چرا ما شیعیان هنگامی که مشکلی برایمان پیش می آید بیشتر به سراغ امامان و امامزاده ها


چرا ما شیعیان هنگامی که مشکلی برایمان پیش می آید بیشتر به سراغ امامان و امامزاده ها




    چرا ما شیعیان هنگامی که مشکلی برایمان پیش می آید بیشتر به سراغ امامان و امامزاده ها (علیهم السلام) می رویم و کمتر سراغ خدا می رویم آیا این نشانه غلو نیست؟ چرا وقتی می خواهیم قسم بخوریم به حضرت عباس(ع) راحت تر قسم می خوریم تا خدا یا چرا وقتی ماشین می خریم می گوییم بیمه ابوالفضل(ع) و نمی گیم در پناه خدا؟

پاسخ :


اگر دکمه های پیراهن مرد طوری باشد که موی سینه او از بین دو یغه پیراهن تا کمی دیده شود

1:



من دانشجوی سال آخر رشته کارشناسی فرش هستم. از مدت ها پیش دوست داشتم به نوعی در رشته های



آیا اینکه ایمان مردم آخر الزمان در نظر پیامبر(ص) عجیب خوانده شده تخفیف یا پاداش ویژه


حضرت علی(ع) فرموده آنچه با چشم دیده شود در دل نشیند. لطفا بیشتر توضیح بدید.
توسل یعنى اتخاذ وسیله، براى نزدیک شدن به چیزى.


می خواستم بدانم در کجای قرآن و احادیث و روایات به مسأله سکونت انسان روی زمین اشاره شده
این واژه در لغت به معانى مختلفى آمده هست: 1- نزدیک شدن؛ 2- مقام و منزلت در پیش سلطان؛ 3- درجه؛ 4- چاره‏جویى براى رسیدن به چیزى با میل و رغبت؛ 5- هر چه به سبب اون، نزدیک شدن به دیگرى ممکن باشد.


اگه می شه یه کم واضح تر در مورد کار اینترنتی توضیح دهید باید چه کار کنیم؟
بى‏شک آدمى براى تحصیل کمالات مقصود خود چه مادى، چه معنوى؛ به غیر خود یعنى به خارج از محدوده وجود خود، نیازمند هست.


اگر طوری آرایش کنیم که جلب توجه نکند و قصدمان خودنمایی نباشد حرام است یا خیر؟ لطفا توضیح
به بیان دیگر، هر یک از موجودات در رسیدن به کمالات نوعى خود، دست نیاز به سوى موجودات خارج از وجودشان دراز کرده، از فعل و انفعال و تأثیر و تأثر اصناف گوناگون عالم هستى هستمداد مى‏نمايند.


پاسخ های شما عزیران در رابطه با مشکل لکنت در تکبیره الاحرام را مطالعه کردم و سعی نمودم
این، همان قانون «توسل» هست که یک حقیقت تکوینى مى‏باشد که در نظام خلقت و آدم بربرنامه بوده، در همه جا مشهود و عیان هست.

قراون کریم نیز موضوع توسل را یک طریق مسلّم و روشن براى نیل به هدف و توحید، معرفى مى‏کند: 1- صلى الله علیه وسلم‏یا أیها الذین آمنوا اتقوا الله و ابتغوا إلیه الوسیله و جاهدوا فى سبیله لعلکم تفلحون‏رحمهما الله‏ ؛ مائده / 35.«اى کسانى که ایمان آورده‏اید، از خدا پروا کنید، و به او تقرب جویید؛ و در راهش جهاد کنید، باشد که رستگار شوید».

2- صلى الله علیه وسلم‏أولئک الذین یدعون یبتغون إلى ربهم الوسیله أیهم أقرب و یرجون رحمته و یخافون عذابه إن عذاب ربک کان محذورارحمهما الله‏ ؛ اسرا / 57.«اون کسانى را که ایشان مى‏خوانند به سوى پروردگارشان تقرب مى‏جویند کدام یک از اونها نزدیک ترند و به رحمت وى امیدوارند، و از عذابش مى‏ترسند، چرا که عذاب پروردگارت همواره در خور پرهیز هست».

