را براي او كنار بگذاريد.

يك مـقاله شنيدني از روزنامه، لينكي در يك سايت و يا داستاني كه در محل كارتان شـنـيـده ايـد.

او از ايـنـكه در طـول مـدت روز بـه فـكـرش بوده ايد از شما قدر داني خواهد كرد.


فكور باشيد
هر روز كاري فكورانه براي ايشان انـجـام دهـيـد.

از درسـت كـردن يـك اسـتكان قهوه گرفته تا چسباندن يك يادداشت عاشقانه به كيف او و يا قـرار دادن شـكـلات مـورد عـلاقـه اش در كنار بالش پيش از وقت خواب.

هر فردي عاشق برخورد با چيزهاي غافل گيرانه رومانتيك مي باشد.
به سر و وضع خود برسيد
بگـذاريـد شـمـا را در بـهـتـرين حالت ببيند.

ايـن اشـتـبـاه اسـت كه فقط هنگام ملاقات با غريبه ها آراسته و مرتب بـاشـيم.

اغـلب زنان دوست دارند همسرشان را تميز، مرتب و در شيك ترين لباسها ببينيد.
در مورد ایجاد و خايشان خود با او صحبت كنيد
با او صادقانه در مورد احساسات خود صحبت كنيد.اگر دچار هسترس يا ناملايمات زندگي مي باشيد، اونها را با او مطرح كنيد.

همسرتان صادقت شما را تحصين نموده و وقـتـي با ناراحتي وارد منزل مي شايشاند، اون را يك مسئله شخصي تلقي نخواهد نمود.
در مورد اتفاقات روز بحث كنيد
در كنار هم نشسته و اتقافاتي را كه در طي روز برايتان رخ داده، بـازگـو نـماييد.

گذراندن وقت جدا از هم باعث ميگردد كه بيشتر يكديگر را تحسين نماييد.

68:

هرگز متوجه نخواهيد شد چه وقت مي تواند اتفاق بيفتد.

ممكن هست درحال گذر از يك خيابان، مشغول غذا خوردن در يك رستوران، قدم زدن در يك باشگاه شبانه و يا درحال خوش و بش با دوستـتان بـاشـيـد كـه نـاگـهـان او پـيدايش مي شود.

دختري زيبا كه حسابي نظر شما را جلب كرده و دوست داريد با او صحبت نماييد.

پس بـراي ايـن منـظــور چه كاري خواهيد كرد؟ بايد قدم پيش گذاشته و بااوحـرف بزنيد.



سلاح اصـلي هـمـواره هـنـر سـازگـاري و انـطـبـاق پذيري خواهد بود.

پيش از شروع بايد تشخيص دهيد كه در چه واقعياتي برنامه داريد: "گرم" يا "سرد".

موقيعت گرم هنگامي هست كه او شمـا را مـورد توجه برنامه داده و با يك سري از علائم (مانند حركات چشم ) چراغ سبز را نشان داده هست.


موقيعت سرد وقتي هست كه آشنايي قبلي با هم نداشته و اين اولين برخـورد شـمـا محسوب مي گردد.

اين موقيعت كمي مشكل تر به نـظر ميرسد چرا كه به علاقمندي او نسبت به خود مطمئن نيستيد.
اكنون به يخشكن ها ميپردازيم:

شماره 1
خودتان را معرفي كنيد بسيار واضح هست.

تا وقتي كـه خـود را به او معرفي نكنيد، متوجه وجود شما نـخـواهد شد.

هميشه دوستي ها با يك معرفي ساده و صميـمـي شـروع مـي گـردنـد.

تـصـادفـا" بسمت ايشان قدم برداشته و خود را معرفي نماييد.
بگايشانيد " من آرش هستم.

از ديدنتون خوشحالم." "من آرش هستم.

فكر نميكنم همديگرو بشناسيم."


شماره 2
بپرسيد مجرد هست يا خير
شما وقتي خواهيد خواست كه به اين موضوع پي ببريد، پس چرا از همان ابتـدا سـؤال نمي كنيد؟ بياد داشته باشيد كه اين در هر واقعياتي، يك حركت شجـاعـانـه اسـت.

اگـر فرد خوش تيپي بـاشـيـد، احـتـمال ايـنكه او مثبت تر و واضح تر عمل نمايد بيشتر خواهد شد و اگر نه، ديليلي خواهد بود براي دوستانه تر بودن.

در هر صورت در اين برخورد لازم هست هميشه رك و با صراحت باشيد.

او نيز رك و با صـراحـت خواهـد بود.

اگـر گـفـت كـه مجرد نيست، و يا اگر بشما علاقمند نباشد، بسرعت متوجه خواهيد شد.

پـرسـيـدن از يك غريبه كه آيا دردسترس هست يا خير، بلافاصله منظور و هدف شما را آشكار نموده و هرگونه سوء تعبير را از بين خواهد برد.

بگايشانيد
"قبل از اينكه اسمتونو كه ميدونم به قشنگيه خودتونه بپرسم، مي خواستم بدوم مجرد هستيد؟" "اينقدر خوش شانس هستم كه مجرد باشيد؟"

شماره3
بي پرده باشيد
اين طرز برخوردي هست بـراي افـرادي كـه مـايـلند بـيشتر از اينها رك و با صراحت باشنـد.

قدم برداشتن به طرف يك زن و نشان دادن صراحت و بي پردگي مي تواند به عـنوان يـك جذاب كننده قايشان عمل كند.

او ممكن هست اعتماد بنفس شما را نشانه اي بر ارزشتـان براي صحبت كردن قلمداد كند.
بگايشانيد "داشتم دنبال بهانه اي بـراي بـاز كردن صحبت ميگشتم، ولي چيزي پيدا نكردم.



شماره4

محيط اطراف را توصيف كنيد
هركجا به او برخورد كنيد، پيرامـون شـما چـيـزهايـي وجود خواهد داشت.

از اونها براي باز كردن سر صحبت هستفاده كنيـد.

به محيط اطراف خود نگاه كرده و موضوع جالبي را براي فرمودگو انـتـخـاب نـمـايـيـد.

اين راه كار محدود به اشياء نميگردد.

اگر متـوجـه شـديد فردي روز سهتي را در محل كارش گذرانده ، مي تـوانـيد جـمـله اي بـه ايشان بگايشانيد كه تنشها و خستگي ها را از تـنـش بـيرون كند.

اين باعث مي گـردد كـه او خـودش را سـبـك و سـر صحبت را باز كند.

با اين حـال قـبـل از مـراجـعـه بـه او، مـطـمـئـن شايشاند كه سرش شلوغ نباشد.

شماره 5
سؤالي سرگشاده بپرسيد
مشكل ترين قسمت يك يخشكن بكار گمـاردن اون بـراي آغـاز نمودن محاوره اي هست كه 30 ثانيه سپس شروع شدن، خاتمه نپذيرد.

براي جلوگيري از چنين وضـعيـتـي، اقـدام بـه پرسيدن سؤالي نماييـد كـه پـاسـخش بـه "بله" يا "خير" ختـم نـشده و احـتياج به بسط بيشتري داشته باشد.



شماره 6
تعريفي صادقانه از او بنماييد
بر همگان معلوم هست كه زنان دوست دارند مورد تعريف و تمجيد برنامه بگيرند.

با اين حال اونها براحتي ميتوانند تخشي دهند كه صادقانه از اونها تعريف ميشود و يا از رايشان رياكاري.

گذشته از اينكه درچه واقعياتي برنامه داريد، هميشه بايد موضوعي قابل قبول براي تعريف و تملق پيدا كنيد.اين ميتواند بسته به زبان جسماني او، تعريف و تمجيدي مخاطره آميز و يا خودماني باشد.


شماره 7
سلام كنيد همانطور كه از اون بر مي آيد، از ايـن طـرز برخورد كلاسيك معمولا چشم پوشي ميگردد.

اغلب افراد بلافاصله جواب سلام را ميدهنـد كه تـصور ميـكنند ادب و نزاكت اينطور ايجاب ميكند.

با اينحال جواب سلام مي تواند در را بـراي آغـاز سـخن باز گرداند.

سلام، شروع كننده اي ساده هست كه باعث ايجاد جرات براي فرمودگو با افراد نا آشنا ميشود.

شماره8
او را به لبخند زدن وادار نماييد
وادار كـردن او بـه لبخند زدن بـصورت معجزه آسايي باعث شكستن يخ خواهد شد.

زنان عاشـق مـرداني هستند كه بتــوانند اونها بخندانند.

خوش مشربي باعث جذابيت بيشتر مردان ميشود.


هميشه آرام و صادق باشيد.


اگر فردي جواب رد به شـما داد، نـا اميد نشده و با اعتماد بنفس بيشتر به دنبال همسر مورد علاقه خود بگرديد.


69:

ما ازدواج مي كنيم و عموماً مهمترين شخص در زندگي يكديگر مي شايشانم.

اما اقوام درجه يك قبلي ما ـ پدر، مادر، خواهرها و برادرها ـ ناپديد نمي شوند.

هريك از اونها نيازهاي خاصي را برآورده مي كنند.

خواهر بزرگ تر شما از وقت خردسالي در موقع سختي ها به كمك تان آمده هست و شما هنوز دوست داريد كه هر شب به او تلفن كنيد.

شوهر شما از اين كه تنها مرد خانه مادرش سپس طلاق اوست، به خود مي بالد و مي خواهد به اين نقش خود ادامه دهد.

هيچ يك از اينها تنها به خاطر ازدواج ناپديد نمي شوند.

با اين وجود، فرمود وگايشان تلفني طولاني با خواهرتان، براي همسري كه به ندرت به او توجه مي كنيد، آزاردهنده هست و كارهاي سختي كه او با خوشرايشاني براي مادرش انجام مي دهد، وقتي كارهاي زياد انجام نشده اي در منزل براي او داريد، شما را خشمگين مي كند.

از اونجا كه منابع وقت، پول، توجه و حمايت محدود هستند، هركسي كه رقيب شما در اين موارد محسوب مي شود، ممكن هست اثر منفي رايشان ازدواج شما داشته باشد.
وقتي ناچار به رقابت با يكي از اعضاي خانواده همسرمان هستيم، سعي مي كنيم هم آشكارا و هم در خفا، در رابطه او با اون شخص دخالت كنيم.

گاهي اين جنگ هاي خانوادگي، دهه ها ادامه مي يابد، در حاليكه شخص بخت برگشته اي كه بين همسر و خانواده اش دو پاره شده هست، تقلا مي كند كه هواي هر دو طرف را داشته باشد و معمولاً موفق نمي شود.




70:


راه حل مسئله
اگر به نظر مي رسد كه خانواده شوهرتان، تقاضاهايي بيش از سهم واقعي شان در مورد تصميم گيري، توجه يا پول دارند، يا احترامي را كه حق شماست به شما نمي گذارند و با اين كار دارند ازدواج شما را خراب مي كنند، موثرترين هستراتژي اين هست كه از ميدان مبارزه عقب نشيني كنيد.
احترام به والدين همسرتان در جشن هاي تولد و تعطيلات، امري ضروري هست اما شما ناچار نيستيد كه اونها را دوست داشته باشيد و يا تحسينشان كنيد يا با اونها رقابت كنيد.

اگر دوست داريد وقت بيشتري را با همسرتان بگذرانيد، اين موضوع را به او بگايشانيد اما حرفي راجع به وقتي كه او آزادانه با برادرش مي گذراند، نزنيد.

اگر از دست پدرشوهر عيب جايشان خود عصبي هستيد، از او فاصله بگيريد اما اصرار نداشته باشيد كه شوهرتان طرف شما را بگيرد.

اگر برادرشوهرتان بي خبر به خانه شما مي آيد، به او بگايشانيد لازم هست قبل از آمدن تلفن بزند اما از شوهرتان نخواهيد كه عذري از جانب شما بياورد.
آيا به خانواده همسرتان برمي خورد اگر از همراهي با برنامه ريزي هاي اونها خودداري كنيد؟ شايد، اما اين شما هستيد كه بايد بين رنجاندن اونها يا احساس اينكه نظرشان را به شما تحميل كرده اند، يكي را انتخاب كنيد.

حتي اگر همسرتان از نوع برخورد شما با خانواده اش حمايت نمي كند، او نمي تواند اين روابط را براي شما به شكلي حسنه درآورد، او بايد مراقب بهبود بخشيدن به روابط خودش با خانواده شما باشد.
اين به نفع شماست كه بگذاريد همسرتان خودش مسايلش را با خانواده اش حل كند، زيرا مشكلات حل نشده خانوادگي مي توانند به سرعت به ازدواج شما راه يابند و هر وقت كه به نظر مي رسد خانواده هاي شما بر سر راه روابط شما برنامه گرفته اند؛ اين نكته را به خاطر بسپاريد: جدا از هر كاري كه اونها انجام مي دهند كه مشكلي در ازدواج شما ايجاد مي كند، هديه اي هم به شما مي دهند كه ازدواج تان را ممكن مي سازد.

اونها به شما ياد داده اند كه چگونه عشق بورزيد.



71:


ازدواج با كسي درست مانند پدر
شايد عميق ترين تاثير خانواده ما بر رايشان ازدواجمان، در مورد انتخاب همسرمان باشد.

فرايشاند و ديگران در مورد نقش ناخودآگاه بر عشق و ازدواج بسيار نوشته اند، اما شايد امروزه مفيدترين بحث در اين مورد را دكتر هارايشانل هندريكس مطرح كرده باشد.

برطبق تئوري تصايشانر او، هريك از ما تصوري نيمه هوشيار از يك همسر ايده آل در ذهن داريم كه طرح اون از خصوصيات منفي و مثبت والدين ما نشات گرفته هست.
اين مطلب توضيحي هست براي اينكه چرا همان ایجاد و خايشان انفجاري كه در پدرتان وجود داشت و شما از اون فراري بوديد و مي ترسيديد، در شوهرتان هم وجود دارد، يا اينكه چرا ترفيع شما احساس تنها ماندن را در شوهرتان بيدار مي كند، درست همان احساسي را كه وقتي كه مادرش سركار برگشت و او را به يك پرستار سپرد، داشت.

مواردي اين چنيني از كودكي ما مي تواند عامل جدال زناشايشاني امروز ما باشد، اگرچه معمولاً ما اون را درك نمي كنيم.
سعي كنيد در مورد رفتارهايي كه در والدين تان مورد تحسين يا نفرت شما بود، فكر كنيد.

اگر هر دايشان شما از صدمات روحي دوران كودكي خود آگاه شايشاند و در مورد اونها با هم صحبت كنيد، بهتر مي توانيد همسر خود را درك كنيد و قدر او را بفهميد.


گزيده:
دكترجوديس سيلز
ترجمه: فريده خرمي

72:

خيلي خيلي زيبا بود دست شما درد نكنه - مثل هميشه عالي

73:

خواهش میکنم..
امیدوارم عملن به درد بچه ها بخوره

74:

باز بيني وضعيت زنان زيبا به واسطه پاره اي از شرایط اجتماعي قابل توجه هست
زيبايي يكي از امتيازات فيزيكي انسانها به شما مي رود كه بودن يا نبودن اش براي انسانها پيامدهايي را به دنبال دارد.

عكس العمل جوامع گوناگون با فرهنگ هاي متفاوت نسبت به اين مساله يكسان نيست .

اما بررسي اين مقوله اگرچه قابل تعميم نيست اما قابل تحليل هست.

زيبا بودن يا نبودن براي زنان و مردان تقريباً پيامدهاي مشابهي دارد اما به واسطه برخي از ساختارهاي فرهنگي تثبيت شده در اكثر جوامع وظيفه زيبا بودن به عهده زن و مختص به او شناخته شده هست.
باز بيني وضعيت زنان زيبا به واسطه پاره اي از شرایط اجتماعي قابل توجه هست.

پايگاه و نقش غالب زنان در اجتماع ،ازدواج يا وابستگي به يك مرد،بعنوان تنها راه تحرك اجتماعي ،شكل گيري خودself به عنوان شيء عينيت يافته و...

