مفاخره‌ی دو نور


مفاخره‌ی دو نور



مفاخره‌ی دو نور

حضرت فاطمه
.
روح عبادت

در روایات ناب معصومین.
سلیمان عالَم

در احادیث نغز اهل ولا.
قلب مادری

شرح نورانی مفاخره ای‌ ست (1).
حضرت عشق

آیه آیه تمام نور هدی.
زخم زبان

روزی از روزها که در صحرا.
شام یلدا

فاطمه با علی سخن می فرمود.
آورده اند که ...

از کرامات خالق یکتا.
پیامک های شهادت امام جواد علیه السلام

از عنایات ذوالمنن می فرمود.

ناگهان حین خوردن خرما.

چید مولا رطب ز باغ جنان.

نور حق جاری از لبانش شد.

با گل خنده فرمود: فاطمه جان.

هیچ دانی پیامبر من را.

دوست دارد چو جان شیرینش.

بی گمان او نمی دهد ترجیح.

هیچکس را به یار دیرینش.

فرمود زهرا: نمی شود هرگز.

که تو باشی عزیز تر از من.

میوهء قلب او منم زهرا.

کی به جز فاطمه‌ست پارهء تن.

هر دو رفتند با لبی خندان.

نزد خورشید عشق، پیغمبر.

فرمود زهرا: پدر بگو امروز.

من گرامی ترم و یا حیدر؟.

فرمود پیغمبر امین با او:.

تو و حیدر که روح و جان من اید.

همهء هستی ام شما هستید.

به خدا نور دیدگان من اید.

دوست دارم تو را حبیبهء حق.

بیشتر از همه در این دنیا.

نزدم اما علی عزیزتر هست.

از تمام جهان و ما فیها.

فرمود مولا به فاطمه: بنگر.

که گذشته شکوه من از حد.

مادرم هست مظهر تقوا.

مادرم فاطمه ست، ‌بنت اسد.

فرمود زهرا به همسرش حیدر:.

مادر من خدیجهء کبراست.

اونکه در جانفشانی و ایثار.

بی بدل، بی نظیر، بی همتاست.

فرمود مولا علی: انا بن صفا.

حیدرم! افتخار پرچم دین.

خانهء کعبه زادگاه من هست.

خادمم کیست؟ جبرئیل امین.

فرمود زهرا: منم ملیکهء عرش.

سورهء رحمت خدای کریم.

دختر خَاتَمُ النَّبِیِّینَم.

اونکه دارد همیشه خُلق عظیم.

فرمود مولا: که بوده پرچم دین.

دم به دم روی شانه های علی.

«وَ أنَا الضَّارِبُ عَلَى التَّنزِیل».

چه کسی می رسد به پای علی؟.

علی ام نخل طور سینینم.

منم آئینهء کتاب حکیم.

آیه آیه تجلی قراون.

با خبر از چه؟ رویداد عظیم.

شاه مردان روزگارم که.

در رکوعم دهم زکات، نگین.

و «أنَا سَیِّدُ بَنِی هَاشِمٍ».

تار موی من هست حبل متین.

شیرمرد جدال باطل و حق.

قهرمان شجاع مکه منم.

تیغ من تیغ عدل و انصاف هست.

سرور اوصیا، ابالحسنم.

فرمود زهرا: که در شب معراج.

پدرم رفت سوی عرش خدا.

نسبت قرب او و حضرت حق.

«قاب قوسین» بود «او ادنی».

منم اون بانویی که بسته شده.

عقد من در حضور رب جلیل.

خادمانم ملائک جنت.

هم کلامم فرشتهء راحیل.

سدرة المنتهی ست گرم طواف.

گرد من، نور بی حدی دارم.

گل یاس بهشت احمدی ام.

عطر و بوی محمدی دارم.

قلم عفو می کشد خود حق.

بر گناه همه، به خاطر من.

سورهء‌ قدر و هل اتی هستم.

آیه هایم بود حسین و حسن.

منم اون کوثری که در طلبم.

سهم عالم شده ست تشنه لبی.

دختر آفتاب مکه منم.

ماهتاب پیمبر عربی.

فرمود مولا: منم همان حیدر.

که به اصحاب کهف فرموده سخن.

بهترین بندهء خدا علی ام.

از نبی ام من و نبی ست ز من.

روز محشر ولایتم میزان.

مرتضایم قسیم جنت و نار.

بر مدار دو چشم من گردد.

آسمان و زمین و لیل و نهار.