این دو آیه بخوبى نشان مى‏دهد که تمام ما سوى الله، از فرشتگان و پیامبران و دیگر اصناف و طبقات ایجاد از هر قبیل که هستند، در مقام کسب فیض و اخذ برکات، از حضرت بارى -جل شأنه العزیز ابتغاء وسیله مى‏نمايند و براى جلب رحمت بیشتر و دفع عذاب از خود، دنبال وسیله‏اى مى‏گردند، تا به قرب بیشترى نائل شوند.

با توجه به این دو آیه، معلوم مى‏شود که مناسب‏ترین معنى «وسیله» و «توسل» همان معناى پنجم هست؛ یعنى «هر چیز که به سبب اون، نزدیک شدن به دیگرى ممکن باشد».

با توجه به اونکه کلمه «وسیله» در دو آیه فوق بصورت مطلق آمده، طبعاً داراى معناى بسیار گسترده‏اى هست و با اطلاق خود، شامل هر نوع اعتقاد، عمل و هر چیز یا شخصى که به شکلى صلاحیت نزدیک کردن به پیشگاه اقدس پروردگار را داشته باشد، مى‏گردد؛ مانند: ایمان و اعتقاد به وحدانیت پروردگار و رسالت پیامبران و حقانیت روز جزا؛ و همچنین پیروى از رسول خدا(ص)، انجام وظایف و اعمال عبادى همچون نماز، روزه، حج و زکات و جهاد و ارشاد امت، صله ارحام، عیادت بیماران و امثال این امور؛ که وسائل و موجبات قرب به خداوند هست.

همچنین، حضور در قبور شریف انبیاء، ائمه(ع) و اولیاء الهى و نذر و قربانى کردن و هدیه دادن و وقف کردن بخشى از اموال به صاحب قبر، هیچ منافاتى با روح توحید نداشته، بلکه تمام این اعمال براى جلب نظر صاحب قبر بوده، تا او با دعاى خود وسیله و موجبات قرب به خداوند را براى انسان و فرد متوسل فراهم سازد.

نگا: هستاد شجاعى.

محمد.

تجسم عمل و شفاعت.

مقدمه.

نسبتى باید مرا یا حلیتى‏هیچ پیشه راست شد بى‏آلتى؟ مثنوى، دفتر اول، بیت 2690.
نخست باید دانست که دعا و مناجات مستقیم ما با خداوند منافات ندارد که امامان(ع) نیز واسطه فیض باشند، هم چنان که وقتی ما به طور مستقیم دعا می کنیم و از خدا می خواهیم که باران ببارد، اما خداوند از طریق ابرها باران را بر ما نازل می کند، بنابراین اگر از نظر فلسفی و معرفتی ثابت شود که پیامبر و امام واسطه فیض هستند و حلقه وصل میان واجب و ممکن می باشند اگر چه ما به طور مستقیم هم از خدا بخواهیم ولی خداوند با واسطه اونان فیض را بر ما نازل می کند.
باید توجه داشت که مسأله شفاعت و مسأله توسل دو مطلب مستقل هستند شفاعت یکى از معارف با تعریف و شرایط خاص خود و توسل نیز یکى دیگر از معارف هست ظاهرا اونچه در این سؤال مورد نظر شماست مسأله توسل به اولیاى الهى هست.

به همین جهت ما ابتدا به توضیحى پیرامون توسل و سپس پیرامون شفاعت مى‏پردازیم.
الف) توسل در لغت؛ به معناى تمسک جستن به وسیله‏اى براى نیل به مقصود هست.

از اون جا که خداوند، جهان هستى را بر پايه نظام اسباب و مسببات برنامه داده هست و فیض خود را تنها از طریق مجارى و اسباب اعطا مى‏کند «أبى الله ان یجرى الاشیاء الاّ بالاسباب» (بحارالانوار، ج 2، ص 90).
انسان معمولا براى رسیدن به مقصود خویش، به اسباب و وسایط متوسّل می‌شود؛ مثلاً اگر بخواهد زمین خشک و بایرى راتبدیل به مزرعه‏اى سر سبز و یا باغى آباد کند، باید زمین را شخم بزند، نهال یا دانه و بذر درون زمین بکارد، به موقع کود و آب بدهد، به اندازه لازم سم پاشى کند و...