از شرایط گوناگوني هستند كه اين مقوله را قابل تامل مي سازد.
شايد زيبايي به عنوان يك امتياز براي زنان محسوب شود و بسيار از پيامدها و محاسن چنين خاصيتي صحبت شده اما معايب زيبا بودن زن در بستر اجتماع مقوله اي ست كه كمتر به اون توجه شده هست.
گاهي گوشه و كنار مي شنايشانم كه پدر و مادر ها خيلي هم مايل نيستند دخترشان زيبا باشد.

حتي مثل هاي عامه هم به نوعي اين مساله را تقايشانت مي كند مثل اينكه زشتها شانس اشان بهتر هست يا مال به شبي و زيبايي به تبي بند هست.
هر چند كه بعضي به هر وسيله اي براي رفع نقايص هر چند اندك اشان تلاش مي كنند اما بعضي از زنان نيزآرزو مي كنند كمتر زيبا بودند.
معمولاً زنان اي كه داراي زيبايي تاحدي بيش از معمول اند هميشه مورد توجه برنامه مي گيرند حتي وقتي دختر بچه اند ! همه به سر و گوششان دستي مي كشند ومي گايشانند چه دختر قشنگي! محال هست كه كسي در مواجه با چنين كودكاني از صفات ديگري مثل خوب بودن،باهوش بودن، منظم بودن،درسخوان بودن و...

هستفاده كند حداقل در برخورد هاي اول تنها زيبايي اين كودكان جلب توجه مي كند .

حتي به شوخي هم كه شده در همان كودكي برايش همسر كانديد مي كنند و...

بسياري از تعارفات معمول ايراني كه هنوز هم خيلي مرسوم هست.

شكل گيري شخصيت زنان زيبا تنها با مراقبت و تربيت دقيق والدين امكان پذير هست اما غالباً والدين ايراني با كودكان خود مخصوصاً دختر بچه ها مثل عروسك زيبايي رفتار مي كنند كه برنامه هست برايشان كسب وجهه كند.
دختر بچه هاي زيبا بيشتر از اونكه خود را بعنوان يك انسان يا زن بشناسند بيشتر تصايشانري چون يك عروسك فريبنده از خود مي سازند.

و به واسطه يادگيري وشرطي شدن حتي در دوران بزرگسالي نيز با تكيه بر فيزيك خود در اجتماع حضور مي يابند.

به زعم من اين فرآيند بي رحمانه در مورد دختر بچه هاي زيبا باعث تضعيف ديگر نقش هاي اجتماعي لازم براي يك انسان كامل مي شود.

مصاديق متنوعي براي بزرگسالي اين كودكان مي توان ذكر كرد مثل ازدواج زود هنگام، توقع تاييد و تشايشانق ازسايشان همه افراد ، ضعف در مهارتهاي اجتماعي وعدم خودشكوفايي ، ترس از خدشه دار شدن زيبايي ،احساس عدم امنيت ،بي اعتمادي نسبت به مردان نا آشنا،مورد غضب و حسادت واقع شدن ،مورد شك و سوء ظن بودن و...

تجربيات اين زنان تا حدي متفاوت با زنان معمولي هست.شايد فيلم ايتاليايي "مولنا" با بازي "مونيكا بلوچي "نمونه بارزي از وضعيت يك زن زيبا در بستر يك جامعه سنتي را نشان دهد.محدوديت ها بدبيني ها و نگاه انسانها ي ديگر به واسطه نظام ارزشي وغالبهاي ذهني كه به ايجاد تنگناهاي مالي و اجتماعي و نهايتاً تن دادن به خواسته جامعه منجر مي شود.
حضور زنان زيبا در اجتماع نيز با محدوديتهايي مواجه هست.مشاغلي كه امكان دستيابي اون براي زنان زيبا فراوان تر ند بيشتر جزء مشاغل خدماتي اند .

فروشندگي ،منشي گري ،مهمانداري هواپيما، مانكن شدن،هنرپيشگي و...

از جمله مشاغلي هست كه اهميت ايشانژه اي به فيزيك و زيبايي متقاضيان شغل قائل هست.
خيلي از زنان علي رغم ميل اشان جذب چنين مشاغلي مي شوند و باز به واسطه چهره خود در برخي از مشاغل موفق نخواهند بود در اصول پژوهشگري تكيه بر چهره عادي و عاري از هرگونه عنصر جالب توجه تاكيد شده.

بنابراين بخاطر پيامدهاي نامناسب برنتيجه پژوهش زنان زيبا در چنين مشاغلي موفق نيستند .

گاه گوشه و كنار مي شنايشانم كه چهره زيبا براي كار خبر نگاري نيز چندان مناسب نيست.
اشاره به نا امني و آزار و اذيت هايي كه اطراف زنان زيبا انباشته شده و باعث محدوديت اونها در فعاليتهاي اجتماعي و شغلي باشد مهمترين آسيب زندگي اينگونه زنان هست.

مورد توجه بيش از حد مردان برنامه گرفتن همواره در معرض نگاه جنسي برنامه داشتن، مورد آزار و اذيتهاي خياباني برنامه گرفتن هست.
در خيلي از موسسات و ادارات هستخدام زنان زيبا را باعث كاهش بهره وري و ايجاد تنش در محيط كار مي دانند و از هستخدام اين زنان پرهيز مي كنند.

در برخي از شركت ها و موسسات نيز تنها بخاطر جذابيت جنسي اونها را هستخدام مي كنند و متعاقباً براي اونها مزاحمت ايجاد مي كنند.
بسياري اززنان زيبا بعنوان كالا هاي جذاب و شاخصي براي طبقه سرمايه دار و مرفه جامعه محسوب مي شوند و به عنوان نمادي از قدرت و مقبوليت براي مردان اين طبقه محسوب مي شوند.
زيبايي زن براي شوهرش نشانه اي از قدرت و مقبوليت اجتماعي او در جامعه هست و شايد يكي از علل گرايش مردان به زنان زيبايي كه نزديك به معيار هاي مد روز هستند يكي ازدلايل اون باشد.
بسياري از زنان مي دانند كه زيبايي بيش از حد معمول علاوه بر نوعي از امتيازات اجتماعي دردسر هايي نيز به همراه دارد.

دردسر هايي كه گاه باعث مي شود زشتها خوش شانس تر باشند و زندگي بهتري را تجربه كنند.

بنا بر فراخوان کانون زنان ایران تمام نكاتي كه به اختصار قيد كردم تصاايشانر پراكنده اي بود كه در حاشيه اين موضوع ديده بودم.

مسلماً هيچ يك از مصاديق مطلق نيست.

زنان زيبا و باهوش تحصيلكرده و خودشكوفا هم فراوان انداما اصول منطقي و مصاديق عيني در جامعه اين موارد را اندك شمار مي نمايد

مطلب از خانم سحر افضلی

75:

درس زندگی
برطبق اعتقادات خود زندگي کن .
خودت و ديگران را ببخش .
سعي کن حداقل يک بار هم که شده روش خود را تغيير دهي .
شجاع باشيد حتي اگر شجاع نيستيد به اون تظاهر کنيد ، کسي متوجه تفاوت اون نخواهد شد .


هميشه لبخند بزن ، اين کار براي تو هزينه اي ندارد اما ارزش بينهايت دارد .


وقت خود را بيهوده صرف کلاهبرداري نکنيد ، تجارت را ياد بگيريد .
براي تدبير و جرات خود دعا کن نه براي مال و ثروت دنيا .
پير شو اما از کارافتاده نشو .


غصه ي اشتباهات گذشته را نخوريد ، از اون ها درس بگيريد و بگذريد .


76:

خرما سرشار از انرژي
خرما جدا از داشتن اهميت فراوان غذايي داراي مواد مقاوم ساز بدن در برابر سم هاست و از ابتلا به سرطان جلوگيري مي كند.


به نقل پايگاه اينترنتي ميدل ايست اونلاين ، دكتر مصطفي عبدالرزاق نوفل ، هستاد تغذيه دانشگاه الازهر فرمود: خوردن ده خرماي بدون هسته به وزن 80 گرم ، 10 % از نيازهاي بدن به ايشانتامين نياسين را جبران مي كند.

نياسين برطرف كننده مشكلات گوارشي ، رواني و پوستي هست.
اين مقدار خرما همينطور 5 % نياز روزانه بدن به ايشانتامين هاي بي 1 و بي 2 را تامين مي كند كه باعث سلامت اعصاب و دستگاه گوارشي مي شود.


ايشان اضافه کرد: سعي كنيد در روز حداقل اين مقدار خرما بخوريد تا فسفر، كلسيم و آهن بدن تان تامين شود.

دكتر نوفل اضافه كرد: بسياري از شركت هاي توليد كننده غذا سعي دارند از خرما به عنوان ماده اصلي توليدات خود هستفاده كنند.



ورزش کردن از نابودی مغز جلوگيری مي نمايد
خطر ابتلا به آلزايمر در اون دسته از افراد اين گروه که در دوران ميانسالی تحرک جسمی داشته اند ۵۰ % کمتر از سايرين بود.
اين پندار که ورزش فکری، مانند حل جدول کلمات متقاطع ممکن هست به دفع آلزايمر کمک کند از قديم رايج بوده هست.
به علاوه منطقی به نظر می رسد اگر هستدلال کنيم احتمال تحليل رفتن يک ذهن ورزيده در اثر آلزايمر کمتر هست.
اما برخی پژوهشگران می گايشانند هنوز نمی توان در مورد ورزش فکری به عنوان راهی برای جلوگيری از آلزايمر اظهار نظر کرد.
در نگاه به نظر نمی رسد تحرک و ورزش جسمی در حفظ قوای مغزی خيلی موثر باشد.
اما شواهد حاکی از اون هست که ورزش منظم می تواند در اين زمينه موثر باشد؛ شايد به اين دليل که بهبود فرآيند گردش خون باعث جاری شدن خون به کليه بخش های مغز می شود.
ساز و کار دقيق اين پديده مجهول هست اما اميد می رود تجارب آزمايشگاهی به روی موشی که با کمک مهندسی ژنتيک به گونه ای طراحی شده هست که علائم آلزايمر را بروز دهد، چگونگی اين موضوع را روشن کند.
اما مطالعه تازه، که نشان دهنده کاهشی چشمگير در خطر تحليل قوای مغزی هست، دليل ديگری برای ورزش کردن هست: برای بدنی سالم و مغزی سالم یک صبحانه سالم شامل حبوبات پر فیبر، میوه و شیر به شما کمک می کند وزن کم کنید، دیابت، بیماری قلبی و سکته را ازخود دور کنید.


به نقل هلث دی محققان می گویند افرادی که صبحانه می خورند لاغر تر از کسانی هستند که از اون صرفنظر می نمايند.

در ایم مطالعه مشخص شد این افراد چهار برابر دیگران در معرض چاقی برنامه دا شتند.
جبوبات پر فیبر برای یک صبحانه سالم لازم هست.

حبوبات باید در هر وعده حداقل 6 گرم فیبر داشته باشد اما میزان قند اون باید کمتر از 10 گرم د هر وعده باشد.
حبوباتی که دارای فیبر زیاد هستند، را با شیر بدون چربی و موز ، توت یا سیب بخورید.
نان غلات یا نان جو سبوس دار نیز مفید هست.
و تخم مرغ هم لازم نیست از رژیم غذایی حذف شود بلکه می توان اون را گاهی مصرف کرد.

از خوردن مواد غذایی پرچرب و نمک زیاد باید پرهیز نمود.


توصیه متخصصان تغذیه این هست که مواد غذایی مختلف و البته سالم را برای صبحانه انتخاب کنید و به یک صبحانه خاص اکتفا نکنید.



پيشگايشاني وقت مرگ با ‌اندازه‌گيري دور کمر
بر پايه نتايج اين پژوهش مي‌توان به آساني با ‌اندازه‌گيري دور کمر که شاخص چربي‌هاي احشايي هست پيشگايشاني کرد که شخص چگونه و چه وقتي مي‌ميرد.


به نقل مهر، دانشمندان دانشگاه کوئين عقيده دارند: چربي‌هاي احشايي مهمترين عامل خطر ساز مرگ و مير به ايشانژه در مردان هست.


در اين تحقيق که شرح مبسوط اون در نشريه اينترنتي obesity research به چاپ رسيده هست، تجمع چربي در سه ناحيه احشايي، زيرپوستي و کبدي در 291 شرکت نماينده با هستفاده از تصايشانربرداري به روش «سي.تي اسکن» مقايسه شد.


اين مطالعه بر کاهش چربي‌هاي شکمي به عنوان اصلي‌ترين هدف رژيم‌هاي لاغري تاکيد مي‌کند و ميزان چاقي شخص را در تعيين خطر ابتلا يا مرگ و مير ناشي از بيماري‌ها نسبت به چربي‌هاي احشايي کم اهميت‌تر مي‌داند.


پژوهشگران توصيه مي‌نمايند که ‌اندازه‌گيري دور کمر به عنوان مستقيم‌ترين شاخص کلينيکي چربي‌هاي احشايي بايد بخشي از معاينه بيماران در مطب پزشکان باشد.


تنها چربي احشايي مستقل از ساير شرایط خطر ساز مي‌تواند تاثير بسزايي در ابتلا به بيماري‌هاي حاد و خطرناک داشته باشد.


تاثير رژيم غذايي به همراه ورزش در کاهش چربي‌هاي احشايي به مراتب موثرتر از رژيم غذايي به تنهايي هست.

به عبارتي ورزش به تنهايي حتي اگر تاثيري در کاهش وزن شخص نداشته باشد تايثر بسزايي در کاهش خطر مرگ و مير و بيماري دارد.


ورزش نه تنها چربي‌هاي احشايي شخص را مي‌سوزاند بلکه با افزايش توده عضلاني بدن شخص ضامن سلامت شخص هست.

در حالي که رژيم‌هاي غذايي با محدود کردن ميزان کالري که به بدن مي‌رسد مي‌تواند عوارض بسياري ايجاد کند.

به اين ترتيب هستراتژي کاهش وزن از رژيم غذايي به تنهايي تا ورزش و کاهش چربي احشايي تغيير خواهد کرد

77:

حريم اطلاعات زندگي خود را حفظ کنيد، هيچ لزومي ندارد که مسايل و مشکلات شما و شوهرتان در سطح فاميل، عمومي گردد.
اگر در مسئوليت‌هاي زندگي کوتاهي کنيد، محکوم به شکست خواهيد بود و همسرتان را نيز وادار به شکست مي نماييد.
سیاستهای زنانه
نقاط مثبت و ضعف مرد خود را بشناسيد و بپذيريد و با اين وجود باز هم به او توجه کنيد.
دقت کنيد ممکن هست نيازهاي زناشايشاني زن و مرد با هم متفاوت باشند، ولي با هم در تقابلند.
سعي کنيد هيچ وقت زودتر از همسرتان به خواب نرايشاند!
-
به کليه نيازهاي همسرتان همواره رسيدگي کنيد.
-
فراموش نکنيد شما براي حصول به رضايت، آرامش و احتياجات خود، وقتي موفق خواهيد بود که همسرتان را از تمامي اين جهات تامين کنيد.
-
سالگرد ازدواج و تاريخ تولد همسرتان را فراموش نکنيد
- به مناسبات و بهانه‌‌‌هاي مختلف، گاهي برايش هديه تهيه کنيد.
هرگز هداياي دريافتي از او را، حتي اگر بي‌مصرف بودند، به کسي نبخشيد.
از عودت يا تعايشانض هديه، در هر واقعياتي بپرهيزيد.
از کليه هدايايش، حتي اون‌هايي که مطابق ميل و سليقه شما نبوده، براي يکبار هم که شده، درحضور خودش هستفاده کنيد.


رفتار خود را گاه‌گاهي ارزيابي کنيد.


78:

تمام عمر جوان بمانيم
دانستنيهاي زندگي خانوادگي!!!!!

آيا تا به‌ حال‌ به‌ افرادي‌ توجه‌ كرده‌ايد كه‌ در دهه‌ هشتم‌ عمر خود هستند و جوان‌ به‌ نظر مي ‌رسند و در مقابل‌ افرادي‌ سن کمتري دارند، اما پير به‌ نظر مي ‌آيند؟
البته‌ اين‌ طبيعي‌ هست‌ كه‌ جسم‌ ما پير ‌شود، ولي‌ اين‌ موضوع‌ كاملاً با اين كه‌ شخص‌ پير به نظر برسد، تفاوت‌ دارد.