خوانده حق در کتاب قراونش.

جان من را چو جان پیغمبر.

اولین یاور رسولم من.

پدر خاندان پیغمبر.

من که دریای علم و معرفتم.

شیعیان جرعه نوش جام من اند.

منم اون گنج بی نیازی که.

همه در حیرت از مقام من اند.

نامم از نام حق گرفته شده.

ربّ من «عالی» هست و من «علی» ام.

سرّ آیات حاء و میم کتاب.

آیه آیه حقیقت جلی ام.

فرمود زهرا: منم که روز ازل.

سورهء رحمت آفریده شدم.

بانوی بهترین زنان جهان.

من همانم که برگزیده شدم.

هل أتی، کوثر و مباهله ام.

طاء‌ و سین کتاب ربّ ودود.

آیه در آیه حسن و روشنی ام.

آفتاب بهشت صبح وجود.

ربّ من «فاطر السماوات» هست.

نامم از نام اوست «فاطمه» ام.

من پناه تمام اهل جهان.

در صف حشر و روز واهمه ام.

مستحق دعای من شده هست.

هر دلی که اسیر مهر من هست.

رأفت و جود، لطف و فضل و کرم.

کوکب و اخترِ سپهر من هست.

مرتضی فرمود: بر روی آدم.

باب توبه به لطف من وا شد.

فاطمه فرمود: از تفضل من.

زیر برگ نجاتش امضا شد.

فرمود مولا: منم سفینهء نوح.

کشتی ام کشتی نجات بشر.

فرمود زهرا: منم صراط نجات.

رهروان من اند اهل نظر.

فرمود مولا: که سورهء طورم.

فرمود زهرا: کتاب مسطورم.

مرتضی فرمود: مصحف نورم.

فاطمه فرمود: بیت معمورم.

فرمود حیدر: که سقف مرفوعم.

آسمان روی شانه های من هست.

فرمود کوثر: که بحر مسجورم.

بخشش ایزد از دعای من هست.

ولی الله فرمود: دانش من.

همه علم پیمبران خداست.

فاطمه فرمود: دختر نبی ام.

اونکه مهرش شفیع روز جزاست.

اسد الله فرمود: بعد نبی.

بهترین بندهء خدا هستم.

فاطمه فرمود: مادر حسنین.

سورهء عصمت و وفا هستم.

ناگهان رو به سوی فاطمه کرد.

سید الانبیا، رسول امین.

فرمود باشد سکوت شایسته.

دختر من بسنده کن به همین.

که علی در جهان ولی الله.

روز حشر هست صاحب برهان.

شافع بی بدیل روز جزا.

قهر او آتش هست و مهرش امان.

فاطمه فرمود رو به سوی پدر:.

که منم یاس باغ مصطفوی.

من و حیدر حریف هم هستیم.

کاش حامی مرتضی نشوی.

فرمود حیدر: منم چو جان نبی.

فرمود کوثر: منم چو روح رسول.

فرمود مولا: منم صحیفهء حق.

فرمود زهرا: منم حبیبه، بتول.

مرتضی فرمود: رستگاری خلق.

بسته بر رشتهء ولای من هست.

فاطمه فرمود: روشنی بهشت.

جلوهء نور ربنای من هست.

فرمود پیغمبر خدا: زهرا.

بوسه زن بر سر علی و ببین.

که هزاران ملک به یاری او.

آمدند از بهشت و عرش برین.

فاطمه کرد رو به سوی علی.

فرمود: عشقت همه وجود من هست.

همهء هستی ام فدای تو باد.

که ولای تو تار و پود من هست.

ولی الله رو به فاطمه فرمود:.

عشق تو نیز در سرشت من هست.

تو امید من آرزوی منی.

با تو این زندگی بهشت من هست.

با حدیث مفاخره دل ما.

شد پر از نور ایزد ازلی.

متبرک به نام فاطمه شد.

لحظه لحظه به یمن نام علی.

یا رب از آستانهء کرمِ.

خاندان رسالت نبوی.

دست ما را مکن دمی کوتاه.

تا که باشیم «فاطمی ـ علوی». پی نوشت:. 1) متن حدیث مفاخره در كتاب‌های الفضائل، ابن شاذان قمی، ص 80، و المناقب، ابن شهرآشوب، ج 3، ص 118 آمده هست..  .

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان. . . . یوسف رحیمی. .


نظرات کاربران

74 out of 100 based on 84 user ratings 734 reviews