اگر مى‏خواهد به طبقه دوم یا سوم یک ساختمان برسد، باید از پله‏هاى اون بالا رود، یا سوار آسانسوز یا پله برقى شود وهمینطور در سایر کارهاى روزمره زندگى، انسان به اسباب و وسایل براى رسیدن به مقصود خود تمسّک و توسّل مى‏جوید.

بر این پايه ، توسّل لازمه زندگى انسان در جهان هستى هست؛ جهانى که بر اون قانون اسباب و مسببات حکم فرما هست.
بنابراین، خداوند که هستى عالم از او هست و ادامه هستى و هر حرکت و تغییرى وابسته به او و ناشى از فیض او هست، خود براى اعطاى فیض خویش، مجارى و اسبابى را برنامه داده هست.

بر همین پايه ، خداوند امورى را به عنوان اسباب و وسایل در جهت تقرب ونزدیکى به درگاه خویش و برآمدن حاجات، برنامه داده هست و ما را به توسل به اون امور، امر کرده هست: «یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و ابتغوا الیه الوسیله؛؛ اى مؤمنان پرواى الهىداشته باشید و به سوى او وسیله تحصیل کنید» (مائده / 35).
با توجه به اطلاق کلمه «وسیله» آیه شریفه، این کلمه معنایى وسیع و گسترده دارد و شامل هر اونچه که صلاحیت نزدیک کردن انسان به پیشگاه خداوند را دارد، مى‏شود.

همچنان که نماز و روزه، احسان به یتیم، دستگیرى از مستمندان، خدمت به ایجاد خدا و...

وسیله تقرب به خداوند هستند؛ هستمداد به ارواح مطهر پیامبران و اولیاى الهى و درخواست دعا از اونان نیز وسیله تقرب به خداوند هست که در روایات و سیره معصومین بر اون تأکید شده هست.

پیامبر اکرم به شخصى نیازمند که - به ایشان مراجعه کرده بود - شیوه توسل را یاد مى‏دهد: «اللهم انى اسألک و اتوجه الیک بنبیک نبى الرحمه...» (سنن ابن ماجه، ج 1، ص441؛ مسند احمد بن حنبل، ج 4، ص 138؛ الجامع الصغیر سیوطى، ص 59).
و روایات بسیار زیادى که در این زمینه وارد شده هست.

بنابراین، حقیقت توسّل به اولیاى الهى، تمسّک به اسباب و وسایل قرب به خداوند هست.تمسک به اولیاى الهى، به معناى اعتقاد به هستقلال اونان از خداوند، در تأثیر گذارى و برآمدن حاجات نیست؛ بلکه توسّل به اولیاى الهى، همراه با این اعتقاد هست که تنها خداوند هست که مستقل از غیر و بى نیاز از غیر، در عالم هستى تأثیر مى‏گذارد.

و غیر از او، تأثیرگذارى همه اسباب و وسایل تحت قدرت و اراده و خواست خداوند و متکى به اون خواهد بود.
با توجه به حقیقت توسّل ضرورت اون آشکار مى‏شود، زیرا عالم هستى بر پايه نظام اسباب و مسببات هستوار هست و تمسک به اسباب و وسایل، براى نیل به مقصود و تحصیل کمالات مادى و معنوى، لازمه این نظام هست و خداوند نیز انسان را در جهت کسب کمالات معنوىو قرب به درگاه خویش، امر به تمسک به وسایل، یعنى، امر به توسل کرده هست.
در این راستا، علاوه بر اعمال صالح و نیک مثل انفاق به مستمندان خدمت به ایجاد خدا، برآوردن نیازهاى هم‏نوعان و عباداتى همچون نماز و روزه - که مورد رضایت خداوند و به منظور تقرب به درگاه الهى تشریع شده هست - مى‏توان به انسان‏هاى پاک و معصوم و وارسته‏اىکه مرضى خداوند و از مقربان درگاه الهى‏اند، (همچون انبیاى الهى و به ویژه پیامبر خاتم و ائمه معصومین(ع)) توسّل جست.