به‌ علاوه اين‌ احساس‌ هر شخصي‌ هست‌ كه‌ خودش‌ را چقدر پير ببيند .

هيچ‌ كس‌ پير نمي ‌شود، مگر اين كه‌ خودش‌ انتخاب‌ كند كه‌ پير باشد.

به‌ جاي‌ اين كه‌ از امت بپرسيم‌ چند سال‌ داريد؟ بهتر هست‌ بپرسيم‌ چند سال‌ زندگي‌ كرده ‌ايد؟

يك‌ راه‌ ساده‌ براي‌ اين كه‌ من‌ و شما پير نشايشانم‌ اين‌ هست‌ كه‌ از تمام‌ روزهاي‌ عمرمان‌ هستفاده‌ كنيم.

ما به ‌عنوان‌ جانشين‌ خدا در زمين‌ وظيفه‌ داريم‌ بهترين‌ باشيم‌ و بهترين‌ كارها را اجرا کنيم.

و براي اين که تمام‌ عمرمان‌ جوان‌ بمانيم بايد هفت‌ كار انجام‌ دهيم‌.


1.

همواره‌ در حال‌ آموختن‌ باشيم‌

براي‌ چيزي‌ كه‌ از قبل‌ مي ‌دانيد وقت‌ نگذاريد؛ اما به‌ محض‌ اين كه‌ مطلب‌ جديدي‌ را بياموزيد به‌ جوان ‌ماندن‌ خود كمك‌ كرده‌ايد.

شروع‌ به‌ جمع‌ آوري‌ اطلاعات‌ درباره‌ مطالب‌ باارزش‌ كنيد؛ مي‌ توانيد با كلام‌ خدا شروع‌ كنيد؛ وقتي‌ ما قراون مي ‌خوانيم‌ كلام‌ خدا را در ذهن‌ و قلبمان‌ جاي‌ مي ‌دهيم‌ و به‌ كارهايي‌ كه‌ او مي‌ گايشاند انجام‌ دهيم‌ فكر مي ‌كنيم.

به‌ محض‌ اين كه‌ همه‌ چيز را از منظر او مي ‌بينيم، نگراني‌ و هيجانات‌ ما به‌ پايان‌ مي ‌رسد.

در همان‌ وقت‌ انرژي‌ مي‌ گيريم‌ و حس‌ اميد و انتظار در ما به‌ وجود مي‌ آيد.

هنگامي‌ كه‌ پر از ترس،
اضطراب‌ و نااميدي‌ نباشيم، جسم‌ و روح‌ ما به‌ بهترين‌ شكل‌ وظايف‌ خود را انجام‌ مي‌ دهند.

براي‌ جلوگيري‌ از پيري، هر روز مقداري‌ از كلام‌ خدا را بياموزيد.

كتاب‌ آسماني‌ يك‌ نامه‌ عاشقانه‌ هست‌ براي‌ پذيرش‌ بي ‌قيد و شرط‌ خداوند در رابطه‌ با هر كسي‌ كه‌ به‌ سايشان‌ او برود.

وقتي‌ حقيقت‌ عشق‌ او را درك‌ ‌كنيم‌ و اون‌ را با فكر و زندگي‌ روزانه‌ مان‌ يكي‌ كنيم، جوان ‌ماندن‌ ما تضمين‌ مي ‌شود.

وقتي‌ احساس‌ اطمينان‌ و پشتگرمي‌ داريم، هر چيزي‌ در درونمان‌ به‌ گونه ‌اي‌ ديگر جريان‌ پيدا مي ‌كند .

به‌ علاوه بايد به‌ يادگيري‌ هر چيز جديد درباره‌ سلامتي‌ خود ادامه‌ دهيم؛ ما مسئول‌ نگهداري‌ جسمي‌ هستيم‌ كه‌ به‌ ما به‌ امانت‌ سپرده‌ شده؛ و اگر بخواهيم‌ سالم‌ بمانيم‌ بايد نظم‌ و انضباط‌ را بياموزيم.

به‌ خاطر داشته‌ باشيم‌ كه‌ بدن‌ همچون‌ هديه ‌اي‌ مقدس‌ هست‌ كه‌ ما در برابر اون‌ مسئوليم؛ كار ما فقط‌ خوردن، خوابيدن‌ و انجام‌ تكاليف‌ نيست؛ بلكه‌ بايستي‌ از جسممان‌ در برابر صدمات‌ محافظت‌ كنيم.

اگر يادگيري‌ را متوقف‌ كنيم‌ در جاده‌ زندگي‌ به‌ سرعت‌ به‌ سايشان پيري‌ پيش‌ مي‌ رايشانم .

به‌ دنبال‌ کارهايي‌ برايشاند كه‌ بلد نيستيد؛ مثل‌ چگونگي‌ كار با كامپيوتر و يادگيري‌ يك‌ زبان‌ خارجي؛ در اين‌ راه‌ نيز پشتكار داشته‌ باشيد و خود را ملزم‌ به‌ فراگيري‌ كنيد.

تداوم‌ در يادگيري،‌ ذهن‌ شما را جوان‌ و كارآمد نگه‌ مي‌ دارد.



2.

عشق‌ بورزيم‌

خداوند دوست‌ ندارد كه‌ بندگانش‌ با تلخي‌ و حرارت، اضطراب‌ و رنجش‌ خاطر يا دشمني‌ زندگي‌ كنند؛ اين ‌گونه‌ احساسات‌ اثراتي‌ منفي‌ رايشان‌ بدن، ذهن‌ و تمام‌ جنبه‌هاي‌ زندگي‌ ما مي ‌گذارند؛ و بايستي‌ اونها را از زندگي‌ حذف‌ كرد.

الگوهاي‌ رفتاري‌ اي‌ مثل‌
حسادت، خودخواهي‌ و خشم‌ و كينه‌ بايد ترك‌ شوند و عشق ‌ورزيدن‌ جايگزين‌ اونها گردد.

خداوند مي‌ خواهد كه‌ ما ظرفيت‌ دوست ‌داشتن‌ افراد را داشته‌ باشيم‌ و در اين‌ حالت‌ هست‌ كه‌ زندگي‌ ما به‌ خوبي‌ شكل‌ مي ‌گيرد.

پروردگار، هنر عشق‌ ورزيدن‌ و دوست‌ داشتن‌ را در وجود ما نهاده‌ هست.

دوست ‌داشتن‌ باعث‌ مي‌ شود انرژي‌ خاصي‌ در زندگي‌ ما جريان‌ يابد و در اين‌ صورت‌ هست‌ كه‌ جوان‌ مي ‌مانيم؛ در غير اين‌ صورت‌ نااميدي‌ وجودمان‌ را فرا مي‌ گيرد.

اگر عشق‌ نورزيم‌ يا اين‌ احساس‌ را در خود به‌ وجود نياوريم، خيلي‌ زود به‌ سمت‌ پيري‌ مي‌ رايشانم.

براي‌ اين كه‌ جوان‌ بمانيد، خدا و انسان ها را دوست‌ بداريد و اجازه‌ بدهيد كه‌ ديگران‌ هم‌ شما را دوست‌ داشته‌ باشند.


3.

لبخند بزنيم‌

آيا مي ‌دانيد كه‌
خنديدن‌ رايشان‌ تمام‌ سلول هاي‌ بدن‌ شما اثر مي‌ گذارد؟ وقتي‌ كه‌ مي‌ خنديم، سيستم‌ ايمني‌ بدنمان‌ تحريك‌ و به‌ گونه ‌اي‌ كه‌ بايد، فعال‌ مي ‌شود.

با اين‌ كار به‌ جسم مان‌ اجازه‌ مي‌ دهيم‌ تا دفاع‌ بهتري‌ در برابر آسيب ها داشته‌ باشد .

اگر در زندگي‌ گناه‌ و سركشي‌ كنيم‌ و در مسير غلط‌ گام‌ برداريم، از خداوند دور مي‌شايشانم‌ و فردي‌ ترشرو و اخمو خواهيم‌ بود.

در مقابل، «خنديدن»‌ شادي‌ را در قلب‌ ما جاي‌ مي ‌دهد و ما را به‌ خدا نزديك‌ مي‌ كند.

شادي‌ قلبي‌ و واقعي‌ از هر دارايشاني‌ بهتر هست، اما يك‌ روح‌ بيمار و كسل‌ حتي‌ رايشان‌ هستخوان هاي‌ ما اثر مي‌ گذارد .

شايد شما با خود فكر كنيد، من‌ به‌ علت‌ واقعياتي‌ كه‌ دارم ‌ نمي ‌توانم‌ بخندم.؛ بله‌ درست‌ هست؛ واقعيت هايي‌ وجود دارند كه‌ خنديدن‌ را برايمان‌ دشوار مي ‌كنند؛ اما شادي‌ و لذتي‌ كه‌ ما از اون‌ صحبت‌ مي ‌كنيم، چيزي‌ هست‌ دروني‌ كه‌ به‌ اوضاع‌ و واقعيات‌ ما بستگي‌ ندارد.

لذت‌ واقعي‌ وقتي‌ به‌ وجود مي‌ آيد كه‌ راه‌ و مسير زندگي‌ را درست‌ تشخيص‌ دهيم‌ و بدانيم‌ يك‌ قادر مطلق‌ در كنار ماست‌ و از درون‌ شاد باشيم.

در اين‌ صورت‌ هست‌ كه‌ مي‌ توانيم‌ لبخند بزنيم .

بيشتر ما از نعمت‌ سلامتي‌ برخورداريم؛ مكاني‌ براي‌ زندگي‌ كردن‌ داريم؛ و كساني‌ را داريم‌ كه‌ دوستمان‌ دارند؛ اينها والدين، فرزندان، خواهران، برادران‌ يا همسر ما هستند.

آيا شما ترجيح‌ مي ‌دهيد به‌ چيزهايي‌ كه‌ نداريد توجه‌ كنيد و نيز به‌ ناتواني، درد، خطر، يا ترس؟ هر يك‌ از ما بايد قلبي‌ شكرگزار داشته‌ باشيم؛ و نتيجه‌ اين‌ سپاسگزاري،‌ خوشي‌ و شادابي‌ هست .

هنگامي‌ كه‌ مي ‌خنديم‌ مثل‌ بچه ها مي‌ شايشانم.

به‌ ياد داشته‌ باشيد كه‌ «خنديدن»‌ خاص بچه ‌ها نيست؛ در درون هر زني‌ هنوز يك‌ دختربچه‌ وجود دارد و درون‌ هر مردي‌ يك‌ پسربچه؛ وقتي‌ به‌ كودك‌ درونمان‌ اجازه‌ ابراز وجود بدهيم، مي ‌توانيم‌ احساسمان‌ را بيان‌ كنيم‌ و از زندگي‌ لذت‌ ببريم.

در اين‌ واقعيات‌ عمري‌ طولاني‌ تر خواهيم‌ داشت.

پس‌ زندگي‌ را كمتر جدي‌ بگيريد و به‌
مشكلات‌ لبخند بزنيد.

اگر دوستي‌ نداريد كه‌ شما را شاد كند، چنين کسي را براي خود پيدا كنيد.

به‌ خاطر داشته‌ باشيد كه‌ مي‌ توانيد با او با شادي‌ زندگي‌ كنيد.

79:

به‌خاطر داشته باشيد، شناخت افرادي که با اونها در تقابليد، همواره به نفع شماست.

وقتي همسر خود را بشناسيد، مطمئناً باور خواهيد کرد که به‌ميزان زيادي مي‌توانيد در روابط‌تان با او ثمربخش و تأثيرگذار باشيد، بنابراين سعي کنيد اکسير توانايي‌هاي خود را که شما را تبديل به کيمياگري قابل در روابط همسري‌تان مي‌کند، هميشه به بهترين وجه به‌کار گيريد.


80:

دانستنيهاي زندگي خانوادگي!!!!!


4.

فعال‌ باشيم‌

درختان‌ قايشان‌ در کهنسالي‌ هم‌ ميوه‌ مي‌ دهند.؛ معناي‌ اين‌ كلام‌ اين‌ هست‌ كه‌ بايد در زندگي‌ همواره‌ مفيد و فعال‌ باشيم‌ و به‌ سنمان‌ فكر نكنيم.

سعي‌ و تلاش‌ در زندگي‌ براي‌ امور دنيايشان‌ كار اشتباهي‌ نيست؛ باز ايستادن‌ از كار و تلاش‌ اشتباه‌ هست.

البته‌ نبايد به‌ دنيا وابسته‌ شايشانم.

اما در عين حال‌ همانطور كه‌ مغز ما به‌ بدنمان‌ پيام‌ مي‌ فرستد و اين‌ كار همواره‌ ادامه‌ دارد، خود ما هم بايستي‌ هرگز بازنشسته‌ نشايشانم‌ و پيوسته‌ فعال‌ باشيم؛ در واقع ما وقتي پير مي ‌شايشانم‌ كه‌ دست‌ از كار و فعاليت‌ بكشيم .

هنگامي‌ كه‌ تجربه‌ يا پولي‌ به‌ دست‌ مي‌ آوريد، از خود بپرسيد كه‌ خداوند مي ‌خواهد ما با اين‌ پول‌ يا تجربه‌ چه‌ كاري‌ انجام‌ دهيم.

هزاران‌ راه‌ براي‌ خدمت‌ به‌ خداوند وجود دارد.

بنابراين‌ از خود خدا بخواهيد كه‌ طرح‌ و برنامه‌ اي را به شما نشان بدهد.

آيا دوست‌ داريد جوان‌ بمانيد و خداوند برايتان‌ خير و بركت‌ برنامه دهد؟ اگر چنين‌ هست‌ سعي‌ كنيد در زندگي‌ مفيد واقع‌ شايشاند.


5.

گذشته‌ را فراموش‌ كنيم‌

افراد زيادي‌ در «گذشته‌» زندگي‌ مي‌ كنند و به‌ خود صدمه‌ مي‌ زنند.

با سرزنش ‌كردن‌ خود به‌ جسمتان‌ آسيب‌ نرسانيد.

حسادت‌ را از خود دور كنيد.

با اين‌ كار از تلخي‌ و مشكلات‌ زندگي‌ مي‌ كاهيد، اما با رنجش‌ خاطر و دشمني‌ ورزيدن‌ خود را پير مي‌ كنيد.

اين‌ گونه‌ سختگيري هاي‌ ذهني،‌ روح‌ و روان، احساسات‌ و جسم‌ شما را تحليل‌ مي‌ برد.

خداوند هرگز دوست‌ ندارد كه‌ بندگانش‌ با اين‌ مشكلات‌ زندگي‌ كنند.

اگر يادگيري‌ را فراموش‌ كنيم‌ و به‌ گذشته‌ها هم‌ فكر كنيم، به‌ سرعت‌ پير مي ‌شايشانم‌ و به‌
ناراحتي هاي‌ قلبي‌ نيز مبتلا مي‌ گرديم.

خداوند دوست‌ دارد كه‌ ما ذهنمان‌ را بر حال‌ و آينده‌ متمركز كنيم؛ پس‌ بايد بياموزيم‌ كه‌ ديگران‌ و خودمان‌ را ببخشيم‌ و گذشته‌ها را فراموش‌ كنيم.



6.

از آرزوهاي‌ زياد بپرهيزيم‌

در رؤياها فرو نرايشاند كه‌ زود پير مي ‌شايشاند.

وقتي‌ براي‌ هدفي‌ تلاش‌ مي‌ كنيد و فعال‌ و باانگيزه‌ هستيد جوان‌ مي‌ مانيد.

هرگز به‌ كارهاي‌ راحت‌ و كوچك‌ و نيز كارهايي‌ كه‌ خداوند ما را از اون‌ برحذر مي‌ دارد نينديشيد.

به‌ اهداف‌ بزرگي‌ فكر كنيد كه‌ با كمك‌ پروردگار محقق‌ مي ‌شوند؛ و به‌ اين‌ بينديشيد كه‌ خدا همواره‌ با كارهاي‌ عجيب، بندگانش‌ را شفرمود‌ زده‌ مي‌ كند.

از او بپرسيد كه‌ براي‌ من‌ چه‌ سرنوشتي‌ را در نظر گرفته‌ اي؟

به‌ خاطر داشته‌ باشيد كه‌ خدا را هميشه‌ و همه‌ جا در كنار خود داريد (و او از رگ گردن به شما نزديکتر هست).

وقتي‌ به‌ اين‌ باور برسيد، انرژي‌ بيشتري‌ مي‌ گيريد و ايمانتان‌ قايشان تر مي ‌شود.


7.

به‌ چيزي‌ دل‌ نبنديم، به جز خدا

در قلبتان‌ به‌ خدا توکل‌ كنيد و در اعماق‌ وجودتان‌ به‌ او بينديشيد.

بدانيد كه‌ او شما را به‌ راه‌ راست‌ هدايت‌ مي ‌كند .

هرگز صحبت‌ كردن‌ با خدا و گوش ‌دادن‌ به‌ فرامين‌ او را ترك‌ نكنيد.

به‌ او عقيده‌ داشته‌ باشيد و بدانيد كه‌ مي ‌تواند هر كاري‌ را انجام‌ دهد.

هنگامي‌ كه‌ ما مي‌ آموزيم‌ در همه‌ كارها به‌ خداوند تكيه‌ كنيم‌ و در مشكلات‌ از او ياري‌ جايشانيم، اين‌ خود باعث‌ مي ‌شود كه‌ يك‌ حس‌ اطمينان‌ و لذت‌ در ما به‌ وجود آيد؛ و در اين‌ حال‌ مشكلات، سختي ها و غم‌ و غصه‌ ما را پير نمي‌ كند .


آيا جسم‌ ما پير مي ‌شود؟ بله، البته؛ اما بدانيد كه‌ فكر، روح‌ و قلبمان‌ هرگز پير نمي‌ شود؛ و ديگر اين كه‌ بهترين‌ انتخاب‌ خداوند هست.
او در تمام‌ امور زندگي‌ با شماست، به‌ شما قدرت‌ انجام‌ همه‌ كارها را مي‌دهد و قواي‌ تازه‌ اي به‌ شما مي ‌بخشد.

81:

در به‌جا آوردن تکاليف شرعي، همواره همراه و مشوق همسرتان باشيد، نه مانع و متزلزل نماينده.

82:

بدانيد با مستحکم کردن پايه‌هاي ايمان در قلب همسرتان، به سلامت و تحکيم پايه‌هاي زندگي‌تان کمک کرده‌ايد.

2- حمايت و همدلي يعني اينکه شما با شوهرتان صادق باشيد، نه اينکه کورکورانه از او حمايت کنيد.
3- خارج از حيطه نظارت همسرتان، چنان رفتار کنيد چنانچه او حضور دارد.
4- در مشکلات، با اعتقاد به قانون مصلحت و حکمت خداوند، با هستقامت باشيد و اين حس را به همسرتان هم القاء کنيد.
5- وقت عنوان کردن هر مطلب را متناسب با روحيه، ظرفيت و واقعيات شوهرتان بشناسيد.
6- درد ودل‌هاي خود را هموقت با غصه‌هاي او مطرح نکنيد.
7- فراموش نکنيد شما مسئول التيام خستگي‌ها و هسترس‌هاي او هستيد.
8- در مواقعي که همسرتان ناراحت يا مضطرب هست، مراقب باشيد نقش تشديد نماينده نداشته باشيد.
9- نگراني‌هاي خود را به همسرتان منتقل نکنيد، سعي کنيد تنش زدا باشيد، نه تنش زا.
10- در چنين مواقعي به اقتضاي شخصيت همسرتان، از شيوه همدردي يا نشاط ‌زايي هستفاده کنيد.
11- در تمام مدت، به ياد داشته باشيد که شنونده ي خوب بودن، آرام بخش او خواهد بود.
12- اجازه ندهيد که اشتباهات و رفتارهاي ناراحت نماينده ي ديگران، لحظات شيرين شما و شوهرتان را کوتاه کند.
13- سعي کنيد دلخوري‌هاي احتمالي خود از والدين يا ديگر افراد خانواده‌تان را با همسرتان مطرح نکنيد.
14- ناراحتي‌هاي احتمالي از خانواده همسرتان را، به شکل گلايه مطرح نکنيد، بلکه به شکل درد ودل و در واقعياتي کاملاً صميمي بيان کنيد.
15- اگر از رفتار مشخصي از جانب همسرتان آزرده مي‌شايشاند، در موقعيتي مناسب، حتماً مطرح کنيد.
16- شما مکمل همسرتان هستيد، اشکالات و نقايص ظاهري، اخلاقي و ...

ايشان را در خلوت و با احترام و مهرباني به او گوشزد کنيد.

17- در بيان انتقادات، کمي ملاحظه کارانه عمل نماييد.
18- در صورت بروز اشتباه از جانب مرد، در جبران اشتباه هم‌پاي او بکوشيد و خود را کنار نکشيد.
19- اگر همسرتان متوجه اشتباهش نيست، بدون جبهه‌گيري و ملامت، در واقعياتي دوستانه، به او ياد‌آوري کنيد.
20- به ياد داشته باشيد با به زبان آوردن مکرر اشتباهات ايشان، اعتماد به نفس و غرور او را سلب مي‌کنيد.
21- حفظ عزت مرد، در گرو حفظ غرور و احترام اوست، نگذاريد عزت و غرور شوهرتان حتي ترک کوچکي بردارد!
22- در هيچ واقعياتي از ازدواج با او، اظهار ندامت نکنيد.

( حتي هنگام عصبانيت )

23- مراقب باشيد هيچ گاه ناتواني‌ها و کاستي‌هاي خارج از کنترل مرد را به او گوشزد نکنيد.

83:

در اول این تاپیک تعدادی از پست های سروناز رو خوندم
توی مطالبش دنبال سه تا اصل کلی گشتم .
احترام
اعتماد
گذشت

تا اونجا که من خوندم احترام و اعتمادو تاکید کرده بودن
بخاطر زحمات زیاد و مطالب مفید از همگی ممنون

84:

4 روش برای شوهرداری

همسر داری و گرم نگه داشتن کانون زندگی اگر چه کاری سهل و آسان می باشد اما کمتر کسی موفق میشود که بتواند گرمی به زندگی اش ببخشد.

رعایت نکات و فرمول و نکاتی درچگونگی برخورد با همسرتان می تواند شما را در داشتن کانونی گرم کمک نماید .



بیرون از خانه
برای اینکه به ارامی برسید و بتوانید به طرف مقابلتان نیز ارامش بدهید بهتر هست کلبه یا جایی را در بیرون شهر در نظر بگیرید .

سعی کنید در این محل به هیچ وجه به تلویزیون و رادیو و تلفن دسترسی نداشته باشید .

اگر تلفن همراه داریداون را خاموش نماید در این وقت شما و همسرتان موقعيتی برای اینکه بتوانید با هم حرف بزنید و تنها باشید به دست خواهید آورد.


بیان نیازها به زبان ساده
بیشتر خانم ها اعتقاد دارند که شوهرشان باید خودش نیاز های اونان را بشناسد و در رفع ان بگوشد .

این دسته از زنان که البته کم هم نیستند معتقدند که اگر برای شوهرشان توضیح دهند که چه چیزی باعث شادی و خرسندی شان میشود باعث شکسته شدن غرور و شخصیت انها می شود
خانم ها باید بدانند که تنها راه بدست آوردن هر چیز اون هست که شخص اون را درخواست کند .

شوهرتان نیز مثل همه انسان های دیگر نمی تواند فکرها را بخواند و درک فراحسی ندارد .

بنابراین بی جهت زندگیتان را تلخ نکنید و جار و جنجال راو نیندازید.

خیلی ساده بیان کنید که چه چیزی باعث شادی شما خواهد شد .

برای مثال اگر شوهرتان از شما می پرسد که شام را دو نفری بیرون برویم یا همراه دوستان یا اقوام؟اون چه را که واقعا دلتان میخواهد را به او بگویید و رودربایستی را کنار بگذارید .

زیرا اگر از روی خجالت یا ملاحظه یا هر چیز دیگری حقیقت را از وی پنهان کنید او فکر میکند که به خواسته سما عمل کرده هست .بنابرین سعی نمایید صداقت را اصلی ترین محور زندگیتان برنامه دهید

هستفاده از دستان
وقتی غذایی را می پزید از شوهرتان در مورد اون غذا نظر بخواهید و سعی کنید در طول هر هفته چند بار غذاهای مورد علاقه او را درست نمایید {البته اطمینان حاصل نمایید که این کار باعث پرو شدن شوهر نمی شود}.سعی کنید روش های بهتر و دقیق تر پخت غذای {ترجیحا از از مادر هر به جهت چایی شیرین شدن} مورد علاقه او را یاد بگیرید .

در طول ماه برای یک بار هم که شده با پختن غذای مورد عاقه او چیدن سفره یا میز به طرز متفاوتی با گذشته بدون اینکه قاشق و چنگال سر سفره یا میز ببرید با هستفاده از دست غذا بخورید و برای او لقمه بگیرید و از او بخواهید این کار را انجام بدهد .

این کار باعث میشود مثل روزهای اول زندگی یا سر سفره عقد که کیک و عسل در دهان یکدیگر می گذاشتید و احساس صمیمیتت و یکرنگی بیشتری با هم بکنید.

بقیه مطالب انشالله بعدا

85:

دانستنيهاي زندگي خانوادگي!!!!!
1- وقتي از همسرتان مي خواهيد که کاري را اجرا کند بهتر هست بگايشانيد: مي شه اين کار رو انجام بدي؟ نه اين که مي توني اين کار رو انجام بدي.
بيشتر زنان در اين مواقع از کلمه «مي توني» هستفاده مي نمايند، چرا که به نظر مي رسد مودبانه تراست.

ولي در اين صورت، شما از همسرتان درباره توانايي او سوال مي نماييد تا اين که به او بگايشانيد کاري را اجرا کند.

مردان ترجيح مي دهند که درخواست شما مستقيم باشد.

هر چند ممکن هست که در ابتدا براي شما سخت باشد ، ولي بهتر هست درخواست هايتان را مستقيماً به انها بگايشانيد.

بيشتر مردان صحبت مستقيم را به ايما و اشاره ترجيح مي دهند.




2- رک و مستقيم با اونها صحبت کنيد سعي کنيد که دقيقاً اون چه را که مد نظر داريد به اونها بگايشانيد و تنها به سرنخ ها و نشانه ها نپردازيد که بعد هم از اونها انتظار داشته باشيد تا منظور شما را دريابند.

زنان بيشتر از مردان قادر به اين کار هستند .

پس ساده و بي پرده مسايل را مطرح کنيد.

3- مختصر و مفيد حرفتان را بزنيد.

مردان توجه چنداني به جزييات اطراف خود ندارند.

مثلاً براي اونها مهم نيست که پرده هاي خانه فلاني چه رنگي بود يا بلوز پشمي فلان خانم دست باف بود يا حاضري؟ پس سعي کنيد تا حد امکان از پرداختن به جزييات نزد همسرتان چشم پوشي کنيد مگر اين که او مرد نکته سنج و ظريفي باشد که اين هم بسيار نادر هست.



4- وقتي از او مي خواهيد که نظرش را راجع به چيزي بدهد، مطمئن شايشاند که منظورش را فهميده ايد، در غير اين صورت دوباره بپرسيد تا مطمئن شايشاند. مثلاً وقتي مي خواهيد لباسي را بخريد و از او نظرش را مي پرسيد شايد بگايشاند که چندان برايش مهم نيست و هر چه که شما بپسنديد او هم مي پسندد.

ولي وقتي که پوشش را خريديد ممکن هست رنگش را چندان جالب نداند.

بنابراين قبل از خريد بهتر هست رنگ پوشش را به او نشان دهيد تا نظرش را دقيقاً بدانيد حتي اگر بگايشاند برايش فرقي ندارد.



5- او را به گوش نکردن به حرف هايتان متهم نکنيد.

اين کار شما حس تحقير و ناپختگي را در او ايجاد مي نمايد و او شما را ، همانند کنترل نماينده اي براي خود خواهد ديد.

مطالب و فرموده هاي خود را کوتاه کنيد و فرض کنيد که او هم گوش مي نمايد.



6- درک کنيد که زنان بيشتر از مردان به گوش کردن بها مي دهند. براي يک زن، گوش دادن به صحبت طرف مقابل در حکم راهي براي بيان عشق و علاقه به او و حتي منعکس نماينده يک ارتباط هست.

ولي براي يک مرد، نه.



7- وقتي که به شما گوش مي دهد از او تشکر کنيد: مردان به اين نوع تاييد و تصديق از جانب شما نياز دارند، به خصوص که در حيطه روابط ميان شما هم باشد.

اونها اغلب احساس مي نمايند بر لبه پرتگاهي برنامه دارند و نمي توانند نيازها و خواسته هاي همسرشان را کاملاً دريابند.

به همسرتان کمک کنيد تا اعتماد به نفس بيشتري را حس کند و اين کار را با تقدير و تشکر از تلاش هايش اجرا کنيد.

اين برخورد شما اشتياق او را براي تلاش در جهت بهبود ارتباط با شما بيشتر خواهد کرد.



8- وقتي که با دوستان و نزديکان تان هستيد به اونها بگايشانيد که همسرتان چقدر شما را درک مي نمايد. با اين کار شما، او احساس مي نمايد که يک مرد افسانه اي و اسطوره اي هست و به زودي او نيز شنونده خوبي براي شما خواهد بود.



__________________

86:

خيلي خيلي ممنون

87:

مرسی واقعا جالب بود

88:

امان از این سکوت
امیدوارم موثر باشه این راهکارها

89:

مرسی از مطالب جالبت ...

امیدوارم برا آقایونی که میگن موقعيت گوش دادن به حرفهای خانومها رو ندارن کارساز باشه .....


90:

مرسی مطالب جالبی بود
فقط خدا کنه موثر باشه

91:


بهترین دوست کسی هست که شما دوست دارید بیشترین وقت خود را با او بگذرانید و دقایق صمیمی خود را در کنار او سپری کنید.

دکتر گری سمالی در کتاب خود با نام "رازهای پنهان ازدواج عاشقانه و ابدی" برای خانمها دیدگاههای جدیدی در این زمینه که چگونه می توانند دوست صمیمی همسرانشان باشند را معرفی کرده هست.



در میان گذاشتن تجربیات عمومی
دکتر سمالی به این نتیجه رسیده هست که خانواده هایی که از زندگی خود راضی هستند برای در کنار هم بودن ارزش قائل می باشند.

چنین خانواده ای از یک زن و یک مرد تشکیل می شود که تمام فعالیت های خود را در غالب برنامه های خانوادگی جای می دهند.

البته باید توجه داشت که اونها از علائق فردی خود نیز غافل نمی شوند بلکه تا اونجا که می توانند تمام تلاش خود را برای یکی شدن به کار می گیرند.

دکتر سمالی به این نتیجه رسیده هست که چنین خانواده هایی به پیک نیک رفتن نیز علاقه خاصی دارند.

اردو زدن به اونها اجازه می دهد که در حالی که از زیبایی های طبیعت لذت میبرند در یک جمع واحد رشد نمايند.



تراژدی حمله و غلبه به عنوان یک زوج
بر طبق فرموده های دکتر سمالی: " هیچ کس به دنبال تراژدی نیست، اما اگر در خانه شما را بزند شما می توانید زندگی مشترک خود را از طریق همکاری با یکدیگر پیرامون مشکل موجود محکم تر و نیرومند تر سازید." اگر شما و یا همسرتان در زندگی با یک بحران مواجه شدید باید حتما با هم و با اتحاد کامل نسبت به رفع اون اقدام کنید و نه به طور فردی.


  1. تصمیم های مهم را با هم اتخاذ کنید
    اگر باید در مورد چیزی که در زندگی هر دوی شما تاثیر می گذارد تصمیم بگیرید، این کار باید با اتفاق نظر هر دو طرف انجام پذیرد.

    دکتر سمالی اظهار می دارد که این اصل تاثیر بسزایی بر روی زندگی شخصی او گذاشته هست.

    او معتقد هست که رسیدن به اتفاق نظر در مورد مسائل حیاتی در زندگی باعث می شود که زوجین به سطوح عمیق تر شخصیت فردی یکدیگر دست پیدا نمايند و در نتیجه نقطه نظرات یکدیگر را بهتر درک نمايند و در برخی موارد می توانند به راحتی به ریشه اندیشه های یکدیگر دسترسی یابند.