در حقیقت توسل به اولیاى الهى، به معناى واسطه (و سبب) برنامه دادن اون انسان‏هاى پاک و مقرب درگاه الهى و طلب دعاى خیر اونان در حق متوسلان هست.
هر انسانی مستقیما می تواند با خداوند ارتباط بربرنامه کند و طلب فیض کند ولی برای این که قطعا از فیوضات الهی بهره مند گردد و درخواست او برآورده گردد به اولیای الهی متوسل می شود تا به واسطه مستجاب بودن دعای اولیای الهی، او به حاجت خود برسد چنان که فرزندان یعقوب(ع) از پدر درخواست کردند که به درگاه خداوند برای اونان طلب آمرزش نمايند و حضرت یعقوب(ع) اونان را از چنین کاری باز نداشت و به اونان نفرمود که خود به طور مستقیم به درگاه خداوند دعا کنید.

بلکه به اونان وعده داد که از درگاه خداوند بر اونان طلب آمرزش خواهد کرد: «قال سوف هستغفر لکم ربی انه هو الغفور الرحیم» (توبه ، آیه 80).
فرمودنى هست علت این که خداوند به پیامبران و اولیاى الهى، چنین نقشى را داده تا امت به اونان به عنوان واسطه و سبب بنگرند، این هست که اولا خداوند، با این کار، اولیاى خود را در کانون توجه و اقبال امت برنامه می دهد تا در عمل، امت با مراجعه به اونان و الگوگیرى از اونان، به طریق هدایت و سعادت دست یابند.

ثانیا از اون جا که اولیاى الهى، انسان‏هایى مثل خود ما هستند، خیلى زود و راحت مى‏توانیم با اونان رابطه عاطفى و نزدیک بربرنامه مى‏کنیم و همین ارتباط سریع، ما را به این اسوه‏ها نزدیک مى‏کند و ما را در معرض هدایت اونان قرارمى‏دهد.

ریشه قراونى توسّل‏
خداوند امورى را به عنوان اسباب و وسایل در جهت تقرب و نزدیکى به درگاه خویش برنامه داده و ما را به توسّل به اون امور، فرمان داده هست: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسِیلَهَ»؛ مائده (5)، آیه 35.؛ «اى مؤمنان! پرواى الهى داشته باشید و به سوى او وسیله تحصیل کنید».
با توجه به عدم تقیید کلمه «وسیله»، اطلاق اون، شامل هر چیزى مى‏شود که صلاحیت نزدیک کردن انسان به پیشگاه خدا را دارد.

همان طور که نماز، روزه، احسان به یتیم، دستگیرى از مستمندان، خدمت به ایجاد خدا و ...

اسباب تقرب به خداوند هستند؛ هستمداد از پیامبران و اولیاى الهى نیز وسیله تقرب به خداوند هست.

از این رو هنگام دعا، خداوند را به حق بندگان صالح و آبرومند درگاه او، قسم مى‏دهیم و یا از اولیاى الهى مى‏خواهیم که براى ما در درگاه الهى دعا نمايند.

همچنین در روایت نبوى - مستند نزد شیعه و اهل سنت - آمده هست: «کل دعاء محجوب حتّى یُصلّى على محمد و آل محمد»؛میزان الحکمه، ج 4، ص 1662، ح 10794؛ کنزالعمال، ح 2153؛ المعجم الاوسط، ج 1، ص 220.؛ «هر دعایى محجوب هست تا اینکه بر محمد و آل محمد درود فرستاده شود».

بنابراین صلوات و درود بر پیامبرصلى الله علیه وآله و اهل بیت و توجه به اونان، یکى از مهم‏ترین وسایل تقرب به خدا و بهره‏گیرى از فیوضات الهى هست.
ضرورت توسّل‏
بدون شک آدمى براى تحصیل کمالات مادى و معنوى، به غیر خود؛ یعنى، خارج از محدوده وجودى خویش، نیازمند هست.