شوخ طبعی خود را افزایش دهید
به زندگی مشترک خود قدری نمک خنده اضافه کنید.

به روزهای اولیه آشنایی خود فکر کنید و سعی کنید باز هم مانند ایام خوش گذشته زنده دلی و شادابی را به رابطه خود باز گردانید.

برای شروع می توانید از مطالب فکاهی روزنامه ها هستفاده کنید.

و حتما پس از اینکه شوهرتان برایتان جوک تعریف کرد، شروع کنید به خندیدن.

از وقتی که در کنار هم هستید هستفاده کنید و لذت ببرید.


92:

شخصیت خود و شوهرتان را بیشتر بشناسید
شخصیت هر کس منحصر به فرد می باشد و هرکس با ایجاد و خو و شخصیت های متفاوت ازدواج می کند.

تست های تعیین شخصیت را امتحان کنید و یا کتاب هایی در این مورد بخوانید.

وجوه تفاوت خود و همسرتان را ارزیابی کنید و ببینید که چگونه میتوانید ضعف ها را از بین برده و بر روی نقاط قوت یکدیگر کار کنید.

به جای اونکه در مقابل ضعف های او از خود عکس العمل نشان دهید، راهی برای از میان برداشتنشان پیدا کنید.



"تبدیل شدن به بهترین دوست، یک پروسه اتوماتیک نیست که با خود بگویید چون ما با هم زندگی می کنیم پس بهترین دوست یکدیگر هستیم.

شما باید یاد بگیرید که چگونه می توانید در زندگی روزمره، وقتی که با ضعف ها و کاستی های همسر خود مواجه شدید، سعی در جبران و از بین بردن اونها بکنید.

اگر می خواهید "بهترین دوست" او باشید باید پشتکار، صبر، درک، و عشق واقعی داشته باشید."

93:

امیر جان ممنونم.

مطالب مفید و آموزنده ای بود

94:

ممنون
واقعا اموزنده بود
لطفا ادامه بده

95:

مرسی.انشا اله

96:

امیر جان ممنونم بابت مطالبتون خیلی قشنگ بودن موفق باشی عزیز

97:


شک و تردید منطقی در مقایسه با بد گمانی و سوء ظن

گاهی اوقات حسادت، تجلی ترسـها و تزلزل های
بـاطنی ماست و در برخی موارد دیگر شاید واقعـاً
مــسئله ای در جریان هست و شک و تردید ما بی
پایه و پايه نیست.


خـیـانت در زنـدگی عـاطـفی شـامـل نـمـونه های متفاوتی هست:علاقه نابهنگام ظاهری بـه شخص
دیـگر، جــذب انرژی پر اندازه فرد دیگری شـدن (که در تـمام حـالات زنـدگـی وجـود نـدارد و مقطـعی و گــذراست)،

تماس های تلفنی مشکوک و غیبت های مکرر.

چه شما با یک چنین شرایطی مواجه شوید یا نه قبل از اینکه دست به هر نوع اقدام مقتضی بزنید باید از حقیقت کلیه امور اطمینان خاطر حاصل کنید.


برای شروع بحث و فرمودگو پیرامون مسائل اینچنینی باید وقت مناسبی را پیدا کنید.

هیچ یک از شما دو نفر نباید احساس اضطراب و تشویش داشته باشد؛ با مهیا شدن وقت مناسب، می توانید به راحتی در مورد دیده ها و شنیده های خود با او صحبت کنید.



از او بخواهید که صادقانه نظر خود را با شما در میان بگذارد و به شما بگوید که احساس می کند رابطه در چه مسیری برنامه گرفته و به کجا خواهد رفت.

اگر او به راستی در حال خیانت کردن به شما باشد این امکان وجود دارد که از همان ابتدا حالت تدافعی به خود بگیرد و بگوید که احساسات شما چیزی جز فکر و خیال بی پایه و پايه نیست.

سعی کنید تا جایی که می توانید اجازه ندهید بحث از مسیر اصلی خود منحرف شود و به سوی مجادله و مشاجره های بی ارزش و بی اعتبار کشیده شود.

تمام حواس خود را بر روی رابطه و اینکه چگونه با کمک یکدیگر می توانید کاری برای بهبود اون اجرا کنید، متمرکز کنید.


شاید برای موفقیت در این راه نیاز به کمک های خارجی نیز پیدا کنید که در اینصورت به راحتی می توانید از مشاور و دفاتر روان درمانی بهره بگیرید.

با راهکارهایی که در این مراکز به شما آموزش داده می شود به درستی روش های یک فرمودگوی مسالمت آمیز را یاد می گیرید و می توانید بحث را طوری دنبال کنید که به بیراهه کشیده نشود.

در تمام مراحل واقع بین باشید و چشم های خود را بر روی حقیقت نبندید؛ ممکن هست برای احیای یک رابطه سالم نیاز باشد که هر دوی شما تغییراتی پايه ی در روند اخلاق و رفتار خود بدهید.

98:

قدرت متقاعد ساختن شخصی

مانند تمام چیزهای دیگر، اگر در متقاعد ساختن خود نیز اصل اعتدال و میانه روی را رعایت کنید به نتایج مفيدي دست پیدا خواهید کرد.

به احتمال زیاد با چشمهای خود افراد بسیار زیادی را دیده اید که دیوانه وار "عاشق" کسانی هستند که چهره های بسیار معمولی دارند.

جالب اینجاست که اینگونه افراد معشوقه های خود را به چشم جذاب ترین و زیباترین فرد روی کره زمین هم می بینند.

اگر شما هم اینگونه بتوانید خودتان را متقاعد سازید، مطمئن باشید که تا پایان عمر زندگی شاد و سعادتمندی را در پیش رو خواهید داشت.



وقتیکه شما و یا شریک زندگی تان در حال سپری کردن دوران پر هسترسی هستید و یا وقتیکه مضطرب و ناامید بوده و احساس نا امنی می کنید، خیلی خوب هست که خودتان را با چیزهای دیگر متقاعد کنید و سعی کنید تا جایی که می توانید از مسائل و مشکلاتی که واقعا در حال اتفاق افتادن هستند کناره گیری کنید.



البته افراط و تفریط در این فرایند عواقب خاص خود را به همراه دارد؛ برخی افراد به طور کامل چشم هایشان را بر روی تمام حقایق می بندند و حتی از آشکارترین مشکلات زندگی نیز چشم پوشی می نمايند و بالطبع همیشه جزء آخرین افرادی هستند که از ماجراهای اطراف با خبر می شوند.

گروه دیگری نیز وجود دارند که بیش از اندازه گوش به زنگ هستند و وقتیکه حتی کوچکترین دلیلی برای شک و تردید وجود ندارد، نسبت به شریگ زندگی خود بد گمان شده و به او سوء ظن پیدا می نمايند.



در هر دو حالت کسی که خودش را گول می زند لطمه خواهد دید؛ چه کسی که نسبت به کارهای شریک زندگی اش بی اهمیت هست و چه کسی که شریک صادق و وفادار خود را با حسادت های بی موردش کلافه می سازد.



روش های کنترل حسادت
حسادت های غیر منطقی ریشه در احساست و عواطف درونی شخص دارند.

البته ممکن هست مربوط به قضایای خاصی که بین شما و شریک زندگیتان اتفاق افتاده نیز بشوند.

اما شما تنها در صورتی قادر به فائق آمدن بر اونها هستید که با تزلزل ها و تشویش های درونی تان روبرو شوید و با اونها مقابله کنید.



گاهی اوقات هسترس های خارجی ( موقعیت شغلی دشوار، جابجایی، مرگ نزدیکان) می تواند باعث به وجود آمدن اضطراب هایی در شما بشود که در نهایت خود را به صورت حس حسادت در شما بروز دهند.

اما اگر احساس کردید که حس حسادت شما به یکباره بیش از اندازه معمول بالا رفته و هیچ دلیل مشخصی هم برای اثبات اون وجود ندارد بد نیست تعادل مواد شیمیایی بدن خود را آزمایش کنید.



نمونه رایج در این باب خانم ها هستند که در وقت پیش قاعدگی و حین دوران حاملگی به دلیل تغییر هورمونی هسترس و تشویش فراوانی را متحمل می شوند.

درمان با دارو و یا روان درمانی می تواند به شما کمک کند تا به حس حسادت خود فائق آمده و از منبع تغذیه اون آگاه شوید.


99:

کارگاه شخصی روابط
در یک ارتباط سالم احساساتی نظیر شک، حسادت، فریب و نیرنگ وجود ندارد.

دو طرف به یکدیگر اعتماد کامل دارند و مطابق با اطمینان دو جانبه با یکدیگر برخورد مینمايند.

هر یک از اونها قوانین خاص خود را برای بقای رابطه وضع می کند و با کمال میل از اونها پیروی نموده و بر این باور هست که ارتباط ارزش دارد تا برای حفظ اون تلاش کند.



البته نافرموده نماند که یک ارتباط سالم همواره با حس کنجکاوی و پرسش همراه هست.

هنگامیکه دو نفر به هم علاقمند هستند و عاشقانه یکدیگر را دوست می داند همیشه از اینکه بتوانند چیزهای جدیدی در مورد طرف مقابل خود کشف نمايند خوشحال میشوند، حتی اگر مدت وقت بسیار زیادی باشد که در حال زندگی کردن با هم باشند.

یاد گرفتن چیزهای جدید در مورد یکدیگر -"کارگاه شخصی روابطه" بودن- جزئی از فرایند رو به جلو برای قبول و احترام گذاشتن به یکدیگر هست.

ریشه های حسادت
حسادت یک احساس ناخوشایند هست که ریشه اون در احساس ناامنی و تزلزل نهفته هست.

چه دلیلی برای بروز حسادت وجود داشته باشد چه نداشته باشد به هر حال فرد حسود با هسترس و تشویش روبروست و حتی به مسائل بسیار جزئی که اصلا هیچ گونه ارتباطی با زندگیشان ندارد، غبطه می خورند! برای بسیاری از افراد حسادت به دلیل ترس از رها شدن و تنها ماندن به وجود می آید.



این امر وقتی معنا پیدا می کند که از نظر اقتصادی، اجتماعی، جنسی، و احساسی و ...

همسانی در یک رابطه وجود نداشته باشد.

شخصی که قدرت کمتری دارد بی اختیار و ناآگاهانه از شک و تردید و یا حسادت هستفاده می کند و تصور می کند که با این کار می تواند بر کمبودهای خود غلبه نموده و همطراز شریک زندگی خود شود.



مانند خشونت، حسادت نیز نمی تواند کاری از پیش برد و فقط رابطه بین دو نفر را تیره و تار می کند و باعث از بین رفتن صمیمیت هاست.

اگر بتوانید منبع اصلی بروز حسادت را پیدا کرده و با اون مقابله کنید می توانید به ادامه رابطه خود امیدوار باشید.


100:

حریم شخصی در روابط
همانطور که قبلا هم اشاره کردیم، فریب و نیرنگ در یک ارتباط سالم جایی ندارد؛ اما با این وجود باز هم نیاز نیست که شما همسرتان را در جریان جزء به جزء تمام کارهایتان برنامه دهید و به طور کلی زندگی شخصی خود را فراموش کرده و با خلوت و تنهایی خود برای همیشه خداحافظی کنید.
به عنوان مثال اگر با شریک زندگی خود ارتباط جنسی بربرنامه می کنید، مسلما او باید بداند که آیا از قرص های ضد بارداری هستفاده می کنید و یا اینکه مبتلا به بیماری های آمیزشی هستید یا خیر.

اما لازم نیست حتما بداند که تا کنون شما با چند نفر همبستر شده اید.



این کاملا منطقی هست که دور این مسائل یک خط قرمز بکشید و حد و مرز خودتان را حفظ کنید.

می توانید به راحتی در جواب به چنین پرسش هایی بگویید: "من راحت نیستم در مورد این مسائل صحبت کنم، هر چه بوده مربوط به گذشته هست و دیگر تمام شده؛ حالا من با تو هستم و ترجیح می دهم که در مورد خودمان صحبت کنیم.

" اگر شما فکر ازدواج و یا باردار شدن از شریک زندگی فعلیتان را در سر می پرورانید باید بگوییم که حتما در پی کسب اطلاعاتی در مورد گذشته و خانواده او باشید.

این امکان وجود دارد که شخص مورد نظر شما ازدواج قبلی داشته باشد، سابقه محکومیت کیفری در پرونده اش ثبت شده باشد، و یا اینکه اصلا در مورد هویت خود به شما دروغ فرموده باشد.



هر چقدر که مدت وقت بیشتری از شروع یک رابطه می گذرد حد و مرزهای افراد مشخص تر شده و هر یک حدود شخصی خود را به روشنی درک می کند؛ مثلا خانم و آقا با هم توافق می نمايند که e-mail یکدیگر را نخوانند و یا به یکدیگر اعتماد نمايند که حرف های هم را قبول نمايند در مورد چیزهایی که دانستن اونها هنوز برایشان زود هست، پافشاری ننمايند.

نکته بسیار مهمی که در تمام این مراحل باید به اون توجه داشت این هست که تمامی تصمیم ها باید با رضایت کامل هر دو طرف اتخاذ شود.



خیانت به چه امری اطلاق می شود؟
غیر ممکن هست که بتوانید ارتباط شریک زندگی خود را با محیط خارج قطع نموده و تا پایان عمر او را در خانه حبس کنید.

همانطور که می دانید انسان یک موجود اجتماعی هست؛ هم شما و هم شریک زندگیتان در طول روز با افراد بسیار زیادی در ارتباط هستید و این نوع روابط روزمره اجتناب ناپذیر هستند.



بنابراین باید علاج واقعه را قبل از وقوع شناسایی کنید.

یکی از روش هایی که می توانید اضطراب و تشویش را از میان بردارید، وضع قوانین بنیادین برای شرایط متفاوت به شرح زیر هست:
شاید احساس کنید که نیاز دارید برخی سوالات را از یکدیگر بپرسید،

-- از نظر فیزیکی بر روی چه نوع ارتباطی نام خیانت می گذارید؟ آیا بوسیدن دیگری خیانت محسوب می شود؟ در آغوش گرفتن و دست دادن چطور؟
-- چه مدت وقت برای هر یک از شما لازم هست تا با دوستان و به دور از شریک خود باشد؟
-- در چه وقتی و چه مکانی می توانید با یک نفر جنس مخالف تنها باشید؟

-- وقتیکه یکی از شما دو نفر در سفر تجاری هست به چه طریق با یکدیگر ارتباط بربرنامه می کنید؟
-- چه نوع فعالیت های اینترنی از نظر شما اشکال ندارد و شریکتان می تواند اونها را اجرا کند؟ چت روم؟ سایت های همسر یابی؟

قوانین هر کس فرق می کند و نمی توان فرمود که فقط یک راه "صحیح" وجود دارد که همه ملزم به پیروی از اون هستند.

برای مثال زیبا و آرش معتقدند که برقراری رابطه دوستي با افراد دیگر اشکال ندارد به شرط اینکه ارتباط صميمانه خودشان به همان صورت حفظ گردد.



بیشتر زوج ها با یک چنین چیزی موافق نیستند اما این مسئله ای هست که زوجین خودشان باید در مورد اون تصمیم نهایی را اتخاذ نمایند.

اگر یکی از اونها بعدها ناراضی شد می توانند دوباره در مورد قانونگذاری های گذشته تجدید نظر کرده و به توافق مجدد دست پیدا نمايند.


101:

بازجویی و پرسش
گاهی اوقات اضطراب و حسادت خود را در غالب بازجویی آشکار می سازد.

شخص مضطرب مانند یک بازپرس عمل کرده و شریک زندگی خود را تحت فشار شدید برنامه داده و او را محاکمه می کند.


پیش از اینکه سوزن ها را داغ کنید، نور های روشن بر سر متهم خود بیندازید، و آماده برقراری جلسه بعدی محاکمه شوید به تاثیراتی که پرسش های شما می تواند برروی شریک زندگیتان داشته باشد فکر کنید.

آیا مطرح کردن این سوالات کمکی به بهبود رابطه می کند؟ یا باعث می شود در مورد خودتان احساس بهتری پیدا کنید؟

پرسش و جواب بخش طبیعی هر گونه ارتباطی هست، اما وقتیکه پرسش های شما تبدیل میشود به اتهام زدن و با مطرح کردن سوال قصد دارید تا مچ شریک خود را بگیرید، طبیعی هست که طرف مقابل در برابر شما حالت تدافعی به خود می گیرد.

در بسیاری از موارد دیده شده که طرفی که به هیچ وجه کار اشتباهی مرتکب نشده تحت تاثیر بیش از اندازه برنامه می گیرد، نسبت به رابطه بی میل شده، احساس خود را به طرف دیگر از دست می دهد و موجبات خیانت کردن به راحتی فراهم می گردد.

هر چه سوال ها بدتر و توهین آمیز تر باشند ترس و وحشت شدیدتری را به همراه خواهند داشت.



به همین دلیل همیشه اول سعی کنید که نگاهی به خودتان بیندازید.

وقتیکه سوال می پرسید آیا هدف اصلی شما رسیدن به جواب مناسب هست؟ آیا به دقت به جواب های او گوش می دهید؟ برای احساسات شریکتان ارزش قائل می شوید و به پیام های نافرموده ای که می توان از کلمات هستنباط کرد توجه می کنید؟

یک تاکتیک بهتر این هست که به جای اینکه بیایید و در مورد حقایق با هم بحث کنید از احساسات و عواطفتان سخن بگویید.

مکالـمـه را بـا جـمله ای شبیه به این آغاز کنید: "احساست در مورد.........چگونه هست؟" یا " من احساس می کنم که............" بدون اینکه بخواهید از موقعيت هستفاده کرده و سوال بعدی را در ذهنتان آماده کنید به جواب های طرف مقابل توجه کنید.
سعی کنید از کوچکترین موقعيت ها برای بدست آوردن شناخت بیشتر در مورد شریکتان هستفاده کنید .


102:

امیر جان واقعا خسته نباشی
ممنون از تاپیکهای جالب ،خواندنی و آموزندت

103:

امیر جان ممنون هستفاده کردیم

104:

مرسي اميرجان در كل من با اين تيتر موافقم كه بايد با همسر خود دوست بود در غير اينصورت پنهان كاريهاي بسياري مي توان انجام داد كه زندگي را به نابودي مي كشاند

105:

آفرین سوها.

106:

نسترن خانم عزیز و دادا مرتضی از لطف شما ممنونم.

امیدوارم هستفاده کرده باشید.

107:

داداش امير جان ممنون.

108:

خواهش میکنم.


109:

مرسی جالبه.
فکر میکنم حداقل به درد من یکی بخوره

110:

"اگر کسی بتواند به صداقت روی آورد خود را از رنج های گرانی نجات داده، چرا که عامل ایجاد بیشتر رنج ها، دروغ و ریا هست."

دروغگویی و عدم رعایت صداقت یکی از موانع مهم در برابر شادی و رسیدن به موفقیت در زندگی به شمار می رود.
می توانید خودتان امتحان کنید تا به عینه منظور مرا درک نمایید: دفعه آینده که تصمیم گرفتید به تماشای تلویزیون بنشینید و برنامه کمدی، درام، و یا سریال خانوادگی مورد علاقه خود را نگاه کنید،
اندکی توجه خود را افزایش دهید، به خوبی درک خواهید کرد که تمام مشکلات موجود در فیلم، از رفتار کسی نشئت می گیرد که اصل صداقت را رعایت نمی کند، چندان فرقی نمی کند که دروغ او از سر غفلت باشد،
یک دروغ کوچک بوده و یا اصلاً یک دروغ بزرگ و غیر قابل بخشش باشد.

فقط به دروغ و عواقب دردناکی که می تواند در بر داشته باشد دقت کنید.

من خودم وقتیکه تصمیم گرفتم ذهن خود را بر روی دروغ های گاه و بیگاه و نتایج اون متمرکز کنم، واقعا شفرمود زده شدم.



در نهایت به این نتیجه رسیدم که اگر دروغ و ریا وجود نداشت هیچ داستان درامی هم ایجاد نمی شد!
شاید قبلاً همیشه تصور می کردم که انسان صادقی هستم و بر پايه هستانداردهای اجتماعی می توانستم بگویم که به طور تقریبی دروغگو نیستم.



اما معنایی که جامعه از صداقت ارائه می دهد با اونچه شما در ذهن خود از اون ساخته اید، دو تعریف کاملا متفاوت هستند.

ما به طور سیستماتیک همواره سعی می کنیم تا دروغ و دروغ گویی را بالاخره به هر نحوی که شده در فرهنگ خود بگنجانیم.



گاهی اوقات اونقدر به دروغگویی خو می گیرم که اصلاً متوجه نمی شویم در حال دروغ فرمودن هستیم.

صداقت یعنی "حقیقت، حقیقت محض، حقیقت و نه جز اون." از نظر جامعه شناسی فقط وقتی ملزم به بازگو کردن حقیقت هستیم که...


111:

  • با فرموده های خود موجبات ناراحتی دیگران را فراهم نیاوریم
  • باعث ایجاد تعارض روحی روانی و درگیری میان افراد نشویم
  • شخصیتمان بد جلوه نکند
من قصد ندارم در مورد دروغ های بزرگ صحبت کنم، بلکه منظورم همین دروغ های همیشگی و پایدار هستند، که دائما با نام "دروغ مصلحتی" و یا "دروغ های ناچیز و از سر غفلت" از اونها هستفاده می کنیم و تبدیل به جزء جدا نشدنی زندگی روزمره همه ما شده اند.

من خودم هم یک وقتی نمی توانستم نام دروغ بر روی این ناراستی ها و کژ رفتاری ها بگذارم، تا اینکه خلاف اون به من ثابت شد.

تقریبا حدود 5 سال پیش، خودم را یک انسان نسبتاً صادق فرض می کردم تا اینکه در یک کلاس یک ماهه ثبت نام نمودم.

هدف اصلی این کلاس آموزش صداقت بود.

تجربه این کلاس درست مثل این بود که در جهانی در حال زندگی هستی که همه افراد (از جمله خودتان) چیزی به غیر از حرف راست به زبان نمی آورند و کلیه احساسات، عواطف، خواست ها و نیازهایشان را همانطور که هست، مطرح می نمايند.

در روند پیشرفت کلاس، شما باید افکار خودتان در مورد کلاس، مربی، و شاگردان دیگر را نیز به طور آشکار بیان می کردید.

فی الواقع در این فرایند کلیه ساختارهای پوچ ذهن از هم پاشیده می شد.

هیچ گاه تصور نمی کردم که یک دوره یک ماهه تا این حد روی من تاثیر گذار واقع شود.


اصلاً به ذهنم هم نمی رسید که در طول همه سال های عمرم تا چه اندازه خود را از احساسات واقعی ام دور نگه داشته و با دیواری از دروغ، راه حقیقت را مسدود نموده ام.

این واقعا یک تجربه فوق العاده و در عین حال وحشتناک بود.



وحشتناک؟ بله؛ وقتیکه با طرف مقابل صادق باشید، به او این موقعيت را می دهید تا تمام زوایای وجود شما را زیر و رو کند به انضمام قسمت هایی که شما آرزو می کردید هیچ وقت اونجا نباشند:
بخش قضاوت های گاه و بی گاه، روح گربه صفت، بخش منتقد و غیر قابل اعتماد و ...

باور کنید پس از چندی حتی افرادی که من تصور می کردم در حق اونها بدجنسی کرده ام، به صورت دوست های صمیمی من در آمدند، و اصلا فکر نمیکنم این امر تصادفی بوده باشد.



به عنوان شخصی که در هر دو دنیای متفاوت (هم در سرزمین دروغگویی و هم در سرزمین راستگویی) زندگی کرده هست باید بگویم که دو دنیای کاملا متفاوت هستند.



اگر شما هم مثل من جزء افرادی هستید که دروغ هایتان چندان بزرگ و رسوا نماينده نیستند و فقط از روی بی توحهی و عادت های همیشگی به دروغ گویی خو گرفته اید، و نمی توانید احساسات واقعی و افکار حقیقی خود را به زبان بیاورید،
ممکن هست این تصور برایتان ایجاد شده باشد که خلاص شدن از شر این دروغ ها، دردی را دوا نمی کند و هیچ تفاوتی را در زندگی شما ایجاد نخواهد کرد، از همین جا باید به شما بگویم که اینطور نیست و کافی هست تنها یک گام در این راه بردارید تا متوجه تغییرات مطلوب اون بشوید.


112:

نیتی که در ورای صداقت وجود دارد
منظور من این نیست که شما از نام صداقت سوء هستفاده کنید و از اون به عنوان صلاحی برای بد زبانی و بی احترامی به دیگران بهره بجویید.



اهدافی که شما از راستگویی مد نظر دارید به طور کامل تعیین نماينده این مطلب هستند که می بایست چه حرفی را در کجا و به چه کسی بزنید.

اگر به طور مثال آقایی قصد داشته باشد تا ارتباط کاملاً جدی با یک خانم بربرنامه کند، خوب بالطبع باید نسبت به او خیلی بیشتر از دختری که پشت صندوق سوپر سر کوچه می نشیند، صداقت را رعایت نماید.



چه دلیلی می تواند وجود داشته باشد که او احساسات و عواطف واقعی اش را با دختری که پشت صندوق نشسته، در میان بگذارد؟ چه نیتی ممکن هست از این کار داشته باشم؟ دختر خانم اصلاً نمی داند که چرا آقا باید حرفی به او بزند؟!

و شاید اصلاً وقت به اونها اجازه انجام چنین کاری را ندهد.

اما در مورد یک دوست صمیمی و یا همسر فعلی هیچ دلیلی مبنی بر صادق نبودن وجود ندارد.

اگر بخواهید با طرف مقابل به صمیمیت کامل دست پیدا کنید ( نیتی که در ورای صداقت نهفته) اونگاه صداقت به تنها قانون هدایت نماينده رابطه شما تبديل می شود.



"یکی از اصول بنیادین شادکامی این هست که انسان پیش از هر چیز از نظر ذهنی با خودش صادق باشد."
بهترین مکانی که می توانید در اون به تمرین صداقت بپردازید، وجود درونیتان هست.

یک ژورنال شخصی برای خود درست کنید و سعی کنید در اون کلیه افکار و احساسات خود را به رشته تحریر درآورید.
اجازه دهید تا صداقت از وجودتان سرچشمه بگیرد.

در مورد عواطف و عقاید خود در شرایط مختلف مطلب بنویسید.

سعی کنید با ترس هایتان روبرو شوید.



هیچ چیز را از خودتان مخفی نکنید.

سپس چندی وقتی که وجودتان با صداقت خو گرفت و خودتان احساس راحتی بیشتری با اون پیدا کردید، اونگاه می توانید به راحتی راستی و درستی را به رابطه های دیگر خود نیز منتقل کنید و با سایرین نیز صادق باشید.

113:

ممنون امیر جان
صداقت این واژه پر معنا و فراموش شده روزگار ما

114:

امير جان داداش گلم ممنونم

115:

نسترن خانم و سیندرلا عزیز خواهش میکنم.

116:

بهتره وقتي ازدواج ميكنيم...بين اعضاي خانواده همسرمون...يكنفر رو پيدا كنيم كه تقريبن باهاش همفكر و راحتتريم و سعي كنيم بهش نزديك بشيم...اينطوري اول ازدواج كمتر حس تنهايي تايشان جمع نسبتن غريبه خانواده شوهر داريم....


117:

روانشناختي:
* تفكر غالب در مردان: جدايي (استقلال)، موفقيت، شغل و در زنان: وابستگي(تعلق)، فرمودگو و رابطه ميباشد.


* زنان بيشتر از مردان نگران سلامتي خود هستند.


* زنان به پول به چشم لوازم مينگرند اما مردان به عنوان منبع قدرت.


* زنان بيشتر از مردان از ديگران در خواست كمك ميكنند.


* مردان از لحاظ جنسي حسد ميورزند زنان از لحاظ احساسي و رابطه صميمي.


* وفاداري در زنان بيشتر از مردان هست.


* مردان بيشتر به اشياء و اهداف و زنان به افراد و احساسات علاقه مند ميباشند.


*مردان هيچگاه در مورد مشكلاتشان صحبت نمي كنند مگر اونكه بخواهند نظر و اندرز يك كارشناس را جايشانا گردند.

درخواست كمك از ديدگاه مردان ضعف تلقي ميگردد.


*مردان پرخاشگر، جنگجو تر و سلطه جو تر از زنان ميباشند.


* دغدغه فكري مردان وضعيت مالي و زنان جذابيت فيزيكي هست.


* مردان بيشتر منطقي، تحليل كننده و خرد گرا هستند زنان بيشتر خلاق، كل نگر و احساساتي.


*برخلاف تصور مردان بيشتر از زنان نسبت به پايان يافتن رابطه آسيب پذير تر و وابسته تر ميباشند و در صورت پايان يافتن يك رابطه خرد ميگردند.

زيرا مردان معمولا دوستان و پشتيبان احساسي كمتري نسبت به زنان دارند.


* مردان نصيحت زنان را به منزله عدم كفايت و شايستگي خود قلمداد ميكنند.


* مردان براي دلداري دادن زنان آزرده راه حل براي مشكلاتشان ارائه ميدهند اما اين عمل از سايشان زنان بي توجهي به احساساتشان تفسير ميگردد.



پيشنهاد مقاله توسط: امتان

118:

دانستنيهاي زندگي خانوادگي!!!!!
خانواده، كارخانه آدم سازي هست.

خانواده جايي هست كه در اون مي توان به عشق
و حمايت دست يافت، حتي اگر همه چيز ديگر از ميان رفته باشد.

جايي كه در اون مي توان، نفس تازه كرد و براي مقابله با دنياي پيرامون نيرايشان تازه گرفت، تا اونچه را ممكن هست تغيير دهيم و براي زيستن با اونچه قابل تغيير نيست، راه هاي خلاق بيابيم.


خانواده شما چگونه هست؟ بالنده يا آشفته؟
ايشانژگي هاي خانواده بالنده
- در خانواده بالنده در هر لحظه مي توان نشاط، سرزندگي، محبت و علاقه را حس كرد.


- از خطر كردن نمي ترسند چون مي دانند: «اشتباه كردن نشانه اي هست از رشد كردن».

- براي راحتي و لذت خود برنامه ريزي مي كنند اما اگر چيزي مزاحم برنامه شان شد مي توانند به آساني خود را با اون تطبيق دهند.

به اين طريق اونان مي توانند مسائل زندگي را با آسودگي خيال بيشتري حل كنند.



- وقتي كه سكوت بربرنامه هست، سكوتي هست آرام بخش و هرگاه كه سروصد هست، صدا فعاليتي پرمعني هست.


- افراد خانواده بالنده آزادانه با هم درد دل مي كنند و اگر كسي هنوز موقعيت صحبت كردن پيدا نكرده باشد به دليل تنگي وقت هست نه كمي محبت.


- در خانواده هاي بالنده مي توان دريافت كه زندگي آدمي و احساسات بشري از هر چيز ديگر مهمتر هست.

- بين رفتار و فرمودار والدين هماهنگي و مطابقت وجود دارد.

اونان خود را رهبر مي دانند، نه ارباب و سعي مي كنند در هر موقعيتي «انسان واقعي بودن» را به فرزندشان بياموزند.

اونان از آموزش، به جاي تنبيه هستفاده مي كنند.




در خانواده هاي پريشان، تمام نيرو صرف تلاش بيهوده جهت جلوگيري از بروز مشكلات مي شود نه براي مقابله صحيح با مشكلات.
- پدر و مادر، مراقب وقت هستند و مي كوشند در موقعيت هايي كه فرزندشان آمادگي شنيدن دارد با او صحبت كنند و با حمايت سالم كمك مي كنند كه فرزندشان بر احساس ترس و گناه خود فائق آيد تا از آموزش ها حداكثر بهره را ببرد زيرا بچه، وقتي آمادگي يادگيري دارد كه خود را با ارزش بداند.


- يكي از خصائص ممتاز پدر و مادر بالنده اين هست كه مي دانند، تغيير اجتناب ناپذير هست و توجه دارند كه مشكلاتي پيش مي آيد كه لازمه زندگي هست و تلاش مي كنند راه حل هاي خلاق براي حل مشكل بيابند.