عالم هستى بر پايه نظام اسباب و مسببات هستوار شده و تمسّک به سبب‏ها و وسایل براى رسیدن به کمالات مادى و معنوى، لازمه این نظام هست.
بر همین پايه قراون کریم، انسان را در جهت کسب کمالات معنوى و قرب به درگاه الهى، امر به توسّل به اسباب تقرب کرده هست:«یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسِیلَهَ»؛ «اى مؤمنان پرواى الهى داشته باشید و به سوى او وسیله تحصیل کنید»: مائده (5)، آیه 35..

در روایات پیامبر اکرم و امامان معصوم(ع) نیز بر لزوم توسّل به اولیاى الهى هنگام دعا، تأکید شده هست؛ چنان‏که در روایت نبوى مستند نزد شیعه و اهل سنت آمده هست:
«کل دعاء محجوب حتّى یُصلّى على محمد و آل محمد»؛ میزان الحکمه، ج 4، ص 1662، ح 10794؛ کنزالعمال، ح 2153؛ المعجم الاوسط، ج 1، ص 220.

«هر دعایى محجوب هست تا اینکه بر محمد و آل محمد درود فرستاده شود».
بنابراین همچنان که اصل دعا از اسباب و وسیله‏هاى فیض هست و مى‏توان حاجت را به طور مستقیم از خداوند درخواست کرد؛ توسّل به اولیاى الهى در هنگام دعا نیز از اسباب فیض و وسایل قرب به خداوند هست.

حکمت توسّل‏
یکم.

حکمت اعطاى این نقش به بزرگان دین و اولیاى الهى، جایگاه معنوى اونان هست.

همه موجودات عالم هستى، آیات و نشانه‏هاى حضرت حقّ‏اند.

هر موجودى به اندازه وسعت وجودى‏اش، نشانگر اسما و صفات خداوند سبحان هست.

عالى‏ترین و تابناک‏ترین جلوه و ظهور حضرت حق، در آینه وجود انسان کامل (پیشوایان معصوم) محقق مى‏گردد.

انسان کامل آینه تمام نماى اسما و صفات حضرت حق و جلوه و مظهر جلال و جمال پروردگار هست.

توسّل به انسان کامل، در حقیقت توجه به جلال و جمال خدا و توسّل به چشمه فیض او هست.
دوّم.

اولیاى الهى انسان‏هایى از جنس خود ما هستند و به طور معمول خیلى راحت‏تر و زودتر مى‏توان با اونان رابطه عاطفى، بربرنامه کرد.
سوّم.

خداوند خواسته هست اولیاى خود را در کانون توجه و اقبال امت برنامه دهد.

توجه به اونان، به عنوان انسان‏هاى کامل و برقرارى ارتباط عاطفى و معنوى با اونان، تأکید بر حقانیت و اسوه بودن اونان هست و موجب مى‏شود امت با مراجعه به اونان و الگوگیرى از ایشان، به طریق هدایت و سعادت، دست یابند.
عبادت و پرستش‏
«عبادت» نهایت ذلت و خضوع، در برابر کسى هست که اعتقاد به الوهیت او داشته باشیم و یا او را فاعل هستقلالى و غیر وابسته بدانیم.

بنابراین عبادت دو رکن دارد: 1.

نهایت ذلت و خضوع، 2.

اعتقاد به الوهیت یا فاعلیت هستقلالى و نا وابسته.
هرگاه یکى از این دو رکن، نباشد، دیگر مفهوم عبادت و پرستش صدق نمى‏کند.

خداوند خود به فرشتگان فرمان داده هست، در مقابل آدم سجده نمايند: «و یاد کن اون‏گاه که فرشتگان را فرمودیم: آدم را سجده کنید».

بقره (2)، آیه 34.

و یا فرزندان را به نهایت خضوع و تذلل در برابر والدین دستور داده هست: «و بال‏هاى ذلت و خوارى را از روى مهربانى براى اون دو بگستران.» اسراء (17)، آیه 24..

بدیهى هست، این اعمال عبادت و پرستش غیر خدا محسوب نمى‏شود؛ و گرنه خدا امر به اون نمى‏کرد.

توسّل و شرک‏
در توسّل، گاهى حاجت خود را از خدا مى‏خواهیم و هنگام دعا او را به حق اولیایش قسم مى‏دهیم که حاجت ما را برآورده سازد.

این روش را پیامبر اکرم(ص) تعلیم فرمود و خود نیز بدان عمل مى‏کرد.

کنزالعمال، ج 12، ص 148، ح 34425؛ مسند احمد بن حنبل، ج 4، ص 138.

براى تفصیل بیشتر ر.ک: پرسش 19.

در چنین روشى هیچ‏گونه احتمال شرک وجود ندارد.
در نوع دوم توسّل، خداوند را حاجت دهنده مى‏دانیم و از اولیاى الهى مى‏خواهیم بر آمدن حاجت ما را از درگاه الهى درخواست نمايند.

در خواست دعا، نه تنها مؤثر دانستن غیر خدا نیست؛ بلکه اعتراف به این مطلب هست که تنها حاجت دهنده و مؤثر در عالم هستى، او هست.
در نوع سوم توسّل به طور مستقیم حاجت خود را از اولیاى الهى طلب مى‏کنیم و این نیز شرک نیست؛ زیرا تأثیرگذارى اونها، به صورت غیراستقلالى و وابسته به اراده و قدرت الهى هست.

اسباب و واسطه‏هاى فیض همچنان که در اصل وجود و بقاى خویش، وابسته و قائم به او هستند، در فاعلیت و تأثیرگذارى نیز وابسته به اراده و قدرت خداوند مى‏باشند.

بنابراین نه توحید در ربوبیت به معناى انکار نقش اسباب هست و نه اثبات نقش اسباب و واسطه‏هاى فیض، منافى با توحید ربوبى هست.

از این رو، تمسّک به اونها، منافاتى با توحید ربوبى ندارد.
بلى، اگر کسى اسباب و واسطه‏هاى فیض را، فاعل مستقل از اراده و قدرت خدا بداند و یا معتقد به مبدأ مؤثرى در عالم هستى باشد که خدا اون را سبب و واسطه فیض برنامه نداده، دچار شرک گشته هست.


بنابراین توسّل و حاجت خواستن از اولیاى الهى، تمسّک به رابطه‏هاى فیض الهى و اسبابى هست که فاعل بودن اونان وابسته به قدرت و اراده خداوند هست.

در نتیجه این حاجت خواستن، شرک در ربوبیت نیست؛ همچنان که تمسّک به سایر اسباب (مثل پزشک و دارو)، شرک در ربوبیت نیست.

از سوى دیگر، چون کسى اونان را «خدا» و «اللَّه» نمى‏داند؛ بلکه تمام افتخار اولیاى الهى این هست که بنده و مخلوق او هستند، شرک در الوهیت (شرک در ذات) هم نیست.
با توجه به اونچه در تبیین مفهوم «عبادت» گذشت، شرک در عبادت و پرستش نیز نخواهد بود؛ چون عبادت، خضوع و خشوع همراه با اعتقاد به الوهیت یا ربوبیت معبود هست.

بنابراین هیچ‏کدام از اقسام شرک، بر این نوع از توسّل، صدق نمى‏کند.
بر خلاف پرستش بت‏ها و شفاعت‏جویى مشرکان که خداوند درباره اونان مى‏فرماید: «وَ یَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا یَضُرُّهُمْ وَ لا یَنْفَعُهُمْ وَ یَقُولُونَ هؤُلاءِ شُفَعاؤُنا عِنْدَ اللَّهِ»؛ یونس (10)، آیه 18..
آیه شریفه، مشرکان را به دو جهت، مورد سرزنش و توبیخ برنامه داده هست:
1.

عبادت و پرستش بت‏ها،
2.

اعتقاد به وساطت بت‏ها.
مشرکان مکه، اعتقاد به الوهیت بت‏ها نداشتند و اونها را «اللَّه» نمى‏دانستند؛ زیرا مى‏فرمودند: «هؤُلاءِ شُفَعاؤُنا عِنْدَ اللَّهِ».

اما دچار شرک در ربوبیت بودند؛ یعنى، بت‏ها را موجوداتى مى‏دانستند که مستقل از اراده و قدرت خداوند، منشأ تأثیر و جلب خیر و دفع ضرراند.