- افراد خانواده بالنده توجه دارند كه هرچه در گذشته اتفاق افتاده بهترين كاري بوده هست كه مي توانسته اند در اون وقت اجرا کنند.

دليلي ندارد كه كسي خود را گناهكار بشمارد يا ديگران را سرزنش كند

__________________

119:

ايشانژگي هاي خانواده آشفته
- در خانواده پريشان، جو منفي را خيلي سريع و آسان مي توان احساس كرد.


- بيشتر اعضاي خانواده دچار واكنش هاي بدني بيمارگونه هستند.


- نشانه دوستي در ميان افراد خانواده كم هست و شادي از وجود يكديگر ناچيز.

گايشاني همبستگي خانوادگي نوعي وظيفه هست و افراد خانواده صرفا يكديگر را تحمل مي كنند.



- در محيط خارج از خانه چنان به كار يا فعاليت هاي ديگر مي پردازند كه به ندرت با افراد خانواده تماس واقعي دارند.


- در خانواده هاي پريشان، تمام نيرو صرف تلاش بيهوده جهت جلوگيري از بروز مشكلات مي شود نه براي مقابله صحيح با مشكلات.

لذا وقتي كه چنين مشكلي رخ دهد فاقد آمادگي لازم براي رايشانارايشاني با اون هستند.



پرسش
1 - آيا در حال حاضر از زندگي در خانواده خود احساس خوبي داريد؟


2 - آيا احساس مي كنيد كه در حال حاضر با افرادي كه دوستشان داريد زندگي مي كنيد و به اونان اعتماد مي كنيد و اونها نيز متقابلاً شما را دوست دارند؟


3 - آيا عضايشان از خانواده شما بودن خوشايند و هيجان انگيز هست؟


اگر جواب شما به هر سه سؤال بالا، «بلي» هست شما در خانواده بالنده زندگي مي كنيد.

اگر جواب شما «نه» باشد احتمالاً در خانواده اي زندگي مي كنيد كه كم و بيش دچار آشفتگي هست.



هر خانواده آشفته مي تواند به خانواده اي بالنده تبديل شود، براي اين منظور:الف) بايد تشخيص دهيد كه آيا خانواده تان، خانواده اي آشفته هست يا نه؟

ب) اميدوار باشيد كه همه چيز ممكن هست تغيير كند.

ج) براي تغيير كردن اقدام كنيد.

د) عينك بدبيني را برداشته، به هرچه كه باعث شادي و يا رنج خانواده مي شود درست و بي پرده بنگريد.

120:

ممنونم لیلی جان مطالب واقعا خواندنی و جالب بودن مستفید شدیم

121:



سلام.

خواهش میکنم.


122:

دانستنيهاي زندگي خانوادگي!!!!!
ارائه مطلب زير تلاش براي جلوگيري از وقوع اختلافاتي هست كه به سبب اون امروزه راهروهاي دادگاه خانواده مملو از جمعيت هست .

پس به اميد اونكه شما را هرگز در اونجا ملاقات نكنيم توجه شما را به چند نكته انساني كه حاصل بررسي مواد حقوقي و خلاصه مسائلي هست كه معمولاً در دادگاه ها با اون روبرو هستيم ، جلب مي كنيم .





1- اگر از گذشت ، استقامت و بردباري در خود نشاني داريد به سراغ ازدواج برايشاند .

وقتي براي شروع يك زندگي مشترك تصميم بگيريد كه از هستقلال و توان كافی خود براي اداره يك خانواده جديد مطمئن هستید.



2- وقتي را براي جاري شدن صيغه عقد مطلوب بدانيد كه از خواست ها و نگرش هاي يكديگر باخبريد و مي دانيد كه هر دو هدفي مشترك را دنبال مي كنيد .

براي رسيدن به اين شناخت ، مدتي به يكديگر موقعيت دهيد .





3- در اين دنياي بزرگ هيچ دو نفري مانند هم نيستند .

تفاوتهاي بارز ميان دو خواهر و يا دو برادر كه هر دو زاده يك مادر و پدر هستند ، خود گايشاناي اين مسئله هست .

بنابراين مبناي تفاهم را معيارهاي اصلي و پايه ي برگزينيد .

توقف و ايستادن بر اصول فرعي يكديگر چندان كمكي به بهبود روابط زناشايشاني نخواهد كرد.





4 - قبل از ازدواج به مسئله اعتياد به طور جدي بينديشيد و از عدم اعتياد همسرتان به هر گونه مواد مخدر ، اطمينان كامل حاصل كنيد .

نگذاريد اميد به ترك كردن و يا ترك دادن سبب شروع يك زندگي پر مشكل شود .



5- براي داشتن زندگي خوب و توأم با آرامش ، به شيوه زندگي انتخابي خود عشق بورزيد .

چشم وهم چشمي ، حسادت و تجمل پرستي ، بار سنگين زندگي هاي امروز را از دوش هيچ زوج جواني بر نداشته هست .

به راستي كه كم كردن توقعات ، گنجينه اي بزرگ براي ساختن آينده يك زوج جوان هست .




دانستنيهاي زندگي خانوادگي!!!!!
6- تجربه بارها و بارها ثابت كرده كه زوجي موفق و سربلند هستند كه در كشاكش زندگي در كنارهم ، يارهم هستند .

در كنار هم در شادي ها مي خندند و در سختي و رنج ها با هم به جنگ مشكلات مي روند .

اشتباهات يكديگر را مي بخشند و موفقيت هاي يكديگر را جشن مي گيرند ، براستي زن و شوهرهايي كه به جاي در كنار هم بودن ، مقابل يكديگر مي ايستند و زندگي مي كنند ، نه زندگي ، كه نبردي سخت مي كنند .





7- به ياد بسپاريد كه فرمودن كلمات محبت آميز، ذكر محسنات يكديگر و يادآوري اينكه همسرتان را دوست مي داريد و به وجودش در كنارتان افتخار مي كنيد ، كلمات يا جملات مختص دوران آشنايي و اوايل ازدواج نيستند .

انسانها نياز به شنيدن مهر يكديگر دارند ، اونچه در دل و ذهنتان مي گذرد را صادقانه به زبان آوريد كه خود يكي از شرایط مهم در بقاي زندگي زناشايشاني هست.




8- بد نيست اگر بدانيم هستفاده از تجربيات و نظريات ديگران مترادف با دخالت اونها در زندگي زناشايشاني ما نيست ؛ چه بهتر اگر تجربيات گذشتگانمان را سرمشق كنيم و خود كاشف شادي هاي ديگر باشيم .




9- اگر در برخي مسائل با يكديگر اختلاف نظر داريد هرگز فرزندانتان را از اون مطلع نكنيد .

در مقابل فرزند ، پدر و مادر عنصري واحد و جدايي ناپذيرند كه حرفشان و قولشان يكي هست.





10- دوستي سرلوحه بهترين نوع رابطه هاست كه نه در شناسنامه و نه در هيچ جاي ديگر ثبت نمي شود ، اما عميق و بي پيرايه هست .

بهترين والدين همانهايي هستند كه با فرزندانشان دوست و رفيق اند .

بهترين زوجها نيز اوناني هستند كه قبل از اين كه به يادشان بيايد كه زن و شوهر يكديگرند ، بدانند كه دوست هم هستند .

رابطه صميمانه و خالصانه توأم با درك و حفظ احترام همديگر ، شايد يكي ديگر از شرایط مهم تضمين كننده بقاي يك زندگي هست .

123:

مرسی لیلی جون

124:



خواهش میکنم عزیزم.

امیدوارم که از این مطالب هستفاده کنید..

125:

لیلی جون ممنونم از مطالب جالب و خواندنی که برامون گذاشتی

126:

10 نکته زندگی=
1.یا سرمایه دار باشیم یا تحصیل کرده
2.نه بی دلیل چیزی را قبول یا رد نکنیم.تقلید نکنیم.
3.یا کتاب بخوانیم با سخنرانی کتابخوانان را بشنویم.
4.شاد باشیم و دیگران را هم شاد کنیم.
5.با حیوانات مهربان باشیم و سعی کنیم گیاه خوار باشیم.
6.از سنتهای غلط پیروی نکنیم و فقط با عقل تصمیم بگیریم مثلا در مورد ازدواج.
7.هیچ عبادتی بالاتر از کمک به نیازمندان نیست.
8.بعضی لحظات بهترین معلم اسنان هستند.یکی شب قبل از خواب هست.یکی تنهایی هست.یکی در سکوت هست.یکی هم در وقت دل شکستگی.
9.بدون جهان بینی زندگی خوب ممکن نیست.برای بدست اوردن جهان بینی صحیح باید مطالعه کرد.
10.منافع شخصی ما در گرو تامین منافع جامعه هست.در بهبود جامعه خود تلاش کنیم.

127:

خواهش میکنم آبجی جونم

128:

سبحان الذي ایجاد الازواج كلهامما تنبت الارض و من انفسهم ومما لا يعلمون (يس/36)

پاك خدايي كه از اونچه زمين مي رو ياند و نيز از خودشان و از اونچه نمي دانند همه را نر و ماده گردانيده هست.
شاهكار خلقت خداوندي در آسمانها و زمين تزيين مخلوقات به زوجيت هست كه اين سنت را بر جماد و نبات و صد البته بر انسان حاكم نمود و هنگامي كه زوجيت انساني همراه با خرد خدادادي انسان عجين مي گردد محصولي به نام خانواده بهمراه دارد كه از بزرگترين ارمغان هاي خداوند منان بر جامعه بشري به بلنداي تاريخ محسوب مي شود كه خانواده در زندگي بشر بس كهن مي باشد و امري طبيعي.
آري تدبيرالهي درآفرينش بر اين تعلق گرفت كه تنها شهوت نفس ميان زن ومردحاكم نباشد وعشق به خانواده متولد شد.
ومن آياته ان ایجاد لكم من انفسكم ازواجا لتسكنوااليهاوجعل بينكم موده ورحمه(روم/21)
بدين ترتيب محيط خانواده براي زندگي انساني فضايي آكنده از تسكين وآرامش گشت تا در كنار همسر خود در فرازونشيب هاي زندگي همديگر رايار ايشاناور باشند0
هن پوشش لكم وانتم پوشش هن.

گايشاني كه براي تربيت آدمي بايد محفلي ايجاد گردد كه هم زن وهم مرد خود دراون به تكميل شخصيت نايل آيندوهم كانوني گرددبراي پرورش نسل آينده وجامعه.

خانواده كوچكترين واحد اجتماعي ودرعين حال بزگترين و تاثير گذارترين واحد تربيتي در جوامع به شمار مي آيد به طوريكه اين نهاد مي تواند منشا تحولات عظيم فردي اجتماعي ورشد ارزشهاي انساني در ميان اعضاي اون باشد خانواده مهم ترين نهادي هست كه فرد دراون پرورش مي يابد.
بنابر اين سرمايه گذاري وتوجه هرچه بيشتر به خانواده در دستور كار معلمان عالم ودر راس اونان پيامبران و پيشوايان اديان برنامه گرفته هست وامروز هم بشريت به جايي رسيده هست كه خود را ملزم به اين رايشانكرد مي داند تا جاييكه دولتها توجه خاصي نسبت به رشد وتوسعه كيفي خانواده مبذول داشته و سعي دارند با در اختيار برنامه دادن امتيازات و تسهيلات رفاهي وآموزشي ومشاوره اي وبه طور كلي ارتقا ء سطح بهداشت وسلامت خانواده سعي بر افزايش كيفيت زندگي خانوادها دارندزيرا اين امر تاثير مستقيمي بر تر بيت نسل آينده جامعه خواهد داشت وخانواده مكاني براي تربيت وپرورش انسانهاست كه تنها در صورت وجود سلامت روحي ورواني مي تواند انسانهاي پاك و سالم تحايشانل اجتماع دهد.
برپايه اونچه كه درجامعه خودمان مي گذرد مي توان خانواده هارابر پايه نوع عملكردشان در زمينه هاي تربيتي به سه قسمت تقسيم نمود وخصوصياتي را براي هر كدام برشمارد :

1)خانوادهاي سهل انگار 2)خانوادهايي باتعصب خاص 3)خانواده مطلوب

الف-خانوادهاي سهل انگار
در ميان بعضي از خانوادها مي توان به ضعف سرمايه هاي علمي وفكري والدين اشاره نمود كه اونان را درايجاد فضاي تربيتي مناسب دچار اشكال مي كند وباعث مي شود كه محوريت خانواده در انتقال ارزشها تحت الشعاع برنامه گيرد از خصوصيات اين خانوادها مي توان به نكات زير اشاره نمود:
1-عدم توجه به احساسات وروحيات فرزند كه خود رادراين زمينه ها جلوه مي دهد:
الف-عدم دخالت دادن اونان در امورات وتصميمات خانوادگي
ب- عدم احترام به شخصيت فردي اونان
ج- عدم پذيرش پيشنهادات اونان
فرزندان خانواده براي شكل گيري روحيات خود نياز به رعايت ودرك احساسات خود دارند وليكن هنگاميكه اونان را درامورات خانواده اجازه اي براي دخالت نباشد وبه تبع اون به شخصيت اونان بي اعتنايي شود وپيشنهادات ونظراتشان را بهايي ندهند با عقده هاي رواني وروحي مواجه شده واين تزلزل روحي را به پيكر اجتماع نيز منتقل خواهند نمود.
2-عدم سعي وتلاش براي ورود به دنياي فرزند
معمولا براي تاثير گذاري و تربيت افراد بايد دنيايشان را شناخت و موفق به ورود در اون دنيا شد تا بتوان در اون سهم و نقشي داشت اگر چه اين خانواده ها با فرزندانشان در زير يك سقف زندگي مي كنند و ليكن از هم ديگر بيگانه مي باشند و اين بيگانگي نقش تربيتي والدين را بر فرزندان به صفر مي رساند زيرا اولين شرط براي پذيرش سخن مربي ، باور و پذيرفتن او از سايشان متربي در دنياي ذهنيش مي باشد.
3- عدم دقت براي شنيدن سخنان و نپرداختن به امورات روحي فرزند
روند زندكي اجتماعي ، ما را گاه بدان سو مي كشاند كه تنها موقعيت رفع نيازهاي ظاهري فرزندان را داشته باشيم غافل از اينكه نيازهاي فرزندان تنها در نيازهاي مادي و ظاهري خلاصه نمي شود بسيار اتفاق مي افتد كه فرزندان از والدينشان مي خواهند شنونده اي هنر مند و منصف براي اونان باشند .

هنر شنيدن و گوش دادن به درد و دلهاي فرزندان از وظايف والدين هست و گرنه رايشانكرد فرزندان به جستجايشان سنگ صبورشان در محيطي خارج از خانواده آغاز مي گردد و چه بسا در يافتن اين سنگ صبور ها دچار لغزشهاي جبران ناشدني بگردند.