به همین جهت با قربانى کردن و خضوع و خشوع در برابر بت‏ها، در صدد جلب رضایت اونها بودند.
در نتیجه عمل مشرکان مکه از سه جهت مورد نکوهش هست:
1.

شرک در ربوبیت،
2.

شرک در عبادت،
3.اعتقاد به ربوبیت و عبادت در برابر سنگ و چوبى که با دست خود تراشیده بودند.

تعبیر «ما لا یَضُرُّهُمْ وَ لا یَنْفَعُهُمْ» اشاره به شدّت پستى این اعتقاد و عمل هست.
در حالى که توسّل به اولیاى الهى، اعتقاد به وساطت کسانى هست که خداوند به اونان چنین منزلتى داده هست.

ما اولیاى الهى را نه «اللَّه» مى‏دانیم و نه اعتقاد به ربوبیت و فاعلیت هستقلالى اونان داریم؛ بلکه به نظر ما، هر گونه فاعلیت و تأثیرگذارى اسباب و واسطه‏هاى فیض، وابسته به اذن، اراده و قدرت خداوند هست.
از طرف دیگر باید توجه داشت که توسل به اولیای الهی در میان همه فرق مسلمانان اعم از شیعه و سنی امری مقبول و پذیرفته شده هست و حتی در موارد متعددی نقل شده که مسلمانان و حتی خلفا از جمله عمر بن الخطاب پس از رحلت پیامبر بر سر قبر اون حضرت حاضر شده و به ایشان متوسل می شدند و تنها وهابی ها با توسل مخالفند.
یکى از اصول مسلم اسلامى «توحید ربوبى» هست.

توحید در ربوبیت، به این معنا هست که «تنها خداوند مالک حقیقى عالم هستى هست و تدبیر همه موجودات عالم را بر عهده‏دارد و مى‏تواند به صورت مستقل و بدون نیاز به همکارى یا اذن و اجازه موجود دیگر، در امور هستى تصرف کند و اون را سامان دهد و اگر یکى از مخلوقات او، به تدبیر و تنظیم امور موجود دیگرى دست مى‏زند، این عمل او وابسته به اذن و اراده و قدرت خداوند و غیرمستقل هست».

براین پايه ، هرگونه تدبیر امور عالم هستى و برآوردن نیازها و حاجات موجودات - از جمله انسان - به طور مستقل از اون خداوند هست و تنها او هست که حاجت‏ها و نیازها را برطرف مى‏سازد.

بله، غیر خدا با اذن و اجازه خداوند و متکى به اراده و قدرت او مى‏تواند در تدبیر پاره‏اى از امور انسان نقش داشته باشد.

اما این نقش هستقلالى نیست؛ بلکه تبعى و با اذن و قدرت الهى هست؛ یعنى، خداوند، خودش اونان را وسیله و سبب در انجام دادن و تدبیر بعضى از امور برنامه داده هست.

بنابراین ما مى‏توانیم از اولیاى الهى (پیامبران و ائمه معصومین(ع« بخواهیم حاجت ما را برآورند؛ اما باید به این نکته توجه کنیم که اونان، هرگز نمى‏توانند مستقل از اراده و مشیت الهى عمل نمايند؛ زیرا اونان متکى به اراده، خواست و قدرت خداوند و واسطه در برآمدن حاجات ما مى‏باشند.

درباره حکمت این که چرا خداوند به بزرگان دین چنین نقشى را داده هست و امت مى‏توانند در طلب حاجات خود به اونان به عنوان واسطه و سبب بنگرند، مى‏توان فرمود: اولاً از ان جا که اولیاى الهى، انسان‏هایى مثل خود ما هستند، مى‏توانیم خیلى راحت‏تر و زودتر، رابطه عاطفى و نزدیک با اونان بربرنامه کنیم.

ثانیاً، خداوند با این کار، خواسته هست اولیاى خود را در کانون توجه و اقبال امت برنامه دهد و در عمل، امت را اسوه‏ها و الگوهاى هدایت ارجاع دهد تا امت با مراجعه به اونان و الگوگیرى از ایشان، به طریق هدایت و سعادت دست یابند.