4- انتقال جوانب منفي به فرزندان
يقينا « فاقد الشي لا يعطي» اونكه از خوبيها نصيبي نبرده نمي تواند انتقال دهنده ي خوبيها به ديگران باشد گاه والديني را مي توان يافت كه نه تنها منتقل كننده ارزش ها به خانواده نيستندبلكه به علت ضعف در اعتقاد و باورهاي خود ، ضد ارزش ها را به خانواده ي خود القاء مي نمايند و هنگاميكه فضايي مسموم از تقيد به تعلقات ضد اخلاقي و ضد ديني در خانواده سيطره پيدا كند فرزنداني به جامعه تحايشانل داده خواهد شد كه بناي انديشه و تفكرشان سست و لرزان بوده و گاه در نقطه ي مقابل ارزش ها به رايشانارايشاني با اون مي پردازند.
به عنوان مثال اگر پرداختن به قمار و خوردن مشروبات الكلي در خانواده اي عادي گردد و اگر عدم رعايت عفاف و حجاب سايه ي خود را بر خانواده بگسترد از فرزندان تربيت يافته در اين خانواده چه انتظار مي رود .
هنگاميكه جاري نمودن سخنان ركيك بر زبان و هجوم بر شخصيت همديگر از سايشان والدين امري عادي و روزمره گردد چگونه مي توان عفت كلام و آداب سخن را از تربيت يافتگان اين خانه انتظار داشت .
5- پرداختن به امورات ظاهري و عدم دقت به باورهاي معنايشان و اخلاقي
در ميان بعضي از خانواده هاي سهل انگار گاه تنها به امورات رفاهي و معيشتي فرزند توجه مي شود وبهايي به بنيانهاي اخلاقي و معنايشان اونان نمي نمايند بسيار اتفاق مي افتد كه فرزند دانشجايشاني را روانه دانشگاه مي نمايند اما در جهت ساختار فكري و اخلاقي او براي اينكه در محيط خوابگاه و دانشگاه دچار لغزشهاي اخلاقي و فكري نشود و سرمايه گذاري ننموده اند ساك فرزندشان را هنگام بازگشت به دانشگاه پر از ترشي و گردو و مي نمايند اما انبانه ي فكري او را هرگز فربه ننموده وبه اون توجهي ندارند و يا توان پرداختن به سازندگي فكري او را ندارند و يا هيچگاه خود را ملزم بدان نمي دانند كه نقصها و كاستيهاي فكري فرزند را ترميم نمايند .
ب- خانواده هايي با تعصب خاص
گاهي والدين به علت توجهات عقيدتي و يا اخلاقي افراطي خود عرصه را اونچنان بر فرزندان تنگ مي نمايند كه حاصل اون بهتر از خانواده هاي دسته ي اول نيست .
1-ابراز تعصب و توجهات افراطي به درس فرزند
چه بسا بعضي از والدين بدون توجه به هستعداهاي ذهني و تحصيلي فرزند تنها هر اونچه را كه خود دوست دارند ايشانا هر اونچه را براي اونان از لحاظ اجتماعي آبرايشان بيشتري ! را جمع مي كند بر اونان تحميل مي نمايند و اونان را ملزم به اطاعت از خود هم مي نمايند و حق هيچگونه ابراز نظري را هم به اونها نمي دهند .
2-ابراز تعصب و توجهات افراطي مذهبي
در بعضي از خانواده ها كه جايشان مذهبي بر اونان حاكم هست گاه مشاهده مي شود كه تنها انجام تكاليف مطلوب والدين برنامه مي گيرد و مي خواهند فرزندانشان به هر قيمتي كه شده هست تنها ظاهر شرع را رعايت نمايند و يا بعضي از والدين نه تنها ظاهر شرع بلكه دروني شدن را هم مي خواهند و ليكن در انتقال اون مفاهيم به صورت صحيح به فرزندشان راه را اشتباه مي روند اونان خواهان اطاعت و فر مانبرداري بدون توجيه و منطق هستند و بسياري اوقات بعلت نداشتن سرمايه معرفتي و علمي كافي از يك سو و خواست اجراي اون مفاهيم از سايشان ديگر از راه شدت عمل وارد مي شوند و فرزند ان را به بي باوري و سست اعتقادي متهم مي نمايند .

يقينا درك آگاهانه از ايمان ، مقصود شارع مقدس مي باشد و در اين حالت هست كه جوانه هاي ايمان به درخت هاي پر ثمر تنومند تبديل خواهد شد كه هيچگاه بادهاي مسموم وزنده ي اعتقادات ماديگرايانه بر پيكر شان موثر نخواهد افتاد .

پيامبر اكرم (ص) مي فرمايند: بشروا و لا تنفروا يسروا و لا تعسروا ( بشارت دهنده باشيد متنفر كننده نباشيد بر امت آسان بگيريد سخت گير نباشيد) اتفاقا بسياري اوقات شدت عمل در زمينه ي اخلاق و دين نتيجه ي عكس مي دهد كم نيستند جوانان دختر و پسري كه تا در چارچوب خانواده بوده اند تابع قوانين اون بوده و ليكن به محض اينكه موقعيتي يافتند و از اون فشار رهيدند (مثل قبولي در دانشگاه و رفتن به شهري ديگر) بر همه ي ارزشهاي تحميلي شك مي كنند و به قالبي ديگر در خواهند آمد اشتباه نشود اين وضعيت نتيجه ي بد بودن ارزش ها نيست بلكه بيان اين قانون هست كه حتي ارزش ها بايد از راه صواب و صحيح انتقال يابند و گر نه به ضد ارزش تبديل مي شوند .
ج- خانواده هاي مطلوب
اگر قدم نخست در تشكيل خانواده سنجيده بر داشته شود يعني در انتخاب همسر معيار هاي ارزشي و اخلاقي و ايماني لحاظ گردد سير حركتي خانواده در ادامه مسير به سايشان تشكيل يك خانواده ي مطلوب خواهد بود .

اين خانوادها ضمن هستفاده از برخورداريهاي طبيعي و رفاهي زندگي خود را بر پايه شاخص هاي والاي معنايشان بنيان نهاده اند و كانوني را ساخته اند كه حضور در اون هم براي پدر و مادر لذت بخش و فرح آور هست و هم براي فرزندان بهترين مأمن و پناه

اين خانواده كانوني خواهد بود براي پرورش صحيح نسل آينده و محلي براي انتقال صحيح ارزش هاو فرهنگ هاي صحيح گذشته تا هيچگاه فرزندان خود را بدون هايشانت ندانسته واز گذشته خود منقطع نگردند و انقطاع فرهنگي در جامعه ريشه ندواند .
بر پايه نصايح مندرج در سوره ي لقمان از وظايف و خصوصيات اين خانواده ها مي توان به نكات زير توجه نمود :
توجه دادن فرزندان به حضور خداوند در زندگي تا كه اونان در آشفته بازار دنيا خود را نه تنها تنها ندانند بلكه ايمان و باور به حضور خدا اونان را از پر تگاه هاي پر خطر عافيت مندانه عبور دهد .
توجه دادن فرزندان به لزوم ارتباطي تنگاتنگ با خدا .( در قالب نماز) .

نماز مي تواندهم ذكر خدا را در دلشان نگاه دارد و هم اونانرا از فحشا و منكر بر حذر دارد .

توجه دادن فرزندان به خوشرفتاري و خوش خلقي و دور نمودن شان از پستيها و خيره سريها و اجتناب از غرور و تكبر در برخورد با امت .
آموزش بردباري و مقابله صحيح با مشكلات زندگي .
آموزش فرزندان به اعتدال و ميانه رايشان.

خانواده مطلوب خانواده اي هست كه پدر و مادر هر از چند گاهي براي فرزندانشان تنها گوش باشند و هنر شنيدن را در خود تقايشانت نمايند تا بتوانند هر چه بيشتر به فرزندان خود نزديك شوند و دردنيايشان وارد آيند اونگاه خواهند توانست براين دنيا تاثيرگذار باشند و سهمي مهم از دنياي فرزندشان را داشته باشند و اگر اين اتفاق ميمون در يك خانواده بيفتد والدين خواهند توانست از راههاي شناخته شده و منطقي و مطابق با روحيات فرزند بر اونان كنترل داشته و اونان را جهت دهند.
در اين گونه خانواده ها به شخصيت فرزندان بها داده مي شود و اونان را در تصميم گيريها و امورات خانواده سهيم مي كنند و صرفا اونان را ابزاري مطيع و فرمانبردار نمي دانند .

در پايان اشاره مي شود به اينكه هر چه توجه جامعه و دولتمردان به خانواده و تصحيح نظام خانوادگي بيشتر باشد جامعه سلامت و سعادت بيشتري را نصيب خواهد داشت آرزومندم خانواده هايي داشته باشيم كه براي زن و شوهر كعبه ي دلها بوده و براي فرزندانشان مأمن و پناهگاهي آسوده باشد .


129:

مرسی آبجی لیلی از مطلبت .

من سعی می کنم از این ده نکته حداکثر هستفاده رو ببرم.
داداش کوچیکت مرتضی

130:



دانستنيهاي زندگي خانوادگي!!!!!
تفاوتهاي فردي يکي از واقعيت*هاي آشکار ابعاد جسمي و رواني انسان*هاست.

انسان*ها هرگز از لحاظ شکل و ميزان هستعداد و توانايي*ها يکسان نيستند.

لذا خداي مدبر انسان را در دو جنس زن و مرد ایجاد نمود؛ تا اون دو در کنار هم در جهت جبران کاستي*ها و تعديل نيازها*يشان گام بردارند.

بنابراين زن و مرد مکمل يکديگرند و قادرند در طي يک پيمان مشترک، براي ارتقاء سطح آرامش، رفاه، امنيت و ...

يا راي يکديگر باشند.

در اين راستا مردها از عناصر مهم دخيل در ميزان سلامت و سعادت يک رابطه مطلوب، در چهارچوب روابط همسران هستند.

اقتدار و تدبير يک مرد در قبال همسرش، مي*تواند يک رابطه را از ورطه مردي و انزال به آستانه گرمي و ثبات سوق دهد.

در اينجا به طرح چند مورد از تدابيري که مردان مي*توانند در حفظ ارتباط مطلوب و همسرداري مدّبرانه و يا ثبات به کار گيرند، مي*پردازيم:
</SPAN>

131:

1- براي اينکه بتوانيد در مقابل همسرتان بهترين تدبير را بيانديشيد، لازم هست که حتماً او را بشناسيد.</SPAN>
2- براي اينکه همسر خود را بشناسيد، به رفتار او در واقعيات مختلف زندگي دقت کنيد.</SPAN>
3- سعي کنيد به تعريف خوشبختي از ديدگاه ايشان دست يابيد.</SPAN>
4- خواسته*ها و تمايلات همسرتان را شناسايي کنيد.</SPAN>
</SPAN>

دانستنيهاي زندگي خانوادگي!!!!!

132:

5- خواسته*ها و توقعات معقول خايشانش را نيز در واقعيات مناسب، با او طرح کنيد.

6- شما مي*توانيد از زندگي در کنار همسر خود خرسند باشيد، بدون اونکه از آرمان*هاي معقول روابطتان چشم بپوشيد.

7- ظرفيت همسرتان را براي شنيدن حقايق و حوادث بسنجيد.

8- لزومي ندارد مسايلي را که خارج از ظرفيت اوست، حتما مطرح کنيد.
>دانستنيهاي زندگي خانوادگي!!!!!

9 - اگرهمسرشما در مسأله خاصي ، از حساسيت و تعصب بي حد برخوردار هست؛ از بيان موارد غير ضروري خودداري کنيد.

133:

10- در اين موارد سعي کنيد عملاً نقش تعديل* نماينده داشته باشيد، نه تحريک* نماينده.

11- مطرح نکردن يک موضوع ، به معناي تعريف کردن يا دروغ فرمودن در اون مورد نيست.

12- همسرتان را در کنار خود حفظ کنيد، نه در رأس خود و نه در پس خود!

13- او را با مقام توانمندي*هايش باور کنيد.

14- گاهگاهي از او بخواهيد در مورد آرزوهايش صحبت کند.

15- مراقب باشيد به آرزوها و توقعات دور از منطق او، بي*جهت پر و بال ندهيد.

16- زن*ها، به تمجيد شوهرشان از خود خيلي اهميت مي*دهند.

17- حس شنوايي يکي از فعال*ترين حواس در خانم*هاست.

اونها دوست دارند علاقه شما را حين اينکه در اعمالتان مي*بينند، مکرراً از زبانتان بشنوند.


18- مراقب باشيد که اگر از او در جمع تعريف مي*کنيد، اونقدر افراطي نباشد که جنبه تمسخر بگيرد.

19- در مورد دين و واجبات، همراه و مشوق ايشان باشيد، نه مخل و مانع.

20- مطمئن باشيد هر چقدر که سايه*ايمان به خدا و تقوا بر زندگي شما گسترده*تر باشد، رابطه*تان مستحکم*تر و موفق*تر خواهد بود.

21- به قانون مصلحت و حکمت خدا ايمان داشته باشيد تا تحمل مشقّات برايتان سهل*تر شود.</SPAN>

134:

دانستنيهاي زندگي خانوادگي!!!!!
اين حقيقت هست که مردها مي*توانند همسرشان را براي اينکه زن خوبي برايشان باشد، تغيير و تعليم دهند.

فراموش نکنيد که شما مي*توانيد ضمن اينکه شوهر خوبي براي همسرتان باشيد؛ براي خود نيز همسري داشته باشيد که بيشترين توازي و هم*خواني را با ايده*آل*هاي شما داشته باشد و اين شما هستيد که اين انطباق و هماهنگي را نقش مي*زنيد.

مطالعه مطالب زير مي*تواند شما را براي اين منظور ياري کند.



1- هرگز همسر خود را با کسي مقايسه کنيد، مگر اونکه در اون مورد برتري با همسر شما باشد.

2- هشدار: هرگز و هرگز همسر خود را با مادرتان مقايسه نکنيد.

3- براي انتقاد از يک زن دقت کنيد که از شيوه*هاي مستقيم و بي*پروا به ندرت هستفاده کنيد.

4- براي اشاره به هر ضعف يا اشتباه، بهتر هست با مقدمه*اي مشتمل بر حسنات ايشان شروع کنيد.

5- انتقادات خود از همسرتان را در جمع مطرح نکنيد، مخصوصاً در جمع افراد خانواده خودتان!

135:

6- اگر خانواده شما انتقادي از همسرتان دارند، سعي کنيد از زبان خودتان و در واقعياتي کاملاً دوستانه و به دور از جانبداري مطرح کنيد.

7- در ضمن طرح انتقادهاي دوستانه خود، سعي کنيد پيشنهادي براي رفع مورد نقد شده ارائه دهيد.
8- دقت کنيد در اين موارد، راه حل پيشنهادي، فقط جنبه ي پيشنهاد داشته باشد، نه اجبار
9- در ارتباط با همسرتان رفتار منحصر به فرد داشته باشيد تا تفاوت ارزش جايگاه او با ديگران در نظر شما، براي او نيز فاحش گردد
10- در اين راستا مثلاً مي*توانيد کلمه«عزيزم» را فقط براي او به کار ببريد، نه اينکه در سطح همه مخاطبان خود عنوان کنيد.


دانستنيهاي زندگي خانوادگي!!!!!

136:

11- وفاداري شما نسبت به همسرتان، مهم*ترين و والاترين حسن شما خواهد بود.

12- يک زن، اگر از عشق و وفاداري همسرش اطمينان کافي حاصل کند، معمولاً تا هر جايي با او در زندگي پيش خواهد رفت.

13- اگر براي القاي تفکر مردسالاري در روابطتان بکوشيد، مسلماً همسر خود را لجوج و حساس مي*کنيد.

14- براي اينکه همسرتان را به سمت اجراي خواسته*هاي خود سوق دهيد.

هرگز از جملات جبري و توجيه*هاي بي*منطق هستفاده نکنيد.


15- مطمئن باشيد اگر احترام همسر خود را در فرمودار و رفتار نگه داريد، هيچ جايگاهي براي شکسته شدن احترام خايشانش باقي نگذاشته*ايد.

16- طوري رفتار کنيد که بين بودن و نبودن*تان در خانه بتوان فرق گذاشت.بيشتر با او صحبت کنيد .

17- در کار خود اونقدر غرق نشايشاند که همسرتان به اون به چشم يک رقيب بنگرد!

18- پول و ماديات تا وقتي اهميت دارد که به خوشبختي و آرامش شما و همسرتان کمک کند، اگر مخمل آسايش گردد؛ مضراست.



19- سعي کنيد يکباره با تمام مشکلات و مشغله*هاي فکري روزانه وارد خانه نشايشاند.

20- البته حتماً در موقعيت مناسب ، همسرتان را از مشکلات مالي و شغلي خود آگاه کنيد تا توقعاتش را با توان شما هماهنگ کند.

21- اينکه بعضي از مسائل شما، ممکن هست به همسرتان مربوط نباشد، ساده*انديشي بيش نيست.

22- بکوشيد لحظاتي که در خانه داريد، تماماً صرف انديشيدن به نارسايي*ها و مشکلات نشود.

23- با پرداختن به مسايل کم اهميت و پيش*پا افتاده، لحظات خوشي را که مي*توانيد با او داشته باشيد، کوتاه نکنيد

137:

بسیار جالب بودند...


138:

leily khanom damet garm

139:

محسن جان ياد بگير اين نكات الان بيشتر به دردت ميخوره

140:

این تاپیک جزو موضوعات برگزیده برنامه گرفت و مهم شد


80 out of 100 based on 70 user ratings 1070 reviews