با توجه به توحید در ربوبیت، تنها خداوند مالک عالم هستى هست و تنها او هست که مستقل و بدون اذن و اجازه موجود دیگر و بدون نیاز به قدرت دیگرى، مى‏تواند در امور جهان هستى، تصرف کند و سایر موجودات و مخلوقات نیز، تنها با اذن و اراده خدا و متکى به قدرت او، مى‏توانند در عالم هستى تأثیرگذار باشند.

از اونجا که خداوند عالم هستى و امور اون را برپايه نظام اسباب و مسببات برنامه داده هست و فیض خود را از طریق مجارى و اسباب اعطا مى‏کند، براى نیل به مقصود، باید به این اسباب و وسایط متوسل شویم: ابى الله ان یجرى الاشیاء الا بالاسباب‏، (بحارالانوار، ج 2، ص 90).

بر این پايه ، خداوندِ سبب‏ساز، خود، اولیاى خویش را واسطه و سبب در برآمدن حاجات برنامه داده و ما را امر به توسل کرده هست: /Bیا أَیُّهَا اَلَّذِینَ آمَنُوا اِتَّقُوا اَللَّهَ وَ اِبْتَغُوا إِلَیْهِ اَلْوَسِیلَهَw1-10wI5:35I/؛ اى مؤمنان! پرواى الهى داشته باشید و به سوى او وسیله تحصیل کنید، (مائده، آیه 35).

همچنان که نماز و روزه و واجبات، وسیله تقرب به خدا هستند، دعاى پیامبران و اولیاى معصوم و پاک نیز وسیله قرب به خداوند هست.

بنابراین اولیاى الهى، اسباب و وسایل‏اند؛ اما توسل به اونان، با توجه به این نکته هست که براى اونان اصالت قائل نیستیم و ایشان را فاعل مستقل نمى‏دانیم؛ بلکه هرگونه تأثیرگذارى اونان را متکى به اذن و اراده و قدرت خداوند مى‏دانیم.

در حقیقت توسل به اسباب، هر چند به ظاهر توجه به اونان هست؛ اما در حقیقت، مطلوب حقیقى خود خداوند هست و در واقع توجه به اسباب، عین توجه به مسبب‏الاسباب (خداوند) هست.

و اما در مورد آیه قراون که به اون اشاره فرموده‏اید.

مواردى که در قراون، عقیده برخى امت در مورد پیامبران مورد سرزنش برنامه گرفته، اولاً در مواردى هست که اونان را فرزند خدا دانسته‏اند مانند /Bوَ قالَتِ اَلْیَهُودُ عُزَیْرٌ اِبْنُ اَللَّهِ وَ قالَتِ اَلنَّصارى‏ اَلْمَسِیحُ اِبْنُ اَللَّهِ‏w1-12wI9:30I/؛ یهود فرمودند: عُزَیر، فرزند خداست و نصارا گرفتند مسیح پسر خداست‏، (توبه، آیه 30).

ثانیاً، در مواردى هست که اونان، پیامبر خدا را، خدا دانسته‏اند /Bوَ إِذْ قالَ اَللَّهُ یا عِیسَى اِبْنَ مَرْیَمَ أَ أَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اِتَّخِذُونِی وَ أُمِّی إِلهَیْنِ مِنْ دُونِ اَللَّهِ‏w1-19wI5:116I/؛ و اونگاه که خداوند به عیسى فرمود: آیا تو به امت فرمودى که من و مادرم را اله و معبود خود برنامه دهید، (مائده، آیه 116).

به هر حال، همان گونه که در مورد توسل بیان شد، توسل به معصومین نه با اعتقاد به الوهیت و خدایى اونهاست و نه با اعتقاد به ربوبیت اونان (یعنى این که اونان در افعال خود مستقل از خداوند و خارج از حیطه قدرت و اراده و خواست الهى عمل نمايند).

لذا توسل شرک نیست و آیات فوق هم ربطى به این مسأله ندارد.



برگرفته از پرسمان

پرسمان در تاریخ 2 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 05:21 ب.ظ به این سوال جواب داده هست.


80 out of 100 based on 50 user ratings 950 reviews